
در گردهمايي شب منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران، برگزيدگان بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجربه انتخاب داوران انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران و اولين جشنواره مطبوعات سينمايي کشور معرفي شدند.طناز طباطبايي براي بازي در فيلم «صداها» بهترين بازيگر زن نقش مكمل و صابر ابر براي «درباره الي...» بهترين بازيگر مرد نقش مكمل شدند. همچنين ليلا حاتمي براي «بيپولي» بهترين بازيگر زن نقش اول و محمدرضا فروتن براي «عيار 14» بهترين بازيگر مرد نقش اول شدند. هادي مقدمدوست و حميد نعمتالله براي فيلم «بيپولي» برنده جايزه بهترين فيلمنامه شدند و حسن فتحي براي «پستچي سه بار در نميزند» برنده جايزه بهترين كارگرداني شد. در اين مراسم واروژ كريممسيحي نيز براي فيلم «ترديد» جايزه ويژه هيات داوران را به دست آورد. اصغر فرهادي نيز براي فيلم "درباره الي " جايزه بهترين فيلم را به دست آورد. همچنين شهرام مکري براي فيلم« اشکان،انگشتر متبرک وچند داستان ديگر» جايزه بهترين خلاقيت واستعداد درخشان را کسب نمود.
اين روزها بهدعوت «اميركاستاريكا» در سومين دورهي جشنواره فيلم «كاستندورف» صربستان به نمايش درآمده است و اصغر فرهادي براي برپايي كارگاه فيلمسازي و نمايش فيلمش در اين جشنواره حضور دارد.
سپس «دربارهالي» در مراسم افتتاحيهي جشنوارهي «سينماي نو خاورميانه» در شهر «فلورانس» ايتاليا روز سوم فوريه (14 بهمن) به نمايش درخواهد آمد و ساختهي پيشين اصغر فرهادي، «چهارشنبهسوري» نيز در اين جشنواره كه تا 7 فوريه ـ (18 بهمن ماه ) برپاست، اكران ميشود.
و از اواخر ژانويه سيوسومين جشنوارهي فيلم «گوتنبرگ» سوئد در بخش غيررقابتي ميزبان فيلم «درباره الي» ميشود، اين جشنواره از 29 ژانويه تا هشتم فوريه (9 تا 19 بهمن ماه )برگزار خواهد شد.
بنابراين گزارش، «دربارهالي» همچنين طي چند روز گذشته، روز هفتم ژانويه (17 دي ماه) در مراسم افتتاحيهي هشتمين جشنواره فيلم «پيون» هند به نمايش درآمد كه اين رويداد سينمايي پنجشنبه 24 دي به كارش پايان داد.
به گزارش ايسنا، علاوه بر جشنوارههاي جهاني آخرين ساخته «اصغر فرهادي» اين روزها در بلژيك، هلند و لوكزامبورگ به نمايش عمومي درآمده است.
«درباره الي» اخيرا جايزهي بهترين فيلم بلند جشنواره كرالا هندوستان را گرفت و سال گذشته براي «درباره الي» خرس نقرهاي بهترين كارگرداني در برلين به اصغر فرهادي اهدا شد و «رابرت دنيرو» در جشنوارهي «ترابيكا» جايزهي بهترين فيلم بلند را به فرهادي اهدا كرد وهمچنين جايزهي نتپك (شبكهي توسعه سينماي آسيا) جشنوارهي «بريسبان» استراليا را دريافت كرد.
«دربارهالي» تاكنون در سيوسومين جشنواره فيلم هنگكنگ، هشتمين جشنواره فيلم ترايبكا آمريكا،هفدهمين جشنواره «سينماي باز» بلژيك، بخش سينماي معاصر سيوپنجمين جشنواره سياتل آمريكا،هشتمين جشنواره ترانسيلوانيا روماني، چهلوچهارمين جشنوارهي كارلوويواري چك، پنجاهوهشتمين جشنواره ملبورن استراليا، پنجمين جشنوارهي تراورس سيتي آمريكا، «فئوكوكا» ژاپن، «دورو» پرتقال، «هلسينكي» فنلاند، و... به نمايش درآمده است.
منبع : ایسنا

آقای فرهادی اول از همه راجع به اهمیت این مراسم
میخواهم بپرسم. فیلم شما در چهار رشته بیشترین نامزدی را داشت و در پایان هم دو
جایزه مهم را به خودش اختصاص داد. فکر میکنید که چقدر این جوایز و برگزاری
اینگونه مراسم میتواند اهمیت داشته باشد برای منطقهٔ آسیا و اقینوسیه، برای سینما ایران و
در نهایت برای "دربارهٔ الی" و شخص شما؟
به نظر من جشنوارهها و جایزهها در هویت یک فیلم هیچ تغییری ایجاد نمی کنند. یعنی
اگر یک فیلم همهٔ جایزههای دنیا را هم بگیرد در هویت اصلی خود
فیلم تغییری ایجاد نمیشود و اگر هم نگیرد باز هم آن فیلم همان فیلم است. ولی اتفاقی
که میافتد این است که بیشتر جشنواره ها باعث شنیده شدن بیشتر اسم فیلم میشوند و
پیدا کردن بیشتر مخاطب. از این روی به نظر من فستیوالها مفید هستند برای فیلمها
ولی خوب به همان اندازه میتوانند خطر ناک باشند برای فیلمسازها یعنی یک جور باعث
محدود کردن زاویه دید فیلمسازان و یکسان سازی فیلمهای فیلمسازان مختلف و آثار بعدی
همان فیلمساز میشوند.
