تعطیل
در نشست خبری فیلم «جدایی نادر از سیمین» چه گذشت؟

اصغر فرهادی گفت: من به دنیا و زندگی نگاه مطلقی ندارم. دیدم نسبت به همه چیز نسبی است و این اندیشه قطعاً در کارهایم هم نشر پیدا کرده است. نشست نقد و بررسی فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی، پس از اکران این فیلم در سالن سعدی برج میلاد برگزار شد. در این نشست اصغر فرهادی نویسنده و کارگردان، محمود کلاری مدیر فیلمبرداری، پیمان معادی، ساره بیات، شهاب حسینی، مریلا زارعی، و سارینا فرهادی بازیگران، کیوان مقدم طراح صحنه و لباس و هایده صفییاری تدوینگر حضور داشتند که اجرای جلسه را سعید قطبیزاده منتقد سینما برعهده داشت.
ابتدا فرهادی
درباره مشکلات ساخت فیلم توضیح داد و گفت: دشواریهای ساخت این فیلم به
اندازه دشواریهای ساختن هر فیلم دیگری در ایران است. منتها شانس من این
بود که این مشکلات خارج از گروه فیلمسازی بود. به شخصه از ساختن فیلم لذت
بردم و هرآنچه بعد از آن اتفاق بیفتد به مثابه یک هدیه است. من مسیرم را
ادامه میدهم و امیدوارم بتوانم همچنان ادامه دهم.
سپس کلاری درباره
اولین تجربه کاریاش با فرهادی توضیح داد: کار با فرهادی مثل یک حادثه است.
در طول این 30 سال کار در سینما با بسیاری از بزرگان کار کردم اما
درسهایی که هنگام فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» گرفتم، نه سینما بلکه
فراتر از سینما و خود زندگی بود.
وی ادامه داد: فرهادی پیش از این که
فیلمساز بزرگی باشد، انسان بزرگی است و در همه حال در زندگی اطرافیانش
تاثیرگذار است. اقرار میکنم بعد از این فیلم احساس کردم همسرم را بیشتر از
قبل دوست دارم و اتفاقات کوچک زندگی را مهم دیدم. این که چرا حرف طبقه
دیگر اجتماع را نمیفهمیم و چرا به همدیگر دروغ میگوییم...
فرهادی
درباره سئوال یکی از خبرنگاران درباره نسبیت و نگاه فرهادی به این مسئله
توضیح داد: بله من به دنیا و زندگی نگاه مطلقی ندارم. دیدم نسبت به همه چیز
نسبی است و این اندیشه قطعاً در کارهایم هم نشر پیدا کرده است.
زارعی
نیز درباره تجربه کار با فرهادی گفت: حضور در صحنه فیلم فرهادی گویی حضور
در دنیایی دیگر با استانداردهای دیگری است. اتفاقات در این فضا از درون به
بیرون منتقل میشود و در آن زندگی جاری و ساری است. آرزوی من این است که
بازیگران سینمای ایران سعادت بازی در حداقل یکی از فیلمهای آقای فرهادی را
داشته باشند.
سپس سارینا فرهادی فرزند فرهادی که در فیلم ایفای نقش
کرده بود درباره حضورش در فیلم پدرش گفت: اوایل بازی برایم سخت بود و کلا
کار فیلمبرداری را جدی نمیگرفتم. پس از چند بار حضور در صحنه و دیدن جدیت
عوامل به ویژه پدرم، من هم انگیزه پیدا کردم و موقع فیلمبرداری یا صحبتهای
پیش از فیلمبرداری اصلا فکر نمیکردم که پدرم دارد مرا هدایت میکند.
در
ادامه پیمان معادی بازیگر اصلی فیلم درباره کار با فرهادی گفت: پیش از
آغاز فیلمبرداری حدود یک ماه با فرهادی تحلیلهای مفصلی درباره نقش داشتیم.
این که این آدم چه کارهایی میکند، چگونه نگاه میکند، چگونه صدا و لحنش
را تغییر میدهد و... وقتی به این جزئیات رسیدم دیگر کار سختی نبود. به نظر
من سختی کار همین مراحل کشف و شناخت نقش است و ایفای آن اصلا کار دشواری
نبود.
سپس حسینی درباره این که آیا به هنگام دعوت به فیلم فرهادی به
بزرگی و کوچکی نقش فکر میکند یا نه، گفت: من در پذیرفتن نقش مکمل در
فیلمهایی که برای آقای فرهادی بازی کردم هرگز تردید نکردم چون اصطلاحاتی
مثل سوپراستار و نقش اصلی اصطلاحاتی است که از بیرون به بازیگر وصل میشود.
