دایره زنگی در رادیو گفتگو

 



دایره زنگی روایت جامعه گمشده از حقیقت

در حالیکه فروش دایره زنگی اولین ساخته سینمایی پریسا بخت آور در سینماهای تهران و شهرستان ها از مرز یک میلیارد تومان می گذرد، موضوعات مطرح شده در این فیلم هنوز در میان منتقدان و اصحاب هنر محل بحث و مناقشه است.

طهماسب صلح جو گفت: دایره زنگی جامعه ای را نشان می دهد که حقیقت در آن گمشده و کاراکترها در آن به نوعی تناقض می رسند.

وی که در برنامه سینما صدا از مجموعه برنامه های شبکه رادیویی گفت و گو به همراه اصغر فرهادی، نویسنده؛ پریسا بخت آور، کارگردان و سید جمال ساداتیان، تهیه کننده فیلم دایره زنگی درباره نقد و بررسی این فیلم سخن می گفت، با بیان این مطلب افزود: در این فیلم همه افراد و حتی فردی که مدعی است دروغ نمی گوید، دروغ می گویند و همه آدم ها در آن جعلی هستند.

صلح جو اظهار داشت: دایره زنگی از جمله فیلم هایی است که از ایده های فکاهی و طنز سطحی شروع و در نهایت به تراژدی ختم می شود.

وی ماهواره را به عنوان ابزاری که شخصیت ها را به هم وصل می کند معرفی و تصریح کرد: در این فیلم جامعه ای تصویر می شود که در آن مرز آزادی و ممنوعیت به شکل شفافی مشخص نشده است.

این منتقد و روزنامه نگار افزود: به واسطه نزدیکی دایره زنگی به زندگی روزمره مردم، تماشاچیان گوشه ای از حقیقت زندگیشان را در این فیلم مشاهده کرده و با وجود طنز بودن کمتر به آن می خندند.

وی تکیه این را بر روی فرهنگ سوء تفاهم دانست و گفت: بخش عمده ای از کشمکش های این فیلم حاصل سوء تفاهم است و در این دنیای پرسوء تفاهم عنصر اصلی ویرانگر است که نادیده گرفته می شود.

صلح جو با اشاره به فروش بالای دایره زنگی در سینماهای کشور اظهار داشت: جدا از بحث های محتوایی و ساختاری، کشاندن مردم به سینماها از نقاط مثبت این فیلم است.

وی افزود: یکی از بزرگترین ضایعه های فرهنگی در سینمای ما قهر کردن  و گریزان بودن مردم از رفتن به سینما است.

این منتقد سینمایی تصریح کرد: عادت سینما رفتن و فیلم را در یک جمع دیدن، همفکر شدن با یک جماعت در یک لحظه را به دنبال دارد  ولی امروزه مردم جامعه ما ترجیح می دهند که فیلم را با کیفیت پایین تر در منازلشان مشاهده کنند.

وی با اشاره به قاچاق فیلم های در حال اکران یا اکران نشده اظهار داشت: در وهله اول باید عواملی را که ترجیح می دهند مردم فیلم را در خانه ببینند از بین برد والا در دنیا سی دی یا دی وی دی های بسیاری از فیلم ها قبل از اکران پخش می شود و این عامل به فروش فیلم لطمه ای وارد نمی کند.

اصغر فرهادی، نویسنده دایره زنگی نیز در این برنامه در پاسخ به این پرسش که چطور از چهارشنبه سوری به دایره زنگی رسیدید اظهار داشت: قصه دایره زنگی بعد از شهر زیبا و چهارشنبه سوری نبود و به واسطه فیلم شهر زیبا که ناچار شدیم ساختمان های پایین شهر را ببینیم این ایده در ذهن من شکل گرفت.

وی افزود: پس از چهارشنبه سوری به دنبال ایده ای متفاوت می گشتم که پس از 11 ماه کار بی وقفه بر روی فیلمنامه نهایتا فیلمنامه دایره زنگی آماده شد.

فرهادی در این گفتگو با انتقاد از نگاه سیاستگذاران عرصه سینما اظهار داشت: تماشاچی برای ورود به سینما و نگاه کردن یک فیلم خودش باید تصمیم بگیرد و باید به شعور مردم در انتخاب یک فیلم احترام گذاشت.