یعنی
اگر اینگونه مراسم و جوایز بیش از اندازه جدی گرفته شود از طرف فیلمساز ها، به نظر
می آید که میتواند خطرناک باشد. یعنی ناخود آگاه و به مرور زمان میتواند سلیقهٔ فیلمساز را
رنگ و آب دهد و جهت دهد و به نوعی فیلمساز های مختلف شبیه هم شوند و معنای یک اثر
خوب برایشان یک معنای مشترک شود. این خوب نیست و تنوع آثار را میگیرد. من همیشه
این بخش فستیوالها برایم نگران کننده است و سعی میکنم که از یک اندازهای بیشتر
اهمیت ندهم به جایزهها و فستیوالها.
- آیا با سایر فیلمها که نامزد دریافت جایزه بودند و فیلم سازانی که حضور
داشتند آشنایی داشتید؟ و جایگاه سینمای ایران را در منطقه چطور دیدید؟
بعضی از این فیلمها را دیده بودم و راجع به بقیه شنیده بودم. چون اینها همان
فیلمهایی بودند که در منطقهٔ آسیا و اقینوسیه در سال گذشته مطرح شدند و راجع
بهشان صحبت می شد. و این مراسم فرصتی که شد که راجع بهشان بیشتر بدانم. اینکه
جایگاه سینمای ایران الان کجاست ، خیلی سخت است که بشود تنها با این مراسم در مورد
کل سینمای ایران و آسیا اقینوسیه اظهار نظر کرد ولی نکته ای که به نظرم آمد با
توجه به فیلمهایی که دیدم و اینجا حضور داشتند این بود که سینمای کشورهایی مانند
استرالیا، چین، کره و ژاپن خیلی به لحاظه تکنیک دارد جلو میرود و فیلمهایی تولید
میکنند که پروداکشنهای خیلی بزرگتر و به لحاظه بیانی خیلی فیلمهای قویتری دارند
می شوند و همچنان سینمای ایران به نظر میآید که در این بخش هنوز یک مقدار عقب
است.
- با شما موافقم ولی نکتهای که اینجا میشود به آن اشاره کرد این است که اتفاقا
فیلم "دربارهٔ الی" مشخصه یک فیلم فستیوالی به
آن شکل و سیاقی که ما در سینما ی ایران میشناسیم ، چه از لحاظ فرم روایت و شخصیت
پردازی و چه از لحاظ تکنیک ندارد. خودتان فکر میکنید با اینکه فیلم فاقد آن
مشخصات است ، دلایل موفقیت فیلم در فستیوالهای جهانی از برلین تا اینجا چیست و چرا
مورد توجه مخاطب غیر ایرانی قرار گرفته است؟
من وقتی که فیلم را می ساختم فکر نمی کردم که به دلیل پیچیدگی قصه و میزان زیاد دیالوگها
و مانعای به اسم زبان پارسی در واقع بتواند حتی به اندازهٔ فیلمهای
قبلی خودم در خارج از ایران موفقیت کسب کند. حدس من این بود که یک مقدار کمتر از
چهار شنبه سوری در فستیوالها حضور پیدا میکند. برای خود من هم نکتهٔ عجیبی بود
که فیلم توانست به فستیوالها راه پیدا کند و با تماشاگر خارجی ارتباط برقرار کند.
و این نکته برای من نکتهٔ خوشحال کنندهای است و به تجربهٔ جدیدی دست
پیدا کردم که اتفاقا وقتی که به نیت جهانی شدن فیلم نمیسازی و یک فیلم کاملا
بومی میسازی ولی قواعد بیانی را رعایت میکنی، آن فیلم میتواند با تماشاگر غیر
پارسی زبان ارتباط برقرار کند. خود من حسم بر این اساس است که چند عامل باعث شده
است که فیلم "دربارهٔ الی" با آن همه دیالوگ و قصه ای که به هر
حال قصهٔ تک خطی و ساده نیست ارتباط برقرار کند با یک کسی که زبان ما را
نمی داند و با فرهنگ ما آشنا نیست.