دعوت آقای فرهادی مثل دعوت به یک کشتی مجهز و بزرگ است. من فقط لذت میبرم
و میآموزم.
وی تصریح کرد: تنها زمانی که خدا را برای حضور در این
عرصه شکر میکنم موقع کار با آقای فرهادی است و درباره نقشم هم باید بگویم،
نقش حجت نسبت به نقشی که در «درباره الی...» بازی کردم سختتر بود چون
مابهازای اجتماعیاش بسیار ملموس و قابل مشاهده بود.
سپس کلاری درباره
روش فیلمبرداری در این اثر گفت: کار با فرهادی گرچه بسیار با ظرافت، دقت و
هوشمندانه است اما سخت نیست چون اگر او را درک کنید به بهترین شکلی هم
هدایت خواهی شد. برای من سخت بود که از قالب کلاسه شده و قاعدهمند سالهای
گذشته بیرون بیایم و وارد دنیایی بشوم که آنقدر آزاد و سیال است که فضایی
مثل فیلمبرداری با موبایل را تداعی کند.
وی در توضیح بیشتر افزود:
براساس خواستههای فرهادی من پیشنهاد دادم واقعا فیلمبرداری با موبایل
انجام شود اما تاکید ایشان بر این بود که با فیلم 35 چنین فضایی خلق شود.
من خودم را به دست اندیشه فرهادی سپردم و گاهی از خودم میپرسم که آیا
واقعا این فیلم را من فیلمبرداری کردم. در این فیلم تنها 3 پلان است که روی
پایه فیلمبرداری شده است و بقیه فیلم با دوربین 14 کیلویی روی دوشم،
فیلبرداری شد.
فرهادی درباره ایدهپردازی در فیلمنامه و دقت در پردازش
جزئیات در فیلمهایش توضیح داد: واقعا نمیتوانم به این سئوال جواب دهم چون
پرسش سختی است. نوشتن برای من مثل رانندگی است. قواعد را میدانم و در عین
حال به آن فکر نمیکنم. وقتی مینویسم به این فکر نمیکنم فلان رفتار را
در فلان سکانس طوری نشان دهم که فلان نتیجه را بدهد. نمیدانم این شیوه
ریاضیوار را از کجا کسب کردهام برای خودم هم جالب است.
وی در پایان
درباره این که آیا از فیلمهای گذشتهاش رد پایی در «جدایی نادر از سیمین»
یافت میشود، گفت: مضمون و تم «جدایی نادر از سیمین» به نوعی در امتداد
«درباره الی...» است. کلیشهاش از «شهر زیبا» میآید، در «چهارشنبهسوری»
پررنگتر شد، در «درباره الی...» آشکارا بیان شد و ادامهاش را در جدایی
نادر دیدیم.
در پایان این نشست حسینی درباره پرکاری خود در سینما توضیح
داد: بعد از پروژه «کمال تبریزی» که دو سال دیگر ادامه خواهد داشت، برای
مدتی کار نخواهم کرد. دوست دارم رشته دانشگاهی مورد علاقهام را ادامه دهم
و چیزهایی را یاد بگیرم که در حال حاضر ندارم.
سانس های نمایش «جدایی نادر از سیمین» در سینماها
ساعت 18:30 و 22:00 پردیس سینمای ملت
ساعت 18:30 سینما آزادی
«جدایي نادر از سيمين» در بخش مسابقه جشنواره برلين (21 بهمن تا اول اسفند)

شصتو يكمين دورهي جشنوارهي فيلم «برلين»، «جدايي نادر از سيمين»جديدترين ساختهي اصغر فرهادي را براي بخش اصلي انتخاب كرد. عصر روز گذشته ـ 28 دي ماه ـ برگزاركنندگان جشنوارهي فيلم «برلين» اسامي فيلمهاي بخش اصلي را معرفي كردند كه سهم سينماي ايران تنها يك فيلم است. اصغر فرهادي دو سال قبل با فيلم «درباره الي» در بخش مسابقهي برلين حضور داشت و خرس نقرهاي را براي بهترين كارگرداني گرفت و امسال دوباره با جديدترين ساختهاش در بخش اصلي برلين حضور دارد.
