حرف‌های تازه اصغر فرهادی در مورد حاشیه‌های «جدایی نادر از سیمین»

 
کارگردان فیلم سینمایی "درباره الی" با اشاره به اینکه امیدوار است "با توجه به حسن نیت مسئولان سینمایی حاشیه‌های اخیر هرچه زودتر تمام شود" از دلبستگی به آب و خاک ایران یاد کرد و گفت: سخنانم فقط از جنبه شخصیت فنی و سینمایی آن فرد بود و گرنه با دیدگاه و روش او چه در سال‌های پس از انقلاب و چه اکنون احساس نزدیکی نداشته‌ام.
 اصغر فرهادی درباره حاشیه‌های جشن خانه سینما که منجر به لغو پروانه ساخت فیلم "جدایی نادر ار سیمین" شده و بیاینه اخیر معاونت سینمایی نقطه نظراتش را مطرح کرد.

* با توجه به اتفاقاتی که این روزها متعاقب صحبت‌های شما در جشن سینمای ایران رخ داده، بد نیست سوال آخرم را اول بپرسم، چرا با گفتن آن جملات باعث این التهاب و وضعیت فعلی در فیلمتان شدید؟

- اصغر فرهادی: راستش توضیح این ماجرا کمی سخت است، این روزها احساس می‌کنم درست در موقعیت آدمهای فیلم‌هایم قرار گرفته‌ام، به زعم خودم آن چند جمله کوتاه از سر عشق به سینما و فیلم‌های خوب سینما بوده، طبیعی است پیش‌بینی این همه بازتاب و واکنش را نمی‌کردم، که اگر می‌کردم قطعاً از گفتن آن علیرغم نیّت کاملا صنفی‌ام هم به خاطـر فیلمـم هم به خاطـر دیگـران صـرف نظـر می‌کردم. مهمترین دلیلش این بود که من درست وسط تولید فیلمم بودم و بیش از هر چیز به تمرکز و آرامش و دوری از هیاهو نیاز داشتم. الان دقیقاً در مرکز این موقعیت پر هیاهو واقع شده‌ام، ناخواسته. یک موقعی است که شما همه جوانب امـر را سنجیده‌اید، بازخـوردها را پیش بینی کرده‌اید و با نیّت قبلی رفتار و یا حرفی را بروز داده‌اید، خب می‌گویید این یک تصمیم و انتخاب بوده و حالا باید پای تبعاتش هم بایستید. ولی ماجـرای من اینبـار کـاملاً متفاوت بود، مثل سپیده در "درباره الی..." که چیزی در ابتدای فیلم می‌گوید به زعم خودش نه چندان پر اهمیت و با نیّتی خیر خـواهـانه اما آرام آرام به بحران می‌انجامد.

*شما معتقدید جملات تان چندان حساسیت زا نبوده اما واکنش‌ها و بازتاب‌ها این را نشـان نمی‌دهد؟

- گفتم به زغم خودم، اما دیـروز که فیلم صحبت‌هـا را دیدم به هـر حال لحــن گفتن جملات لحن حساسیت زایی است، شاید اگر همین جملات با لحنی دیگر و تغییر چند کلمه ادا می‌شد اینقدر حساسیت ایجاد نمی‌کرد.

* پس حق می‌دهید چنین بازتابی را داشته باشد؟

- به هر حال همه چیز به آن سمت رفت که علیرغم میل من جملات معنایی دیگر به خود بگیرند، کم کم از برداشت‌ها متوجه شدم داستان آنگونه نیست که فکر کرده‌ام و شکل دیگری به خود گرفته که من مایل و معتقد به آن نبوده‌ام.

*به نظر خودتان چه بخشی از صحبت‌های شما ایجاد حساسیت کرد؟ آن بخشی که برداشت شده خواستار تغییر شرایط شده اید یا طرح اسامی بعضی افراد؟