فکر
میکنم که مهمترین عامل کششی است که داستان فیلم و شیوهٔ داستان گویی برای تماشاگر ممکن است
ایجاد کرده باشد. به هر حال آدامها با فرهنگ های مختلف در نقاط مختلف دنیا فکر میکنم
که از روبرو شدن با یک قصه و در گیر شدن با یک درام لذت می برند. که در واقع این ویژگی
یک فرهنگ خاص نیست و در همه جای دنیا این یک خصیصه مشترک است. "دربارهٔ الی"
فکر میکنم که در قدم اول این عامل به آن کمک کرده که با تماشاگران دیگر ارتباط
برقرار کند. نکتهٔ دوم این است که برای تماشاگر خارجی این فیلم
ابزار و وسیله ای نیست که به عنوان یک دایرۀ المعارف در مورد ایران باشد، یعنی
وقتی این فیلم را میبیند نمی گوید که من این فیلم را دیدیم که از طریق این فیلم
کل جامعه ایران را بشناسم. یعنی به عنوان ابزار و واسطه به فیلم نگاه نمیکند،
بلکه خود فیلم را به عنوانه یک اثر مستقل جدای از اینکه این فیلم کجا سخته شده است
نگاه می کند. حالا آن اطلاعاتی که باید پیدا کند راجع به جغرافیا یی مثل ایران شاید
به طور غیر مستقیم پیدا کند.
که
قطعاً هیچ فیلمی نمیتواند مدعی باشد که من تصویری کامل از یک جامعه پیچیده،
گسترده و بزرگ با خرده فرهنگهای بسیار متنوع از کشوری مانند ایران را دارم ارائه
می دهم. در واقع هیچ کس طاقت و توان بدوش کشیدن چنین وظیفه و مسئولیتی رو ندارد.
بنابرین این فیلم به خودی خود یک فیلم است و یک اثر مجزا که تماشاگر به دلیل قصه
گویی فیلم با آن درگیر میشود. نکته سوم که باز مهم است اینست که نشانههایی که
در فیلم وجود دارد مرجع آن برای معنا شدن در خود فیلم است و نه در بیرون فیلم و در
یک جامعهای که تماشاگر خارجی نمیشناسد.
بعضی فیلمها هستند که نشانه ها یی در آنها هست که شما به عنوانه بیننده برای
مفهوم شدن آن نشانهها باید فرهنگ آن جامعه را نیز در کنار فیلم ببینی و آن
سرزمینی را که داستان فیلم در آن میگذرد را بشناسی و در مورد آن کنجکاو باشی تا فیلم
برایت جذاب باشد. بعضی فیلمها هستند که نشانه ها یی که در آنها وجود دارد مرجعش در
درون خود فیلم هست و حتئ اگر آن فرهنگ و آن جامعه را هم نشناسی خیلی فیلم غریبه و
دوری برایت نیست. در "دربارهٔ الی" هم در حقیقت همین نکته
رعایت شده است. نه به این دلیل که با تماشاگر خارجی ارتباط بر قرار کند بلکه به
این دلیل که این شیوه شیوهٔ بیانی من است.
- موافق هستید که در خارج از مرزهای ایران به خصوص در فستیوالها وقتی که اسمی
از سینما ایران به میان میآید بیشتر تعریفی که در ذهن افراد تداعی می شود، نوع
خاصی از سینمای ماست که به سینمای شاعرانه نیز معروف است با سبک ویژهای از قواعد
تکنیکی، داستان گویی ، بازی و شخصیت پردازی. حتئ در سالهای اخیر شاهد بوده ایم که
کشورهای دیگری هم در منطقهٔ ما و یا آمریکای لاتین به تولیداتی
با الهام گرفتن از این سینما روی آورده اند. به عنوان نمونه در همین فستیوال فیلمی
از هند حضور داشت که تهیه کنندهٔ آن به این نکته اشاره می کرد که
فیلمش شبیه سینما ایران است. آیا شما فکر میکنید که با "دربارهٔ
الی" در حال فاصله گرفتن از این سینما هستیم؟ آیا میتوانیم بگوییم که
"دربارهٔ الی" نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران است؟
و اگر در حال فاصله گرفتن هستیم آیا این خوب است یا بد و به چه سمتی در حال گذار هستیم؟
به نظرم که "دربارهٔ الی" حاصل همان تجربیات و در ادامهٔ همان مسیر
است ولی نه عین آنها و تکرار آنها. در واقع اگر آن فیلمها ساخته نمی شدند شاید
"دربارهٔ الی" فیلم دیگری میشد. در واقع میشود گفت که فیلمی مثل
"دربارهٔ الی" روی همان پلهها قدم بر میدارد ولی تکرار آنها نمیشود.
باز هم اشاره میکنم که این نکات و نشانه ها به نیت اینکه فیلم با تماشاگر خارجی
ارتباط برقرار کند در فیلم نیامده. فیلم به دلیل اینکه قصهٔ پیچیده تری
دارد و داستان تک خطی ندارد شاید با بعضی از فیلمها متفاوت باشد ولی به هیچ
عنوان انکار و یا نفی آن فیلمها نیست. من به عنوانه سازندهٔ فیلم نمی
توانم و حق ندارم که بگویم این فیلم یک نقط عطف است. این چیزیست که زمان باید نشان
دهد و این کار تحلیل گران است و نه کار من که این حرف را بزنم.