ساداتیان در ادامه با صحبت های فرهادی گفت: در اکران یک فیلم گاهی با نظرات شخصی تعدادی از صاحبان سینما مواجه می شویم و برخی از آنها تنها با صلاحدید خود نسبت به اکران فیلم اقدام می کنند.

بخت آور، کارگردان دایره زنگی در این گفت و گو در پاسخ به این سئوال که چرا از دوربین روی دست در این فیلم استفاده زیادی شده است گفت: دوربین روی دست برای میزانسن ها و دکوپاژهایی که می خواستم بگیرم استفاده بیشتری داشت، ضمن اینکه دوربین روی دست در این سریال دارای حرکت بالا نیست.


نیم ساعت پرسه در ویلای درباره الی

با توجه به اینکه گروه از هفتم اردیبهشت ماه در سکوت خبری در شمال کشور به فیلمبرداری ادامه می دهد به جز همان چند عکس  منتشر شده در سایت ها و نشریات و خبرگزاری ها خبر یا عکس جدیدی از این فیلم تا به این لحظه منتشر نشده است. 

بنده هفته گذشته به لوکیشن فیلم رفتم .گروه درباره الی بعد از یک آف چند روزه مجددا فیلمبرداری را از دوازدهم خرداد پی گرفت که طی تماس های های تلفنی من با آقای جبارپور مدیر تدارکات گروه,نامساعد بودن هوا کار را طولانی کرده و در حالیکه گمانه زنی ها بر این بود که کار تا اواسط خرداد تمام شود  با توجه به اینکه سکانس های باقیمانده سکانس های خارجی فیلم هستند  ظاهرا تا دهم تیر فیلمبرداری به طول می انجامد.

لوکیشن فیلم در یکی از ویلاهای قدیمی واقع در شهر کلارآباد در استان مازندران است.  خاطره جالبی برای من بود که برای اولین بار از لوکیشن یک فیلم آن هم از فیلم فیلمساز محبوبم دیدن کردم. خیلی لذت بخش است بر انداز کل حیاط   ویلا و چشم اندازش به دریا که خیلی محصور و کوچک است در حالیکه مطمئنی قرار است در همین محوطه کوچک یک فیلم بزرگ خلق شود  و بعد دیدن همه آن به اضافه این همه بازیگران کاردرست سینما! روی نگاتیو ۳۵ بر پرده عریض سینما ... وصف نا پذیر است...! 

 

درباره الی در شمال کشور کلید خورد...

  اصغر فرهادي پس از فيلم تحسين شده و پر فروش « چهار شنبه سوري» بيشتر وقت خود را صرف نگارش فيلمنامه كرد كه ما حصل آن فيلمنامه هاي «كنعان»، «دايره زنگي» بود كه به ترتيب توسط ماني حقيقي و پرسيا بخت آور به تصوير در آمدند.او در اين ميان براي مسعود كيميايي هم سيناپس فيلم نوشت « محاكمه در خيابان» را هم نوشت و در عين حال سرگرم تكميل و نگارش فيلمنامه چهارمين اثر سينمايي اش با نام «درباره الي...» نيز بود. فيلمي كه او اين روزها در شمال كشور مشغول فيلمبرداري آن است.او در اين فيلم براي سومين بار با ترانه عليدوستي و ماني حقيقي همكاري مي كند. ترانه كه به مانند دوكار قبلي بازيگر فيلم است ؛ اما ماني حقيقي كه دو همكاري قبلي اش با فرهادي به عنوان فيلمنامه نويس بود در اين پروژه در مقام بازيگر در فيلم اين كارگردان حاضر شده است.در فيلم« درباره الي...» علاوه برحقيقي يك فيلمنامه نويس ديگر هم بازي دارد و او پيمان معادي است كه نگارش فيلمنامه هايي چون «آواز قو»، «عطش»،«كافه ستاره»و... را در كارنامه خود دارد. گلشيفته فراهاني، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر و صابرابر بازيگراني هستند كه همراه با فرزين صابربهلولي، متين فتورچي،آينار آناهيد و فاطمه شور مج بازيگران خردسال در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند. فرهادي در چهارمين اثر سينمايي خود به روايت زندگي چند خانواده پرداخته كه براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه به شمال كشور سفر كرده اند. فرهادي علاوه برنگارش و كارگرداني تهيه كنندگي كار هم برعهده دارد و موسسه فرهنگي و هنري سيماي مهر به همراه سيد محمود رضوي به عنوان سرمايه گذار در امر تهيه او را همراهي مي كنند. مدير فيلمبرداري:حسين جعفريان،مدير صدابرداري:حسن زاهدي، طراح گريم:مهردادميركياني، مدير توليد:محمد صادق آذين، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز:حميد رضا قرباني، دستيار دوم:احسان بيگلري، منشي صحنه: مريم نراقي، عكاس: سياوش نقشبندي ديگر عوامل توليد اين اثر هستند.