- فکر می‌کنم مجموع همه این‌هاست و شاید عنوان کردن نام فیلمسازی که در این اواخر بیشتر بر روی کارهای سیاسی متمرکز شده. من در مصاحبه قبلی هم توضیح دادم که علت نام بردن از او چند اثر تأثیرگذار سینمایی است که در کارنامه‌اش دارد. هنوز هم معتقدم اگـر او می‌ماند و به فیلمسازیش ادامه می‌داد ما حداقل چند کار خوب دیگـر به کارنامه بهترین‌های سینمای‌مان افـزوده می‌شد، این شائبه که من تحت تأثیر دیدگاه سیاسی و بیانیه‌های اخیر او از وی نام برده‌ام به راحتی قابل رد است، اگر من چنین دیدگاه تندی داشتم، چرا ماندم و فیلم ساختم. اولین قدم این بود که در خواست پروانه ساخت نمی‌کردم، من حتی اگر به لحاظ نگرش سیاسی موافق با دیدگاه سیاسی معاونت سینمایی هم نباشم معنی‌اش این نیست که هم کلام و مؤید دیدگاه این فیلمسازم، با رادیکال برخوردن کردن در هر شکل مخالفم.

*اما شما در مصاحبه قبلی اشاره کردید شناختی از دیدگاه سیاسی ایشان نداشته‌اید و اسم او را برده‌اید؟

- نه، من گفتم نام بردن از او بر اساس شناخت از سینمای اوست مخصوصا سینمای پیش از مهاجرتش. این معنی‌اش آن نیست که من اساسا از آنچه او این اواخر گفته و می‌گوید بی خبر بوده‌ام، شاید به جزییات نه ولی کم و بیش اطلاع دارم. مگر ممکن است اطلاع نداشته باشم، اما صحبت من از زاویه شخصیت سینمایی اوست . من با دیدگاه و روش او چه در سال‌های پس از انقلاب و چه اکنون احساس نزدیکی نداشته‌ام.

* واکنش آقای شمقدری معاونت سینمایی به صحبت های خودتان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

- ببینید من در این کشور زندگی می‌کنم، باورها و ارزش‌ها را می‌شناسم، حساسیت‌ها را می‌دانم، ممکن است نقدی هم داشته باشم که دارم و با کارهایم آنها را می‌گویم و از برخی مسائل هم دلگیرم، اما معنی‌اش دشمنی و توهین نیست. من حساسیت ایشان را نسبت به بسیاری از مسائل چه در فیلم‌هایش و چه در صحبت‌هایش می دانم، ایشان احساس کرده‌اند به مقدسات توهین شده. من هم توضیح دادم که قصدم توهین به باورهای اعتقادی و ملی مردم این مرز و بوم نبوده، من هم عضوی از این مردمم و با همین باورها خو گرفته و بزرگ شده ام، از کره دیگری که نیامده ام من در هیچکدام از فیلم‌هایم نیز به شخصیتی نپرداخته‌ام که او را به عنوان بدمن و مقابل نظرگاه خودم تخریب و تخطئه کنم.

*آقای شمقدری در نیویورک گفته بود که فرهادی در فرصتی که به او داده شد حرف‌هایش را اصلاح نکرده و این باعث لغو پروانه ساخت فیلمش شده، نمی‌شد با اصلاح صحبت‌هایتان از بروز این اتفاقات پیشگیری کنید.

- در مصاحبه‌ای که داشتم سعی کردم دلیل صحبت‌ها را بگویم، بهترین راه توضیح نیتم از این صحبت‌ها بود، من اگر قصدم مقابله بود، اساساً نمی‌ماندم و فیلم شروع نمی‌کردم فرصت آماده‌ای هم آن سوی آب برایم پیش آماده بود. نرفتم، خیلی‌ها هم گفتند اشتباه می‌کنی، اما مـاندم، حتمـاً یک چیزهای در این آب و خاک برای من هم عزیز و مهم است که مانده ام، فرصتی که در آن سو برای فیلمسازی بعد از "درباره الی..." مهیا شد بسیار وسوسه انگیز بود، یک پروژه محصول مشترک بین ایران، فرانسه و آلمان. هیچ کجا هم آن را اعلام نکردم، قراردادم را هم بسته بودم، خبرش هم کم و بیش درز کرد. اما یک روزه تصمیم عوض شد، احساس کردم هنوز دلم می‌خواهد اینجا فیلم بسازم، نه اینکه فیلم ساختن بیرون از این مرزها جرم باشد، این همه فیلمساز در دنیا که خارج از خاکشان فیلم می‌سازند اما من آگاهانه تصمیم گرفتم تا آن پروژه را به تأخیر بیندازم، هیج کجا نگفتم نه اینکه منتی بر کسی باشد، خودم خواستم و الان هم ناراضی نیستم. لذتی را که از ساختن "جدایی نادر از سیمین" با گروه بسیار با صفایم در این یک ماه تجربه کردم هیچ کجا نمی‌توانستم تجربه کنم.