- بعد از این تجربهٔ موفق و جهانی که با این فیلم داشتید
و بعد از سالها که در ایران و کنار آن مردم کار کردید، آیا به فکر تجربیات متفاوت
و به عبارتی فیلمسازی در خارج از ایران هستید؟ آیا در فکر همکاری با تهیه کنندگان
خارجی و تولید محصول مشترک و یا حتئ بیان قصهٔ مردم کشورهای دیگر هستید؟ و یا فکر
میکنید که نمی توانید از ایران فاصله بگیرید و باید در کنار مردمی که سالها با
آنها زندگی کردهاید و از نزدیک لمسشان کرده اید باشید تا بتوانید شخصیت ها و داستانهای
ماندگار خلق کنید؟
فیلمسازی در خارج از ایران به این معنا که شما تماشاگر گسترده تری داشته باشید و
با فضای جدیدتری در ساخت یک فیلم روبرو شوید جزو وسواسههای هر فیلمسازی میتواند
باشد ولی در کنار این امر اما و اگرهایی بسیار زیادی وجود دارد. وقتی شما میخواهید
اثری را خلق کنید در مکانی یا فرهنگی که شناختی از آن ندارید و یا اگر هم شناختی
دارید شناخت چند لایه و چند بعدی نیست، خیلی این عامل کار را سخت میکند. من فکر
نمی کنم روزی به این سمت بروم که فیلمی بسازم در محیطی که یا شناختی از آن ندارم
و یا دغدغه ایی شخصی در آن محیط برای من نیست. اگر روزی تصمیم بگیرم که در خارج
از ایران فیلم بسازم مطمئناً مرتبط با فضا و فرهنگ آن مملکت و دغدغه شخصی خودم
خواهد بود. ممکن است که یک قصه ای ایجاب کند که در خارج از ایران رخ دهد و لازم
باشد که من با یک تهیه کنندهٔ خارجی و یک گروه خارجی کار کنم، مطمئناً آن
قصه بی ارتباط با دغدغه های شخصی خودم که بر آماده از زندگی در این سالها در ایران
نیست، نخواهد بود و حتما مرتبط با فرهگ ایرانی خواهد بود. در این شکلش من این را
دوست دارم و این تصمیم را هم دارم و قطعاً روزی این کار را میکنم.
ولی اینکه بروم در جایی و کاملا بی ارتباط با داشته های خودم در طی این سالها
که در ایران زندگی میکنم یک قصه ایی را در یک محیطی که کاملا برایم ناشناس است
با شخصیتها یی که نمیشناسم بسازم، فکر نمیکنم که هیچگاه این کار راا انجام دهم. و
وقتی که اینکار را انجام دهم به حالت قهر و یا اعتراض نیست چون من فکر میکنم که
نباید به سراغ قصه ای بروم بخاطر قهر و یا اینکه شرایط چنان ایجاب میکند. آن قصه
باید در درون من متولد شود و شکل بگیرد. تنها در این صورت است که من میتوانم آن
قصه را بسازم.
- آیا شما به عنوان یک فیلمساز تصور میکنید که رسالتی بر عهده شما هست؟ یا
فیلمسازی شما و قصه هایی که بازگو میکنید بیشتر از درون شما می جوشد و به دغدغه
شخصی شما مربوط می شود که تماشاگر انعکاس آنرا بر پردهٔ
سینما شاهد است؟
من هیچ موقع تصور نمی کنم که رسالتی در گفتن حرفی به مردم دارم. این در درون خود
یک خودخواهی به همراه دارد که به نظر می آید من یک حرفی و نکته ای را فراتر از
این جمعیت بزرگی که تماشاگر فیلم من هستند می دانم و میخواهم به آنها تحمیل کنم.
نه اینطور نیست. من در حقیقت در درون خودم دغدغه های شخصی ای دارم و مهمتر از آن
سوالهایی دارم که سعی میکنم آن سوالها را در قالب یک قصه مطرح کنم و آن فیلم
در حقیقت وسیله ای شود برای تقسیم آن سوالها با تماشاگر.
نه اینکه من یک سری پاسخهایی را برای یک سری سوالهای مهم دارم و حالا پاسخها را به
تماشگر ارائه میخواهم بدهم. فکر می کنم تماشاگر امروز در دنیای سینما دیگر
تماشاگری نیست که نیازی به این پاسخها داشته باشد و اساسا دنیای امروز بیش از
اینکه به پاسخ نیاز داشته باشد به سوال نیاز دارد. من همیشه فکر میکنم که اولین
تماشاگر فیلم خودم، خودم هستم و سعی میکنم که فیلمی بسازم که خودم با آن بتوانم
ارتباط برقرار کنم. اگر من در برقراری این ارتباط با فیلم خودم موفق باشم احتمالا
آدمهای دیگری هم در نقاط دیگر دنیا هستند که با فیلم بتوانند ارتباط برقرار کنند.