عکس 1                                             عکس 2                                              عکس 3

موضع اصغر فرهادی در واکنش به لغو امتیاز مجله دنیای تصویر

آقای «فرهادی»، در نامه‌ای كه 121 دست‌اندركار مطرح سینما، تلویزیون و تئاتر در واكنش به حكم لغو امتیاز نشریه دنیای تصویر، خطاب به نهادهای مسوول نوشتند، اسم شما نبود. دلیلی داشت؟
طبیعی است كه من هم مثل غالب اهالی سینما از این نامه حمایت می‌كنم. همچنین از واكنش منطقی و دلگرم‌كننده خانه سینما به این مسئله، اما وقتی نامه را خواندم احساس كردم می‌تواند كمی صریح‌تر باشد. برای امضای آن نامه، احساسم این بود كه باید درخواست مطرح شده، صریح و روشن باشد.
پس دلیل خاصی نبوده، منظور این است كه شما با محتوای آن نامه مخالفتی نداشته‌اید، نه؟
خیر، نامه در واقع، نامه خوبی بود و درخواست، منطقی. فقط توقع من این است كه در این مواقع علاوه بر درخواست رفع مانع برای انتشار مجدد، خواستار علت برخوردهای اینچنین هم باشیم. در نامه مورد نظر كمتر به این ماجرا پرداخته شده بود.
این روزها شاهد این هستیم كه سینماگران، همبستگی خوبی در این ماجرا نشان داده‌اند. علت این همبستگی و اعتراض، صرفا از دست دادن چند نشریه تخصصی سینمایی است یا علت دیگری هم دارد؟
من فكر می‌كنم كه مهمترین علت این واكنش‌ها، علاوه بر تعلق خاطری كه اهالی سینما به مجلات معتبر، جا افتاده و تخصصی مثل «دنیای تصویر» و «هفت» دارند، دانستن علت این نوع نگاه به سینما و مطبوعات مرتبط با سینما نیز هست. به هر حال وقتی این طیف وسیع با سلایق مختلف، به اینچنین برخوردی با اینگونه مجلات واكنش نشان می‌دهند، در واقع از حكم صادر شده و شرایط فرهنگی‌ای كه باعث چنین اتفاقاتی می‌شود، انتقاد دارند. من تصور می‌كنم همه این اتفاقات، حاصل یك بدگمانی و سوءظن به سینما و اهالی سینماست.
چقدر این صراحت و همبستگی اهالی سینما را مؤثر می‌دانید؟ ما شما را به عنوان یكی از صریح‌ترین اعضای خانواده سینما می‌شناسیم كه هر موقع احساس حضور كرده‌اید، كوتاه نیامده‌اید. برخوردهای اینچنینی، اساساً چقدر مؤثر است؛ همین كه خانواده سینما، پای این ماجراها بایستند و به سادگی حاضر نباشند امضاهای پای نامه‌ها را پس بگیرند؟
من احساس نمی‌كنم در ارتباط با مسائل سینمایی، كسی امضایش را به خاطر مصالح دیگر پس بگیرد. ممكن است در برخورد با مسائل سیاسی چنین اتفاقاتی بیفتد، اما تاكنون سابقه نداشته اهالی سینما به سادگی امضاهایشان را پس بگیرند. به نظرم، چیزی كه سال گذشته و امسال در فضای سرد سینما باعث دلگرمی شد، همین همبستگی اهالی سینما از طیف‌های مختلف در ارتباط با دفاع معقول‌شان از حق صنفی‌شان بود. این اتفاق بزرگی در سینمای ایران است و بالطبع تبعات بزرگی هم خواهد داشت.