*پیش بینی‌تان از ادامه چیست؟

- با توجه به صحبت‌هایی که با مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده و حسن نیتی که وجود دارد امیدوارم مسئله به زودی حل و مشکل به وجود آمده بر طرف شود.

*و حرف آخر؟

- جدایی نادر از سیمین.

منبع : مهر

از سر گیری فيلمبرداری «جدايي نادر از سيمين»

مجوز ادامه توليد فيلم «اصغر فرهادي» با نام «جدايي نادر از سيمين» از سوي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد صادر شد.حميدرضا ديبايي مدير روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي  اعلام كرد كه مجوز ادامه فيلمبرداري اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني اصغر فرهادي صادر شده و او از صبح شنبه فيلمبرداري فيلم را ادامه خواهد داد.
هفته گذشته پروانه ساخت اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني «اصغر فرهادي» با دستور اداره نظارت و ارزشيابي لغو شده بود.
حميدرضا ديبايي افزود: پيرو مصاحبه اصغر فرهادي و اعلام اين كه در فضايي خاص مطالب حساسيت برانگيزي را عنوان كرده و هدف خاصي نداشته است و پيرو مواضع وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه گفتند صحنه گردانان اصلي مراسم بايد پاسخ گو باشند، از موضع رسمي معاونت سينمايي اعلام مي‌كنيم كه منعي براي ادامه توليد فيلم اصغرفرهادي وجود ندارد و به احترام عوامل سخت كوش فيلم «جدايي نادر از سيمين»، دوستان مي‌توانند به روند توليد فيلم ادامه دهند.


منبع : فارس-ایسنا

نوشته‌ای از ترانه علیدوستی برای اصغر فرهادی

یادم نمی رود که یک بعد از ظهر داغ و خاکی و چرک، کنار ریل فراموش شده ی قطاری که جیغ هایش شبیه ترس هایمان بود نشسته بودیم، دل دل می زدیم که قصه ای داریم و فیلمی داریم و در این فیلم آدم هایی داریم که میانشان گیر افتاده ایم و نمی دانیم طرف کدام را بگیریم.


قصه ی ما درباره ی گناه بود، درباره ی قتل بود، درباره ی عشق بود، درباره ی مجازات بود و احساس... احساس. درباره ی همه ی آن چیزهایی که انگار عیب ترین عیب ها بود اما بخشیدنی می شد وقتی که فهمیدنی می شد و وقتی می شد فکر کرد و شاید، شاید، حق داد.

یادم نمی رود جمله اش را که "خوب نگاه کنی می بینی که چند بار در این فیلمنامه کلمه ی «حق» شنیده می شود. بارها شنیده می شود. از زبان خیلی ها، هر کسی به قد خودش، در حد خودش، به زبان ناقص یا کامل خودش... هر کس به شکلی این واژه را می گوید. پیش از این که آن ها مهم باشند، واژه ی «حق» است که باید شنیده شود. ده بار. صد بار. آن قدر که یاد همه بماند."

این یکی از نخستین چیزهایی بود که از اصغر فرهادی آموختم. که حق را باید آن قدر گفت که یاد همه بماند.

نگفتن حق سخت است. درد دارد. به دل آدم می ماند.

حرف حق... قضاوت این که حرفی حق هست یا نه شاید کار هر کسی نباشد.

اما این که انسان ها حق دارند حرف بزنند را، به قول خودش، یک بچه ی پنج ساله هم می فهمد.

این چند خط هنوز هم شاید تکاندن غبار از این صفحه به حساب نیاید. چرا که غبار این اطراف بوی گند همین نگفتن ها را می دهد. نگفتن هایی که از ریخت می اندازندت.

این چند خط شاید فقط صدای چهار تا استخوان است که زیر بار این همه حرفی که نتوانستیم بگوییم و نتوانستیم بشنویم خرد می شوند.