- آیا برای شما "دربارهٔ الی" همان فیلمی است که همیشه
آرزوی ساختنش را داشته اید؟ یا اینکه در ذهن شما به عنوان یک فیلمساز هیچگاه چنین
سوال و وسوسه ای وجود نداشته است؟
به نظر من اگر فیلمسازی بگوید که ساخته اش همان فیلمی است که همیشه می خواسته و
حالا به خواسته اش رسیده است، یا نا آگاه است به حرفی که میزند یا دارد جعل میکند
و دروغ میگوید. قطعاً هر اثری که ساخته می شود به شکلهای دیگری هم می تواند ساخته
شود و هیچ گاه نمیتوان گفت که اثری کامل است و به آن نقطه ایده آلی که باید برسد
رسیده است. اگر به آن نقطه برسد دیگر آدم فکر میکند که نباید فیلم بسازد. شما
همیشه وقتی که فیلم می سازید میخواهید که فیلمی بهتر از فیلمی که قبلا ساخته اید
بسازید و اگر روزی فیلمی بسازید که بهترین و کاملترین باشد، دیگر باید توقف کنید و
فیلم نسازید. من هیچوقت چنین احساسی ندارم، نه از سر شکسته نفسی بلکه فکر میکنم
که واقع بینانه اش این است که نمیشود گفت وقتی که اثری ساخته می شود یک اثر کامل
است و دقیقا همان چیزی است که من میخواستم. ولی می شود گفت که من نزدیک شده ام به
خواسته ام، به آن چیزی که فکر میکردم ولی تحقق همهٔ خواستهای من ممکن است که نباشد. به
همین دلیل است که آدم باز فیلم میسازد، چرا که فکر میکند که باز می تواند به
جلوتر حرکت کند.
آرمین
میلادی
armin.miladi@gmail.com
اصغر فرهادي در جمع دانشجويان درباره آينده كاريش گفت: اين پرسشي است كه خود من هم از خود ميپرسم، اما در مجموع سعي كردهام كه خيلي سريع خود را از فيلم قبلي جدا كنم و به سمت فيلم بعدي بروم.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،فيلم سينمايي «درباره الي...»آخرين ساختهي سينمايي اصغر فرهادي بعد ازظهر روز چهارشنبه -18 آذرماه -در دانشكده مديريت دانشگاه علامه به نمايش درآمد و پس از آن با حضور كارگردان، پيمان معادي (بازيگر) و نيما حسنينسب (منتقد سينما) مورد نقد و بررسي قرار گرفت.
در اين جلسه اصغر فرهادي در ارتباط با آينده كاريش عنوان كرد: اتفاقي كه در اين چند ماه در جامعه و در مردم اطراف ما رخ داده اتفاقي ويژه و بزرگي بود. من در اين ماهها با تصويري جديد و عميقتر از پيش از مردم جامعهام مواجه شدم و اكنون اين تصوير جديد براي من چنان بزرگ و ستايشانگيز و قابل تامل است كه منصفانه نميبينم نوشتن دربارهي اين جامعه و اين مردم را با تصوير كهنهي پيشين ادامه بدهم. صحبت دربارهي اين مردم با توجه به اتفاقات چند ماههي اخير بايد با تامل بيشتر و وسواس بيشتر انجام گيرد. به همين دليل سعي ميكنم در كار بعدي به فراخور شناخت جديدي كه از مردم پيدا كردم خودم را با اين تصوير جديد همسو كنم.
او در عينحال گفت: در كنار شناخت ستايشانگيز از مردم كه منجر به شور و شوقي براي خلق يك اثر ميشود، اتفاقات و خبرهاي تلخي كه شاهد آن هستيم و جفايي كه ميشود غمي را بر دل مينشاند كه گاهي انگيزهي نوشتن و كار كردن را از نويسنده و فيلمساز ميگيرد اما بايد هر چه زودتر اين غم را كنار زد و اجازه نداد به نااميدي منجر شود.
فرهادي در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به سوال يكي ديگر از دانشجويان كه پيام فيلم را جويا شده بود توضيح داد: سينماي جدي امروز دنيا، كمكم به سمتي ميرود كه به خود اجازه نميدهد پيامي به مخاطبش تحميل كند. در واقع فيلم جدي و درخور اين روزگار بيشتر از اينكه پاسخ به مخاطب تحويل دهد سوال ايجاد ميكند. فيلم صورت مساله اصلي خود را با مخاطبش به مشورت ميگذارد تا هر دو به كمك هم به سمتوسوي يافتن پاسخ بروند.
در سينماي جدي امروز اين تصور كه فيلمي قرار است مطلبي با عنوان پيام را به مخاطب آموزش دهد تصور سخيف و غلطي محسوب ميشود كه در ذات خود توهين به تماشاگر و دستكم گرفتن شعور و قدرت تحليل او را دارد كه اين توقع و تصور از سينما و مجموعا از هنر در فرهنگ ما نيازمند تصحيح است.