«جدايي نادر از سيمين» با بازي ليلا حاتمي، شهاب حسيني، پيمان معادي، ساره بيات، سارينا فرهادي، علي اصغر شهبازي، بابک کريمي، شيرين يزدان بخش، كيميا حسيني و با حضور مريلا زارعي روايت ميشود. اين فيلم با فيلمنامه، تهيهکنندگي و کارگردانياصغر فرهادي ساخته شده است.
كارنامه حضور فيلمهاي ايراني در ادوار مختلف جشنواره برلين نشان ميدهد، اولين فيلمي كه توانست از جشنواره برلين براي سينماي ايران افتخار بيآفريند؛ «طبيعت بيجان» ساخته سهراب شهيد ثالث بود كه در سال 1974 موفق به دريافت خرس نقرهاي برليناله شد.
كسب اين جايزه ارزشمند دو سال بعد، يعني در سال 1976 براي سينماي ايران تكرار شد و فيلم «باغ سنگي» به كارگرداني پرويز كيمياوي توانست دومين خرس نقرهاي را بهدست آورد. فيلم فوتبالمحور «آفسايد» ساخته جعفر پناهي پس از 30 سال، در سال 2006 سومين خرس نقرهاي را نصيب ايران كرد.
پررنگترين سال حضور فيلمهاي ايراني در برليناله به سال 2006 برميگردد كه دو فيلم در بخش مسابقه و چهار فيلم در بخشهاي جانبي از ايران به برلين رفتند.
دو فيلم «زمستان است» ساختهي رفيع پيتز و «آفسايد» ساختهي جعفر پناهي دو نماينده ايران در بخش رقابتي برلين نام گرفتند كه البته تنها «آفسايد» بود كه توانست خرس نقرهاي را كسب كند.در همان سال، «به آهستگي» ساخته مازيار ميري، «كارگران مشغول كارند» ساخته ماني حقيقي، «صبحي ديگر» ساخته ناصر رفاهي و «كمي ديگر» ساخته مهدي جعفري چهار فيلم ديگر ايراني حاضر در بخشهاي جانبي برليناله بودند و سال 85 سينماي ايران تنها شاهد حضور نيكي كريمي به عنوان داور در جشنواره برلين بود.
سال 86 هم ايران با سه فيلم در برلين حضور داشت. فيلم «آواز گنجشكها» ساخته مجيد مجيدي كه خرس نقرهاي جشنواره برلين را براي رضا ناجي به عنوان بهترين بازيگر به همراه داشت و «بودا از شرم فروريخت» ساخته حنا مخملباف نيز در بخش كودكونوجوان در ردهي سني زير 14 سال به نمايش درآمد كه توانست علاوه بر دريافت خرس كريستال بخش كودكونوجوان جشنواره، «جايزه صلح» را نيز به خود اختصاص دهد و «سه زن» ساختهي منيژه حكمت در بخش غير رقابتي «پانورما» حضور داشت.
سال 87 نيز اصغر فرهادي با چهارمين ساختهي سينمايياش «دربارهالي» در بخش رقابتي حضور داشت كه خرس برلين را گرفت و همان سال فيلم سينمايي «نيلوفر» به تهيهكنندگي فرشته طائرپور به عنوان محصول مشترك ايران، فرانسه ، لبنان در بخش رقابتي كودك و نوجوان جشنواره برلين حضور داشت.
سال گذشته هم فيلم «شكارچي» توليد مشترک ايران و آلمان به كارگرداني «رفيع پيتز» در بخش رقابتي جشنواره برلين به نمايش درآمد.
امسال نيز علاوه بر «جدايي نادر از سيمين» كه در بخش رقابتي حضور دارد، پيش از اين حضور سه فيلم ايراني در بخش «نسل» (كودك) شصت و يكمين دوره جشنواره فيلم برلين مشخص شده بود. فيلم سينمايي «باد و مه» ساخته محمدعلي طالبي، فيلم كوتاه داستاني « خانه فاطمه كجاست؟» به كارگرداني فريدون نجفي و انيميشن «قصههاي يكخطي» ساخته بهزاد فرهت به عنوان نمايندگان ايران در اين بخش به نمايش درخواهند آمد.
شصت و يكمين جشنواره برلين از 11 تا 20 فوريه 2011، (21 بهمن تا اول اسفندماه سال جاري) برگزار خواهد شد.