این چند خط معنی طرفداری و نرخِ وسطِ معرکه و لشکرکشی نمی دهد. این چند خط افاضاتی در باب تعیین حقوق فیلمساز و هنرمند نیست. این چند خط، حیرت است. وحشت است. ناباوری است نسبت به فاصله ی باور نکردنی میان حقِ «گفتن» و منطقِ «نگفتن» . خشم است به نفع هر آن چیزی که قرار است بشود اسم حق -اسم حرف- رویش گذاشت. همدردی است از طرف هر کسی که ناحق شنیدن را درک کرده، با کسی که به تازگی ناحق شنیده و من، لا اقل من، خبر دارم که روزی پامال کردن حق برایش درد بزرگی بود.


یادم نمی رود روزی را که فیلممان پایان نداشت، از ترس این که تمام شود و توی دل آدمهای خیالی اش حرف نگفته ای مانده باشد هنوز.

نه برای خودم و بقایای بی ارزش یک وبلاگ، و فقط همین یک بار و برای یک دلگرمی کوچک جمعی درب نظرخواهی را باز می گذارم. پیشنهادم هم فقط نوشتن یک اسم است، واقعی باشد یا مستعار فرقی نمی کند. این دعوتی برای هواداری از یک شخص یا یک فیلم نیست، که اصغر فرهادی و سیل بی شمار طرفداران او نیازی به بالا خواهیِ این وبلاگ ندارند.

این دعوت برای آشنایی با آن هایی است که می توانند به نظر دیگریِ روبرویشان گوش دهند و به آن فکر کنند، بی این که الزاماَ با او موافق باشند... هر کس که طرفدار «حرف» است اسمی بنویسد. فقط برای این که چشممان به نام هم بیفتد و دلگرم شویم و باور نکنیم این کابوس عجیب و ناعادلانه، این تلخیِ بی پایان را.

نمی دانم آقای فرهادی، نمی دانم چطور شده که ارزش کار و بارمان، دغدغه های مان، ادعاهایمان، آرزوهایمان، توی این تورمِ خودی و ناخودی ست که از سکه می افتد. نمی دانم.

اما جای خالیِ حرف حق درد می کند، آشنای قدیمی سالهای شهر زیبا. می فهمی که.

پی نوشت: این متن صاحب پانزده مرتبه تکرار واژه ی حق است.



منبع : وبلاگ ترانه علیدوستی (spotlight)

واکنش اصغر فرهادی به ماجرای لغو پروانه ساخت «جدایی نادر از سیمین»

اصغر فرهادي چند روز پس از سكوتش پيرامون لغو مجوز ساخت فيلم جديدش «جدايي نادر از سيمين» پيرامون اين اتفاق و داستان فيلم جديدش به اظهار نظر پرداخت. فرهادي در پاسخ به اينكه‌ پيش‌بيني مي‌كرديد،بازتاب صحبت‌هاي شما در جشن خانه سينما اينگونه باشد، گفت: به هيچ‌عنوان. چون هيچ قراري با خودم نداشتم که صحبت خاصي بکنم،چيزي هم براي گفتن آماده نکرده بودم، مثل هميشه تشکري از گروه و تمام.

تا اينکه نوبت به جايزه کارگرداني رسيد،دوست عزيزم آقاي سيروس الوند که مي‌خواستند جايزه را بدهند نقل قولي از مرحوم حاتمي کردند و گفتند اگر روزي فيلمي را ديديد که آن فيلم در تو شوق فيلم ساختن ايجاد کرد آن فيلم ،فيلم خوبي است و گفت اين جايزه را به فيلمي مي‌دهم که وقتي آن را ديدم احساس کردم که دلم مي‌خواهد فيلم بسازم.

فرهادي يادآور شد:در حين حرف‌هاي آقاي الوند با خودم اين گفته‌ي مرحوم حاتمي را مرور مي‌کردم و اينکه در طول زندگي‌ام کدام فيلم‌ها در من اين احساس را ايجاد کرده‌اند. ياد فيلم «دونده» امير نادري افتادم،ياد «مسافران» و «باشو غريبه کوچک» و همين‌طور «نون و گلدون» و فيلمهايي ديگر. بعد فکر کردم که چه عجيب سه نفر از سازندگان اين فيلم‌ها در اين لحظه بيرون از مملکت هستند، با اسامي اين فيلم‌ها در ذهنم رفتم که جايزه را بگيرم در حين رفتن به روي صحنه صحبت از خانم فراهاني شد با آنکه تصميمم همان تشکر از گروهم بود، فکر کردم به عنوان کارگردان فيلم حالا که از بازيگر اين فيلم صحبتي شده به لحاظ حرفه‌اي و اخلاقي درست نيست از او که معتقدم بازيگر توانايي است ياد نکنم. گرچه لااقل اهالي سينما از مشکلاتي که دو سال گذشته به خاطر حضور او در فيلمم با آن مواجه شدم با خبرند.