علاوه بر اين من هرچه با خست بيشتري در اينباره صحبت كنم به نفع مخاطب خواهد بود، چراكه بهتر است لذت كشف سئوالات مختلف پنهان در فيلم را از شما نگيرم، زمانيكه سئوالي را كه فيلم براي شما ايجاد كرده پاسخ ميدهم درواقع دايرهي دريافت شما را محدود كردهام.
كارگردان «درباره الي...» در پاسخ به سوال ديگري كه موضوع فيلم را «دروغ» دانسته بود اظهار كرد: وقتي كلمه دروغ را به كار ميبريم در آن نوعي قضاوت و اظهارنظر اخلاقي مستتر است.معمولا موضوع فيلم يكي دو كلمهاي است كه فاقد قضاوت است.علاوه بر اين محدود كردن، موضوع فيلم به تنها يك كلمه به دنبال خود مغفول ماندن موضوعات ديگر و و وجوه ديگر فيلم را در پي دارد.
فرهادي در پاسخ به سوالي كه درباره احتمال موفقيت اين فيلم در مراسم اسكار مطرح شده بود هم توضيح داد: صحبتكردن درباره اين موضوع سخت است. در ايران از سر لطف اميدهاي زيادي براي حضور موفق فيلم در اسكار ايجاد شده اما واقعيت اين است كه مسير اسكار علاوه بر خود فيلم به چگونگي پخش فيلم در آمريكا و تبليغات پيرامون فيلم بستگي زيادي دارد به همين دليل واقعبينانه اين است كه اين اميد را پررنگتر از اين نكنيم.
اين كارگردان در پاسخ به مطلبي دربارهي به تعويق افتادن اكران اين اثر و برخي كارشكنيهايي كه در اكران آن صورت گرفت هم عنوان كرد: اكران نشدن فيلم يا علت اكران نشدن فيلم را بايد از مسئولان آن دوران جويا شد. كه البته آنها هيچگاه مستقيم و شفاف دراينباره پاسخ ندادهاند و به روش هميشگي صورت مساله را به مسايلي غيرمرتبط ارتباط دادهاند. اين حاصل مديريتي است كه از سر ترس و احتياط به جاي كلاه، سر ميآورد. با اينهمه ميتوان گفت كه عداوتهايي كه براي اكران اين فيلم صورت گرفت در نهايت به نفع فيلم تمام شد. شايد اين فيلم اگر در عيد نوروز اكران ميشد تماشاگر بيشتري پيدا ميكرد و به لحاظ مالي اين مساله براي سرمايهگذار بهتر بود اما نكتهاي كه براي من مهم و با ارزش است همزماني اكران فيلم و وقايعي بود كه در خيابانها ميگذشت. اين همزماني يكي از بهترين خاطرات كارنامهي من براي هميشه خواهد بود. مردم بعد از خروج از سينما و تماشاي فيلم آرام آرام بحثهاي حاصل از فيلم را با بحثهاي روز جامعه پيوند ميزدند و اين برايم تجربهاي شيرين بود.
اين كارگردان در بخش ديگري از اين نشست هم به مشاركت خوب اغلب اعضاء گروهش اشاره كرد و گفت: مشاركت اغلب افراد براي اين فيلم فوقالعاده بود. اگر كاري خوب ميشود قطعا آن اثر محصول كار گروهي منسجم است اين به معناي آن نيست كه به هيچ عنوان و مطلقا مشكلاتي نبوده اما قرار نيست كه من به عنوان كارگردان بر سر مخاطب منت بگذارم و از سختيها و مشكلات كار بگويم به هرحال سينما كار سختي است و ما حق نداريم كه لذت تماشاي فيلم را با بيان اين موضوعات از تماشاگر بگيريم. در اين فيلم بيشتر اعضاء گروه با وجود سلايق مختلف در يك نكته مشترك بودند و آن هم اينكه همه ميخواستند بهترين كارشان را انجام داده باشند.
تمرينهاي متعدد گروه قبل از فيلمبرداري و صحبتهايي كه اغلب روزها پس از فيلمبرداري صورت ميگرفت يكي از اتفاقات تاثيرگذاري بود كه در زمان ساخت اين فيلم رخ داد.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري از اين نشست يكي از دانشجويان سوالي درباره زنمحوربودن فيلمنامههاي فرهادي از جمله «درباره الي...»، «دايره زنگي» و «چهارشنبه سوري» مطرح كرد و فرهادي در پاسخ به او عنوان كرد: هنگامي كه شروع به نوشتن يك داستان ميكنم هيچگاه در ذهنم تفكيك جنسيتي انجام نميدهم من شخصيتها را به عنوان يك انسان نگاه ميكنم و بر اين باورم كه تفكيك انسانها به زن و مرد و طبقهبندي آنها نوعي توهين در درون خود نهفته دارد. اما اگر اكنون به نظر شما اين فيلمها تا حدي زنمحور بودهاند شايد دليلش اين باشد كه داستانها مرا ملزم ميكردند. مثلا در «درباره الي...» و «دايره زنگي» نياز به شخصيت ناشناختهاي و كمي رازآلود داشتيم كه اين رازآلودگي شايد در شخصيت زنان بيشتر قابل باور باشد.