از جمله عواملي که در پشت صحنه «جدايي نادر از سيمين»، اصغر فرهادي را براي ثبت روايت پنجمين ساخته سينمايياش بعد از «درباره الي ...»همراهي كردند ميتوان به محمود کلاري به عنوان مدير فيلمبرداري، مهرداد ميرکياني طراح چهره پردازي، کيوان مقدم طراح صحنه و لباس، محمود سماک باشي صدابردار، هايده صفيياري تدوينگر، طراحي و تركيب صدا: محمدرضا دلپاك، حميدرضا قرباني دستيار اول کارگردان و برنامهريز، تدوين صدا: رضا نريميزاده، مهدي لطيفي،مريم نراقي،ياسر قاروني دستياران كارگردان، حسن مصطفوي مدير توليد، مريم نراقي منشي صحنه، حبيب مجيدي عکاس،منصور غضنفري و کاظم نامني مديران تدارکات و نگار اسکندرفر مجري طرح اشاره کرد.
آغاز تدوین، صداگذاری و ساخت موسیقی فيلم اصغر فرهادي

فیلمبرداری فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی این هفته تمام و تدوین، صداگذاری و ساخت موسیقی شروع میشود. احتمالا محمدرضا دلپاک صداگذاری «جدایی نادر از سیمین» را انجام میدهد. لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی، علیاصغر شهبازی، شیرین یزدانبخش، کیمیا حسینی و مریلا زارعی بازیگران این فیلم هستند.
حرفهای تازه اصغر فرهادی در مورد حاشیههای «جدایی نادر از سیمین»
|
کارگردان فیلم سینمایی "درباره الی" با اشاره به اینکه امیدوار است "با توجه به حسن نیت مسئولان سینمایی حاشیههای اخیر هرچه زودتر تمام شود" از دلبستگی به آب و خاک ایران یاد کرد و گفت: سخنانم فقط از جنبه شخصیت فنی و سینمایی آن فرد بود و گرنه با دیدگاه و روش او چه در سالهای پس از انقلاب و چه اکنون احساس نزدیکی نداشتهام. اصغر فرهادی درباره حاشیههای جشن خانه سینما که منجر به لغو پروانه ساخت فیلم "جدایی نادر ار سیمین" شده و بیاینه اخیر معاونت سینمایی نقطه نظراتش را مطرح کرد. * با توجه به اتفاقاتی که این روزها متعاقب صحبتهای شما در جشن سینمای ایران رخ داده، بد نیست سوال آخرم را اول بپرسم، چرا با گفتن آن جملات باعث این التهاب و وضعیت فعلی در فیلمتان شدید؟ - اصغر فرهادی: راستش توضیح این ماجرا کمی سخت است، این روزها احساس میکنم درست در موقعیت آدمهای فیلمهایم قرار گرفتهام، به زعم خودم آن چند جمله کوتاه از سر عشق به سینما و فیلمهای خوب سینما بوده، طبیعی است پیشبینی این همه بازتاب و واکنش را نمیکردم، که اگر میکردم قطعاً از گفتن آن علیرغم نیّت کاملا صنفیام هم به خاطـر فیلمـم هم به خاطـر دیگـران صـرف نظـر میکردم. مهمترین دلیلش این بود که من درست وسط تولید فیلمم بودم و بیش از هر چیز به تمرکز و آرامش و دوری از هیاهو نیاز داشتم. الان دقیقاً در مرکز این موقعیت پر هیاهو واقع شدهام، ناخواسته. یک موقعی است که شما همه جوانب امـر را سنجیدهاید، بازخـوردها را پیش بینی کردهاید و با نیّت قبلی رفتار و یا حرفی را بروز دادهاید، خب میگویید این یک تصمیم و انتخاب بوده و حالا باید پای تبعاتش هم بایستید. ولی ماجـرای من اینبـار کـاملاً متفاوت بود، مثل سپیده در "درباره الی..." که چیزی در ابتدای فیلم میگوید به زعم خودش نه چندان پر اهمیت و با نیّتی خیر خـواهـانه اما آرام آرام به بحران میانجامد. *شما معتقدید جملات تان چندان حساسیت زا نبوده اما واکنشها و بازتابها این را نشـان نمیدهد؟ - گفتم به زغم خودم، اما دیـروز که فیلم صحبتهـا را دیدم به هـر حال لحــن گفتن جملات لحن حساسیت زایی است، شاید اگر همین جملات با لحنی دیگر و تغییر چند کلمه ادا میشد اینقدر حساسیت ایجاد نمیکرد. * پس حق میدهید چنین بازتابی را داشته باشد؟ - به هر حال همه چیز به آن سمت رفت که علیرغم میل من جملات معنایی دیگر به خود بگیرند، کم کم از برداشتها متوجه شدم داستان آنگونه نیست که فکر کردهام و شکل دیگری به خود گرفته که من مایل و معتقد به آن نبودهام. *به نظر خودتان چه بخشی از صحبتهای شما ایجاد حساسیت کرد؟ آن بخشی که برداشت شده خواستار تغییر شرایط شده اید یا طرح اسامی بعضی افراد؟ - فکر میکنم مجموع همه اینهاست و شاید عنوان کردن نام فیلمسازی که در این اواخر بیشتر بر روی کارهای سیاسی متمرکز شده. من در مصاحبه قبلی هم توضیح دادم که علت نام بردن از او چند اثر تأثیرگذار سینمایی است که در کارنامهاش دارد. هنوز هم معتقدم اگـر او میماند و به فیلمسازیش ادامه میداد ما حداقل چند کار خوب دیگـر به کارنامه بهترینهای سینمایمان افـزوده میشد، این شائبه که من تحت تأثیر دیدگاه سیاسی و بیانیههای اخیر او از وی نام بردهام به راحتی قابل رد است، اگر من چنین دیدگاه تندی داشتم، چرا ماندم و فیلم ساختم. اولین قدم این بود که در خواست پروانه ساخت نمیکردم، من حتی اگر به لحاظ نگرش سیاسی موافق با دیدگاه سیاسی معاونت سینمایی هم نباشم معنیاش این نیست که هم کلام و مؤید دیدگاه این فیلمسازم، با رادیکال برخوردن کردن در هر شکل مخالفم. *اما شما در مصاحبه قبلی اشاره کردید شناختی از دیدگاه سیاسی ایشان نداشتهاید و اسم او را بردهاید؟ - نه، من گفتم نام بردن از او بر اساس شناخت از سینمای اوست مخصوصا سینمای پیش از مهاجرتش. این معنیاش آن نیست که من اساسا از آنچه او این اواخر گفته و میگوید بی خبر بودهام، شاید به جزییات نه ولی کم و بیش اطلاع دارم. مگر ممکن است اطلاع نداشته باشم، اما صحبت من از زاویه شخصیت سینمایی اوست . من با دیدگاه و روش او چه در سالهای پس از انقلاب و چه اکنون احساس نزدیکی نداشتهام. * واکنش آقای شمقدری معاونت سینمایی به صحبت های خودتان را چگونه ارزیابی میکنید؟ - ببینید من در این کشور زندگی میکنم، باورها و ارزشها را میشناسم، حساسیتها را میدانم، ممکن است نقدی هم داشته باشم که دارم و با کارهایم آنها را میگویم و از برخی مسائل هم دلگیرم، اما معنیاش دشمنی و توهین نیست. من حساسیت ایشان را نسبت به بسیاری از مسائل چه در فیلمهایش و چه در صحبتهایش می دانم، ایشان احساس کردهاند به مقدسات توهین شده. من هم توضیح دادم که قصدم توهین به باورهای اعتقادی و ملی مردم این مرز و بوم نبوده، من هم عضوی از این مردمم و با همین باورها خو گرفته و بزرگ شده ام، از کره دیگری که نیامده ام من در هیچکدام از فیلمهایم نیز به شخصیتی نپرداختهام که او را به عنوان بدمن و مقابل نظرگاه خودم تخریب و تخطئه کنم. *آقای شمقدری در نیویورک گفته بود که فرهادی در فرصتی که به او داده شد حرفهایش را اصلاح نکرده و این باعث لغو پروانه ساخت فیلمش شده، نمیشد با اصلاح صحبتهایتان از بروز این اتفاقات پیشگیری کنید. - در مصاحبهای که داشتم سعی کردم دلیل صحبتها را بگویم، بهترین راه توضیح نیتم از این صحبتها بود، من اگر قصدم مقابله بود، اساساً نمیماندم و فیلم شروع نمیکردم فرصت آمادهای هم آن سوی آب برایم پیش آماده بود. نرفتم، خیلیها هم گفتند اشتباه میکنی، اما مـاندم، حتمـاً یک چیزهای در این آب و خاک برای من هم عزیز و مهم است که مانده ام، فرصتی که در آن سو برای فیلمسازی بعد از "درباره الی..." مهیا شد بسیار وسوسه انگیز بود، یک پروژه محصول مشترک بین ایران، فرانسه و آلمان. هیچ کجا هم آن را اعلام نکردم، قراردادم را هم بسته