اين كارگردان در عين حال گفت: اما خود را موظف ديدم که از او ياد کنم، صحبتم را با آرزوي بازگشت خانم فراهاني شروع کردم و خواستم شرايط به گونه‌اي شود که ايشان بتواند بازگردد.اسامي فيلم‌هاي کارگردان‌هايي که روزگاري آثارشان در من شوق فيلم ساختن ايجاد کرده بود دوباره به ذهنم آمد و با ياد بهرام بيضايي شروع کردم که همان روز شنيده بودم از ايران رفته است.

فرهادي همچنان با اشاره به شب جشن خانه سينما ادامه داد: آرزو کردم اميرنادري برگردد، کسي که وقتي در سفري او را ملاقات کردم هنوز شوق ساختن بهترين فيلم‌هاي تاريخ سينما را در لحن و حرکت دست‌هايش موقع گپ زدن با او مي‌ديدم. آرزو کردم جعفرپناهي هم فيلم بسازد به خاطر فيلم شريف «طلاي سرخ»ش،آرزو کردم شرايطي بشود که کارگرداني که روزگاري در اين مملکت،آثار قابل اعتنايي همچون «گبه» و «نون و گلدون» و «باي سيکل‌ران» را ساخته همچنان مي‌توانست فيلم‌هاي اينچنيني بسازد، همين. يعني سر تا ته قضيه از نظر من کاملا سينما بود و بحث فيلم.

فرهادي در پاسخ به اينكه منظورتان ازفراهم شدن شرايط کار اين افراد در کشور چيست؟ اذعان داشت: طبيعي است منظور من از اينکه شرايطي بشود که اين سينماگران برگردند تغيير شرايط مطابق با نگرش سياسي فلان فرد خاص نبود، من آرزو کردم آنهايي که روزگاري نشان داده‌اند اهل ذوق و فرهنگ هستند، بازگردند و همانگونه فيلمها را بسازند.

وي درباره اينكه اما با اين وجود از صحبت‌هايتان بد تعبير شده، هم پاسخ داد: هم بد نقل قول شده، هم بد تعبير شده. از صحبت‌ها متوجه شدم تصميم اتخاذ شده ناشي از يک سوتعبير است. تمام تلاشم هم از همان روز اين بود که به اين ماجرا دامن زده نشود و فيلم قرباني حاشيه‌ها نشود، فکر مي‌کنم در اين چند سال با کارهايي که ساخته‌ام خودم را از حاشيه‌سازي بي‌نياز کرده‌ام.

فرهادي در پاسخ به اينكه از بازتاب آوردن اسامي اين سينماگران نگران نبوده است گفت: معلوم است که نبودم، احساس مي‌کردم در يک محيط صنفي،درباره وجه کاري و سينمايي، اين سينماگران صحبت مي‌کنم احساسم اين نبود که نام بردن ازيک فيلم‌سازخارج از ايران معني‌اش تاييد ديدگاه سياسي و اعتقادي اوست.

جنس فيلم‌هايي که تاکنون ساخته‌ام نشانگر روحيه‌ام است و هميشه تلاش کرده‌ام قضاوتم را حتي در مورد مسايل اجتماعي به فيلمم و در نتيجه به تماشاگرم تحميل نکنم. وي ادامه داد: اگر قصدم اين بود چرا در جشن خانه سينما اين را بيان کنم. آنهمه فستيوال خارجي آنهمه مصاحبه مطبوعاتي در کشورهاي مختلف، وقتي آنجا که اينگونه ابراز نظرهاي سياسي خريدار بيشتري دارد چنين نمي‌کنم چرا بايد در اينجا در جشن خانه سينما بيايم و تبليغ نظرات کسي را بکنم که شناختم از او به واسطه آثارش در ايران است و نه کنش سياسي‌اش.

فرهادي گفت: بي‌انصافي است واقعا. چرا اين حرف‌ها اينگونه تعبير شده است. من براي بعضي آثار اين فيلم‌ساز به لحاظ تکنيک سينما احترام قائل هستم، اما هيچ‌گاه به ديدگاه سياسي‌اش چه در گذشته و سالهاي ابتداي انقلاب و چه در حال حاضر نزديک نبوده‌ام.