در بخش ديگري از اين نشست هم يكي از دانشجويان اظهار كرد، نام اين فيلم «درباره الي...» است، اما نكات مبهم بسياري درباره شخصيت الي وجود دارد كه كارگردان اين فيلم در پاسخ به اين موضوع اظهار كرد: معماي اين فيلم براساس شخصيت ناشناختهاي به نام «الي» شكل گرفته است. اين شخصيت هنگامي كه در دقايق ابتدايي فيلم ديده ميشود تماشاگر احساس ميكند كه او را به طور كامل شناخته اما زماني كه اين شخصيت از قصه بيرون ميرود. مخاطب آرام آرام در مييابد كه شناختش از الي اشتباه بوده هرچه فيلم به پايان نزديكتر ميشود تماشاگر بيشتر به باورهاي نادرست خود پي ميبرد و احساس ميكند كه شخصيت الي را كمتر ميشناخته است. در واقع «درباره ي الي...» برعكس اغلب فيلمها عمل ميكند چراكه در آنها معمولا با گذشت زمان شخصيتها براي مخاطب شناختهتر ميشوند اما در اين فيلم وضعيت كاملا متفاوتي حاكم است. و شخصيت رفته رفته ناشناختهتر و رازآميزتر به نظر ميآيد.
به گزارش ايسنا، پيمان معادي بازيگر اين فيلم و فيلمنامهنويس فيلمهايي مانند «عطش»،«كما»و«كافه ستاره» هم در پاسخ به سوالي كه جوياي نظر و نقش او در فيلمنامه «درباره الي...» شده بود، عنوان كرد: فيلمنامه اين فيلم چنان خوب و محكم است كه براي درك قويبودن آن نياز چنداني به داشتن تخصص در زمينه فيلمنامهنويسي نيست اما هرچه تجربه افراد در نگارش فيلمنامه بيشتر باشد بهتر متوجه ميشوند كه نگارش فيلمنامه اين فيلم چه كار دشواري بوده است. اصغر فرهادي فردي است كه درام را بسيار خوب ميشناسد و در هنگام نوشتن فيلمنامه توجه بسياري به ظرائف دارد.
معادي در پاسخ به اين سوال كه نقشاش در شكلگيري فيلمنامهي اين فيلم چه بوده است، گفت: بايد بگويم كه من تنها اميد دارم كه روزي بتوانم فيلمنامهاي بنويسم كه به اين قوت باشد و قطعا اگر فيلمنامه اين كار را من نوشته بودم هيچيك از اين اتفاقات براي اين فيلم نميافتاد.
نيما حسنينسب هم در اين نشست مهمترين كليدواژهي «درباره الي...» را مسأله قضاوت دانست و گفت: شايد مهمترين خصيصهي «درباره الي...» توجه آن به وضعيت و درام طبقه متوسط ايران باشد چراكه در اكثر آثار امروز سينما و تلويزيون اين طبقه كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و اكثر آثار يا به طبقه ضعيف و يا به طبقه بالا ميپردازد.

فيلمسينمايي «درباره الي» ساختهي «اصغر فرهادي» نامزد اوليه جايزه بهترين فيلم خارجي از جوايز گلدن گلوب آمريكا شد .برگزاركنندگان شصتوهفتمين دوره جوايز فيلم گلدن گلوب روز گذشته فهرست اوليه نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي را اعلام كردند.دراين فهرست 69 فيلم از كشورهاي جهان انتخاب شدهاند كه فيلم «درباره الي» به كارگرداني «اصغر فرهادي» تنها نماينده سينماي ايران است؛ درحاليكه برخي كشورها همچون اسپانيا و فرانسه چند نماينده دارند.
«درباره الي» كه نماينده سينماي ايران در هشتادودومين
دوره جوايز اسكار است، برنده خرس نقرهاي بهترين كارگرداني از جشنواره
برلين، برنده جايزه ويژه هياتداوران و جايزه بهترين فيلمنامه از سومين
دوره جوايز سينمايي آسياپاسيفيك، جايزه بهترين فيلم داستاني از جشنوار
ترايبكا آمريكا، جايزه ويژه هيات داوران و جايزه منتخب تماشاگران از
جشنواره "ايشياتيكا" ايتاليا و... شده است.
در ميان نامزدهاي
اوليه جايزه گلدن گلوب آثار سرشناس و تحسينشده سينماي جهان به چشم
ميخورند كه معروفترين آنها عبارتند از: «ربان سفيد» برنده نخل طلاي كن
از آلمان؛ «سامسون و دليلا» برنده دوربين طلاي كن از استراليا، «لبنان»
برنده شيرطلاي ونيز، «باريا» ساخته جوزپه تورنا توره(ايتاليا)؛ «آغوشهاي
شكسته» ساخته پدرو آلمادوار(اسپانيا)، «يك پيامبر» ساخته ژاك
آئوديار(فرانسه)؛ «شهر مرگ و زندگي»(چين)؛ «مادر»(كره جنوبي)؛ «بدون تو
نميتوانم زندگي كنم» (تايوان)؛ «جان ريب» (آلمان)؛ «پيشخدمت» (شيلي)؛
«پليس، صفت»(روماني)؛ «نامههايي به پدر ژاكوب»(فنلاند)؛ «من مادرم را
كشتم» (كانادا)؛ «راز چشمهايش» (آرژانتين)؛ «بينهايت خوشحال»(دانمارك)؛
«بلوك شماره 6»(روسيه)، «زمستان سالهاي جنگ»(هلند).