از نگاه شما، مجله «دنیای تصویر» و «هفت»، حائز ویژگی‌هایی بودند؟ منظور این است كه آیا خانواده سینما، از منتشر نشدن آنها، دچار ضرر و خسران خاصی می‌شود؟
من فكر می‌كنم كه مجله «دنیای تصویر» یك ویژگی داشت و آن هم این بود كه هر مخاطب غیرسینمایی را هم جذب می‌كرد؛ هم مردم عادی با محتویات این مجله ارتباط داشتند و هم كسانی كه دنبال اطلاعات تخصصی و فنی سینما بودند، می‌توانستند راضی باشند. «دنیای تصویر»، صرفا یك مجله با مخاطب محدود نبود. در مجله «هفت» هم، فضای فرهنگی حاكم بر مطالبش، ویژگی آن بود. مجله «هفت»، بدون هیچ قضاوت سیاسی، كاملا در یك مسیر نوی فرهنگی حركت می‌كرد. این حرف من به آن معنی نیست كه اینگونه برخوردها، در حق مجلات تخصصی نباید صورت بگیرد، بلكه حتی در ارتباط با مجلات غیرتخصصی و عادی‌تر هم هرگونه برخوردی، می‌بایست مستدل و شفاف باشد؛ دلیل هرگونه برخوردی باید روشن باشد و نه كلی و مبهم. كارنامه مجلاتی مانند «هفت» و «دنیای تصویر»، به دلیل مكتوب بودن‌شان، روشن و واضح است و قابل كتمان نیست؛ فكر می‌كنم منطقی است دلایل حذفشان هم شفاف و روشن باشد وكمترین خواسته اهالی سینما در این‌باره می‌تواند همین باشد كه فرصتی برای بحث و گفت‌وگو در مقابل دلایل حذف و چنین برخوردهایی در اختیار هم دست‌اندركاران این مجلات و هم اهالی سینما گذاشته شود.
منظورتان از اینكه دلایل روشن و شفاف باشد چیست؟ مگر «انعكاس زندگی خصوصی هنرپیشه‌های كثیف هالیوود» به قدر كافی شفاف و روشن نیست؟
من فكر می‌كنم كه معنی اصطلاحات و كلمات و تعابیری مثل «زندگی خصوصی و كثیف» و شبیه این، نزد همه یكسان نیست؛ هركس می‌تواند دایره‌ای برای این تعاریف تعیین كند. تنها یك آیین‌نامه یا قانون مورد قبول اهالی فرهنگ و سیاستگذاران حد و حدود این تعریف‌ها را مشخص می‌كند، چه‌بسا تصویری به زعم یك فرد،‌فسادآور و برای فرد دیگر، یك تصویر عادی باشد. مرز این تعاریف باید روشن شود. منظور من از شفاف و روشن بودن دلایل، شفاف و روشن شدن معانی این كلمات است.
به نظر شما، این همبستگی و اتحاد این روزها و همین امضاها و نامه‌ها می‌تواند به نتیجه‌ای ختم شود كه موردنظر شماست یا اساساً همین همبستگی نشانه خوبی است؟
نه، به نظرم شاید در كوتاه‌مدت این همبستگی‌ها دلپذیر و شورآفرین باشد، اما در طولانی‌مدت اگر چنین حركت‌هایی به نتیجه نینجامد و بی‌حاصل باشد، از دست خواهد رفت. هدف، همبستگی نیست، هدف رفع موانع است و راه رسیدن به چنین شرایط فرهنگی احساس اطمینان در مسوولان و سیاستگذاران به اهل فرهنگ است.