اين كارگردان در پاسخ به اينكه در مرحله پروانه‌ ساخت «جدايي نادر از سيمين» با مشکلي مواجه نبوده است،پاسخ داد: نه‌ مثل همه فيلم‌ها، فيلم‌نامه داده شده و خيلي سريع هم پروانه ساخت دريافت کرديم.
فرهادي همچنين درباره‌ي خلاصه داستان «جدايي نادر از سيمين» و حال و هواي آن هم گفت: فضا و داستان «جدايي نادر از سيمين» را خود اسم فيلم به اندازه کافي مي‌دهد،فيلم درباره جدايي نادر از سيمين است که خود اين اطلاعات کمي نيست.
اين كارگردان سينما همچنين درباره‌ي اينكه تا پيش از توقف فيلمبرداري چند درصد از کار فيلمبرداري شده هم پاسخ داد:حدودا 35 درصد.
فرهادي در بخش ديگري از اين مصاحبه درباره‌ي اينكه رسما درباره‌ي لغو مجوز «جدايي نادر از سيمين» چيزي داده شده است،گفت: نه معمولا در اين جور موارد به تهيه‌کننده اعلام مي‌شود که وضعيت چگونه است.

اين كارگردان همچنين درباره‌ي اينكه چرا با وجود رسمي نبودن لغو پروانه ساخت، فيلمبرداري را ادامه نداده است، مطرح كرد: به نظرم اين کار باعث مي‌شد که گره‌اي که باز شدني به نظر مي‌آمد، کور شود. من اين روزها فقط به نجات فيلم فکر مي‌کنم، نمي‌خواستم اين تعبير پيش بيايد که در حال پررنگ کردن حاشيه‌ها هستم. فرهادي همچنين در پاسخ به اينكه مكالمه‌اي با مسئولان در اين چند روزه داشته است،هم گفت:بله چندين‌بار.
اين كارگردان همچنين درباره‌ي اينكه نتيجه بخش بوده است هم فقط مطرح كرد: بله.

اصغر فرهادي در بخش پاياني مصاحبه درباره‌ي اينكه راه‌حلش به عنوان فيلم‌ساز براي برطرف شدن کامل اين مشکل چيست؟ هم مطرح كرد: فقط يک چيز. تعبيرهايي که من بدان معتقد نيستم از صحبت‌هايم استخراج نشود.من آرزو کردم شرايطي شود که سينماگر در کشور خودش فيلم بسازد چون شاهديم وقتي از مملکت مي‌روند،مسير حرفه ايشان چقدر تغيير مي‌کند.

اين كارگردان در پايان گفت: در حال حاضر براي من فيلم مهم‌تر از هر چيزي است، اين فيلم من تنها نيست، فيلم همه‌ي کساني است که اين مدت با عشق در ساخته شدن آن شريک بودند.



منبع : ایسنا

درباره لغو پروانه ساخت «جدایی نادر از سیمین»

 

مدیر اداره کل نظارت و ارزشیابی ارشاد تاکید کرد، درارتباط با موضوع لغو پروانه ساخت فیلم "جدایی نادر از سیمین" هیچ اعلام نظری نمی‌کنم. علیرضا سجادپور مدیراداره کل نظارت و ارزشیابی ارشاد در این ارتباط  گفت: ترجیح می دهم درباره لغو پروانه ساخت این فیلم فعلا اظهار نظری نکنم.
ساعاتی پیش سایت هنرنیوز متعلق به هیئت اسلامی هنرمندان خبری را مبنی بر لغو پروانه ساخت فیلم "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی منتشر کرده است. در این خبر آمده، مجوز این فیلم با دستور مستقیم سیدعلیرضا سجاد‌پور مدیر کل اداره کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفه‌ای لغو شده ‌است.
فیلمبرداری این فیلم با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی، علی‌اصغر شهبازی، شیرین یزدان‌بخش، کیمیا حسینی و مریلا زارعی در تهران ادامه دارد و تا کنون 20درصد آن انجام شده است.