به گزارش
اسكرينديلي، پنج نامزد نهايي اين بخش روز 15 دسامبر ـ 24 آذر ماه ـ معرفي
ميشوند و مراسم اعطاي جوايز گلدن گلوب روز 17 ژانويه سال آينده برگزار
خواهد شد.
جوايز گلدن گلوب هرساله يكي از شاخصهاي اصلي درخشش فيلمها در مراسم اسكار است.

نسخه ویسیدی فیلم سینمای «درباره الی» به کارگرانی اصغر فرهادی در چهار روز یک میلیون نسخه فروش داشته است.
این
فیلم از روز یکشنبه هفته جاری وارد شبکه نمایش خانگی شده و در مدت زمان
کوتاهی به فروش بالایی دست پیدا کرده است. براساس اعلام دفتر موسسه دنیای
تصویر هنر که مسئولیت عرضه این فیلم دارد، از فروش یک میلیون نسخه «درباره
الی» در مدت زمان کوتاه ارائه آن خبر داد.
تیراژ کلی فیلم دو میلیون
نسخه است که در هفته ابتدایی یک میلیون از آن مورد توجه قرار گرفته است.
این فیلم در اکران عمومی به دلیل همزمانی نمایش با اتفاقات بعد از
انتخابات ریاست جمهوری، آنچنان که انتظار می رفت مورد توجه قرار نگرفت،
هرچند که در هفته های پایانی نمایش، فروش فیلم رونق گرفت و در نهایت
«درباره الی» با فروش یک میلیارد و صد میلیونی از پرده پایین آمد.
این
فیلم که به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار هشتاد و دوم معرفی شده
است، در جشنواره هایی همانند برلین، ترابیکا و جشنواره فیلم فجر جوایز
متعددی دریافت کرده است و طی هفته گذشته در مراسم آسیاپاسیفیک هم جایزه
بهترین فیلمنامه را به دست آورد و اصغر فرهادی از این مراسم جایزه ویژه
هیئت داوران را دریافت کرد.
امید می رود با توجه به میزان استقبال
گسترده صورت گرفته از این فیلم در جشنواره های جهانی، فیلم فرهادی بتواند
بار دیگر افتخاری برای سینمای ایران در مراسم اسکار به دست آورد.
فرهادی دو جایزه از سومین مراسم اسکرین آسیا پاسیفیک گرفت

اصغر فرهادی با فیلم سینمایی "درباره الی" جایزه بزرگ هیئت داوران و جایزه بهترین فیلمنامهنویس را از سومین دوره مراسم اهدای جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک دریافت کرد.
به
گزارش خبرنگار مهر، مراسم اهدای سومین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک
امروز پنجشنبه 26 نوامبر در استرالیا برگزار شد و جایزه بهترین فیلم به
فیلم سینمایی "سامسون و دلیله" به کارگردانی وارویک تورنتن از استرالیا
رسید که نماینده سینمای این کشور در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان
اسکار هشتاد و دوم نیز هست. فیلم سینمایی "درباره الی" ساخته اصغر فرهادی در بخش بهترین فیلم نامزد
دریافت جایزه بود، جایزه ویژه هیئت داوران را به خاطر کارگردانی دریافت
کرد. "درباره الی" نماینده ایران در اسکار سال 2010 است. دیگر جایزه ویژه
هیئت داوران به الیا سلیمان فیلمساز شهیر فلسطینی برای کارگردانی فیلم
سینمایی "زمان باقیمانده" رسید. فرهادی در بخش فیلمنامه هم توانست جایزه بهترین فیلمنامه مراسم اسکرین
آسیا پاسیفیک را برای "درباره الی" از آن خود کند. جایزه بهترین بازیگر
مرد به ماساهیرو موتوکی برای بازی در فیلم ژاپنی "خروجیها" رسید و کیم
های جا برای بازی در فیلم کرهای "مادر" ـ نماینده کره در اسکار هشتاد و
دوم ـ بهترین بازیگر زن شد. لو چوان فیلمساز چینی برای کارگردانی "شهر زندگی و مرگ" بهترین
کارگردان مراسم اسکرین آسیا پاسیفیک لقب گرفت و جایزه بهترین
فیلمبرداری به همین فیلم اهدا شد. جایزه بهترین فیلم انیمیشن را هم "مری و
مکس" به کارگردانی آدام الیوت از استرالیا دریافت کرد. گزارش کامل این
مراسم به زودی منتشر میشود.