منبع خبر : كارگزاران

یادداشت اصغر فرهادی در انتقاد به وضعیت جشنواره فجر



همه حقيقت نزد شما نيست!

دست‌اندركاران محترم جشنواره فيلم فجر
نامه‌ام خطاب به همه‌تان است، پيش از اينها تصميم به نوشتنش داشتم بنا به دلا‌يلي همكاران و دوستان خواستند چيزي نگويم مبادا مانعي ايجاد شود براي فيلمي كه بر اساس فيلمنامه‌ام ساخته شده؛ فيلم <دايره زنگي.> بهانه‌ام براي نوشتن اين منظور <دايره زنگي> است اما حرفم درباره اين فيلم نيست، حرفي است كه پيش از اين هم گفته‌ام، در جشن خانه سينما موقع تشويق و جايزه گرفتن نه فقط موقع توبيخ و اصلا‌حيه خوردن.
اين بار بلندتر اما. بالا‌خره دير يا زود اين فيلم هم ديده خواهد شد و اگر حرفي داشته باشد مي‌ماند، نداشته باشد مي‌ميرد، مثل انبوه فيلم‌هاي فراموش شده تاريخ سينما. اميدوارم اگر ماند كساني كه اين روزها آب به آسياب اهل مميزي ريختند تا عقده‌گشايي كنند، يادشان نرفته باشد كه چه كرده‌اند، پس هر آنچه مي‌گويم نظرات شخصي‌ام است و آرزو مي‌كنم اين‌قدر مردانگي باقي باشد كه تلا‌في آن بر سر سرمايه تهيه‌كننده فيلم خالي نشود.
آقايان تازه از راه رسيده، سرتان را از زير برف بيرون بكشيد، اطرافتان را نگاه كنيد تا ببينيم باز روي اين برايتان باقي مي‌ماند كه در مصاحبه‌ها و گپ و گفت‌هايتان اعلا‌م كنيد، ما در كشوري آزاد زندگي مي‌كنيم، از چه در هراسيد، مگر روز و شب از تريبون‌هايتان دم از فهم و شعور مردم و ملت نمي‌زنيد، اگر صادقيد، اجازه دهيد اندكي هم همين مردم فهيم و با شعور تصميم بگيرند چه ببينند چه بشنوند، چه كسي اين قدرت را به شما تفويض كرده كه شعورمندتر و فهيم‌تر از مردميد، لا‌اقل در عرصه فرهنگ عملكردتان نشان داده كه نيستيد. خود را طبيب فرهنگي مي‌دانيد كه وظيفه‌تان سنجش عيار سلا‌مت غذايي است كه اهل فرهنگ به خورد مردم مي‌دهند، مدرك طبابتتان را كي و از كجا گرفته‌ايد؟ چه كسي اين فرض را براي شما به يقين رسانده كه هر اثر فرهنگي و هنري‌اي يك غذاست كه بايد قبل از اينكه مردم بخورند، شما سلا‌مت آن را مهر بزنيد. چرا مي‌انديشيد مردم تنها مصرف‌‌‌كننده‌اند، مصرف‌كننده صرف و شما بايد غذايي را كه مي‌پسنديد دهانشان بگذاريد، چرا مي‌انديشيد هنگامي كه به تماشاي اثري مي‌روند مغز خود را بيرون جا مي‌گذارند؛ اين مردمي كه براي تماشاي اين آثار مي‌روند، جمعي غير از آن مردم فهيم و باشعور و شريفند كه در سخنراني‌ها از آنها دم مي‌زنيد؟ اجازه دهيد سرسوزني هم مردم تشخيص دهند به زعم شما غذايي كه مي‌خورند، سلا‌مت است يا فاسد. هرچند سخيفانه‌ترين‌مشكل تعريف از هر اثر فرهنگي هم‌ترازي‌اش با غذاست... كجاي قانون اين مملكت آورده‌اند كه ذائقه همه جمعيت كشور بايد ذائقه شما باشد. اگر قانون نوشته‌اي وجود دارد كه ما نمي‌دانيم ذائقه‌تان را تشريح كنيد. ذائقه‌تان فيلم‌هايي است كه به اسم معناگرا پشتش سينه مي‌زنيد. ‌
آقايان به حكم‌هاي شغلي‌تان دوباره نگاه كنيد. اينجا ميدان فوتبال نيست كه شما داورش باشيد و هراسان از اين سوي ميدان به آن سو بدويد تا از چشم تيزبين‌تان خطايي دور نماند. مديريد يا مراقب؟