منبع : مهر


مهرزاد دانش منتقد سینما در واکنش به این خبر یادداشتی را در سایتش منتشر کرد:

خبر لغو مجوز ساخت آخرین اثر اصغر فرهادی به خاطر صحبت هایش در جشن خانه سینما چنان حیرت آور بود که با هیچ دلیل و حتی توجیهی قابل درک نیست. اکنون که این سطور را می نویسم تازه چند ساعتی است که خبر را شنیده ام و امیدوارم ( واقعا امید دارم؟) که ماجرا کذب باشد و تکذیب مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی را به همراه آورد. ولی در صورت حقیقت ماجرا، باید گفت که این تازه سرآغاز یک فاجعه سینمایی است. البته موج این فاجعه چندان به خود فرهادی اصابت نخواهد کرد. به رغم علاقه و احترام فراوانی که برای فرهادی و آثارش قائلم، گمان نمی کنم که چنین تصمیمات شتابزده و بچگانه ای برای خود او تأثیر چندانی داشته باشد. فرهادی جدا از بینش و سواد و تجربه بالای هنری خودش، فیلمسازی معتبر در جهان است و اگر این جا جلوی کارش را بگیرند، جاهای فروان دیگری هست که با امکانات و استقلال بسیار بیش تری فعالیت های سینمایی اش را پی بگیرد. اصل ماجرا به کلیت سینمای ایران مربوط می شود. این که اگر قرار باشد هر سینماگری به صرف بیان آرزوهایی کاملا صنفی در محفلی صنفی ، بنا براین که پاره ای از جهات آن آرزوها به مذاق آقایان پشت میزنشین خوش نمی آید، فعالیت سینمایی اش توقیف شود می توانید تصور کنید چه نتیجه ای برای سینمای ایران خواهد داشت؟ دامنه این موضوع می تواند شامل هر سینماگر دیگری با هر حرف دیگری که خوشایند حضرات نیست بشود. آیا سنگ روی سنگ باقی می ماند؟  اصلا چنین لغوی بر مبنای کدام قاعده حقوقی و اداری اخذ شده است؟ فرهادی - که از اخلاق گرا ترین فیلمسازان ایرانی است و شرافت و انسانیت و دغدغه های اخلاقی در آثارش موج می زند - چه تخلفی مرتکب شده که چنین مجازاتی برایش ترسیم کرده اند؟ در کدام متن قانونی آمده است که آوردن نام سینماگران ایرانی مقیم خارج و آرزوی بازگشت شان، ولو این که برخی شان با سیستم موجود مخالفت هایی کرده باشند، جرم است؟ و به فرض محالِ جرم بودن، در کدام آیین نامه دستگاه ارشاد آمده است که لازمه کیفری این جرم، لغو مجوز ساخت فیلم است؟ و آیا مدیری که بدون استناد به قواعد اداری و حقوقی، دست به تصمیمات تنبیهی این چنینی می زند، خود شایسته مجازات و توبیخ نیست؟

ما نویسنده ایم و کارمان نوشتن است و در این باب در بزنگاه های این چنینی کارمان را انجام داده ایم. اما به نظرم الآن نوبت همکاران خود فرهادی است که اگر واکنشی درخور به چنین موضعی نشان ندهند و سکوت های مصلحت جویانه شخصی پیشه سازند، ادعاها و علاقه شان را به سینما زیر سوال برده اند. اجازه ندهیم که با این جور مدیریت های خودمحورانه و عاری از منطق، موج دیگری از مهاجرت فرهیختگان هنری و فرهنگی به آن سوی مرزها صورت پذیرد و آن چه باقی می ماند سقف سلیقه هنری آقایان است با فیلم هایی مثل اخراجی ها و سریال هایی مثل یوسف.

این روزها آقای احمدی نژاد در نیویورک (که آقای شمقدری هم از معیت کنندگان ایشان است)، در مصاحبه های پرشمار خود با رسانه های غربی، تأکیدات مکرر بر آزادی عمل گسترده مخالفان سیاسی و رقبای انتخاباتی و منتقدان سیستم در ایران دارد.انطباق این صحبت ها با وضعیت جاری در ایران کار سیاستمداران است و ما را با این حوزه کاری نیست. اما بد نیست آقای شمقدری بعد از بازگشت به ایران، تصمیم اخیر مدیر منصوب خود را با آن صحبت ها مقایسه کند که چگونه نه مخالفت، بلکه نام بردن از یک مخالف ، باعث تعطیلی کار و فعالیت طرف می شود. لااقل خودمان حرف های خود و رئیس هایمان را شهید نکنیم.