يكي از هم مسلكانتان آشفته حال در پاسخ نامه جمعي از سينماگران، دم از توطئه و همدستي با استكبار زده، گفته است چرا چنين مي‌كنيد تا از بودجه‌اي كه به سينما داده‌اند پشيمان شوند، اين چه منتي است؟ چرا مي‌انديشيد صدقه داده‌اند؟ فرهنگ صدقاتي؟ آيا بايد به پاس قدرداني از آنچه داده‌اند، سرتاپاي سينما تسليم و تابع ذائقه بعضي از اهل سياست باشد. از ديون بنياد فارابي گفته‌ايد، آمار را بيرون بكشيد، اين همه فيلم سفارشي كه شما و هم‌مسلكانتان مي‌سازيد از كجا تامين بودجه مي‌شود، براي بيت‌المال دل سوزانده‌ايد سريال‌هاي ميلياردي را كه خودي‌ها مي‌سازند، پولش لا‌بد از جيب شما دلسوخته‌گان مي‌آيد! حرف‌هاي بديهي مي‌زنيد، لا‌اقل از كارنامه‌هايمان پيداست كه كجا ايستاده‌ايم، كارنامه اندك من و كارنامه پربار شما واضح است، من و شما در دو نقطه كاملا متفاوت ايستاده‌ايم، نه من توقع دارم روزي روزگاري شما با معيارهايي كه من بدان معتقدم فيلم بسازيد و نه منطقا شما بايد اين توقع را داشته باشيد. من رسما اعلا‌م مي‌كنم و پيش از اين داستان‌ها در كانون مركزي كارگردانان هم علنا گفته‌ام روزي كه فيلمنامه‌اي يا فيلمي منطبق بر متر و معيارهاي سينمايي شما ساختم، حلواي ختم حرفه‌ايم را خيرات كنند. پس قضيه كاملا‌ روشن است، ما به شما و جمعي كه به شما راي داده و بر مسندتان نشانيده‌اند، احترام مي‌گذاريم، آيا شما اين احترام را براي مخالفانتان قائليد؟ هر كس با شما نيست بر شماست؟ شما كه اهل سياستيد، مي‌دانيد اين جمله از آن كيست. انتظار اين نيست ميدان يكسره براي مخالفان قانوني‌تان باز باشد، اين قدر عاقل هستيم كه اين زياده‌خواهي را به ذهن هم نياوريم؛ اما گوشه‌اي از اين ميدان، وجبي، كف‌دستي.
آقايان؛ با اين اقتدار و شكوه كجاي‌تان به لرزه مي‌افتد كه اينچنين هراسناكيد، آن هم با چند فيلم كه باب ذائقه‌تان نيست، فيلم‌هايي كه با رعايت تمام ضوابط و قواعد مجوز ساخت دريافت كرده‌اند. لا‌اقل به امضاي همكارانتان پاي برگ‌هاي پروانه ساخت احترام بگذاريد، مگر اداره نظارت و ارزشيابي متولي امر نظارت نيست، اين نظارت جديد از كجا مي‌آيد؟
از چه نگرانيد، اين همه فيلم سفارشي و تبليغي و مورد پسندتان، اين همه فيلمساز شكست‌خورده‌اي كه دورتان جمعند و چشمشان به دستتان است تا وامي برسد و فيلمي ساخته شود، كافي نيست؟ چنته‌تان پر است و با اين روند پرتر هم خواهد شد، پس چه جاي نگراني از چند فيلم معدود.
در جشن خانه سينما وقتي جايزه‌ام را مي‌‌دادند گفتم تا وقتي نگاه مسوولا‌ن فرهنگي به سينما اصلا‌ح نشود نگاهي كه سينما را چون فرزند شرور و رام‌ناشدني مي‌بيند كه بايد به هر قيمت رامش كرد، جشن معنايي ندارد. بعضي‌ها دلخور شدند كه چرا هنگام دريافت جايزه به جاي تقدير و تشكر، لب به شكوه گشوده‌ام، اما دوستان، اين داستان، داستان اين چند روزه نيست، مدت‌هاست گريبانگير سينماست، وقار و متانت اهل واقعي سينماست كه سكوت كرده‌اند؛ سكوت بزرگاني كه خانه‌ نشينند.
از خداي بزرگم كه خداي همه است و نه فقط خداي جمعي قليل، براي آنها كه مي‌انديشند همه حقيقت نزد ايشان است، آنها كه خدا را فقط مال خود و هم‌راي‌هايشان مي‌پندارند، آنها كه همه چيز را از زاويه تنگ سياست مي‌نگرند، آنها كه برگرده مظلوم دين سوارند و پياده‌ها را بي‌دين مي‌دانند، از خداي مهربانم سه خواسته دارم:
اول به آنها عمر دراز بدهد، آن‌قدر دراز تا بمانند و روزي بفهمند حقيقت بزرگتر از آن است كه فقط نزد جمع قليلي بماند كه اگر بماند يعني كوچك است و خرد و خردي دور از خرد و حقيقت.
دوم حافظه درازمدت‌شان تا انتهاي عمر در سلا‌مت باد تا اگر روزگاري فرزندانشان درباره گذشته‌شان پرسيدند، يادشان بيايد چه كرده‌اند.
سوم، صداقت، كم نيستند كساني كه روزگاري بر اين مسندها نشسته بودند و الا‌ن به اقتضاي زمانه به صندلي ديگر تكيه داده‌اند و همه آنچه را كرده‌اند يا كتمان مي‌كنند يا توجيه.