بودم، خبرش هم کم و بیش درز کرد. اما یک روزه تصمیم عوض شد، احساس کردم هنوز دلم میخواهد اینجا فیلم بسازم، نه اینکه فیلم ساختن بیرون از این مرزها جرم باشد، این همه فیلمساز در دنیا که خارج از خاکشان فیلم میسازند اما من آگاهانه تصمیم گرفتم تا آن پروژه را به تأخیر بیندازم، هیج کجا نگفتم نه اینکه منتی بر کسی باشد، خودم خواستم و الان هم ناراضی نیستم. لذتی را که از ساختن "جدایی نادر از سیمین" با گروه بسیار با صفایم در این یک ماه تجربه کردم هیچ کجا نمیتوانستم تجربه کنم. *پیش بینیتان از ادامه چیست؟ - با توجه به صحبتهایی که با مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده و حسن نیتی که وجود دارد امیدوارم مسئله به زودی حل و مشکل به وجود آمده بر طرف شود. *و حرف آخر؟ - جدایی نادر از سیمین. |
|
منبع : مهر |
از سر گیری فيلمبرداری «جدايي نادر از سيمين»
|
مجوز ادامه توليد فيلم «اصغر فرهادي» با نام «جدايي نادر از سيمين» از سوي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد صادر شد.حميدرضا ديبايي مدير روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد كه مجوز ادامه فيلمبرداري اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني اصغر فرهادي صادر شده و او از صبح شنبه فيلمبرداري فيلم را ادامه خواهد داد. هفته گذشته پروانه ساخت اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني «اصغر فرهادي» با دستور اداره نظارت و ارزشيابي لغو شده بود. حميدرضا ديبايي افزود: پيرو مصاحبه اصغر فرهادي و اعلام اين كه در فضايي خاص مطالب حساسيت برانگيزي را عنوان كرده و هدف خاصي نداشته است و پيرو مواضع وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه گفتند صحنه گردانان اصلي مراسم بايد پاسخ گو باشند، از موضع رسمي معاونت سينمايي اعلام ميكنيم كه منعي براي ادامه توليد فيلم اصغرفرهادي وجود ندارد و به احترام عوامل سخت كوش فيلم «جدايي نادر از سيمين»، دوستان ميتوانند به روند توليد فيلم ادامه دهند. |
|
منبع : فارس-ایسنا |
نوشتهای از ترانه علیدوستی برای اصغر فرهادی

یادم نمی رود که یک بعد از ظهر داغ و خاکی و چرک، کنار ریل فراموش شده ی قطاری که جیغ هایش شبیه ترس هایمان بود نشسته بودیم، دل دل می زدیم که قصه ای داریم و فیلمی داریم و در این فیلم آدم هایی داریم که میانشان گیر افتاده ایم و نمی دانیم طرف کدام را بگیریم.
قصه ی ما درباره ی گناه بود،
درباره ی قتل بود، درباره ی عشق بود، درباره ی مجازات بود و احساس...
احساس. درباره ی همه ی آن چیزهایی که انگار عیب ترین عیب ها بود اما
بخشیدنی می شد وقتی که فهمیدنی می شد و وقتی می شد فکر کرد و شاید، شاید،
حق داد.
یادم نمی رود جمله اش را که "خوب نگاه کنی می بینی که چند
بار در این فیلمنامه کلمه ی «حق» شنیده می شود. بارها شنیده می شود. از
زبان خیلی ها، هر کسی به قد خودش، در حد خودش، به زبان ناقص یا کامل
خودش... هر کس به شکلی این واژه را می گوید. پیش از این که آن ها مهم
باشند، واژه ی «حق» است که باید شنیده شود. ده بار. صد بار. آن قدر که یاد
همه بماند."
این یکی از نخستین چیزهایی بود که از اصغر فرهادی آموختم. که حق را باید آن قدر گفت که یاد همه بماند.
نگفتن حق سخت است. درد دارد. به دل آدم می ماند.
حرف حق... قضاوت این که حرفی حق هست یا نه شاید کار هر کسی نباشد.
اما این که انسان ها حق دارند حرف بزنند را، به قول خودش، یک بچه ی پنج ساله هم می فهمد.
این
چند خط هنوز هم شاید تکاندن غبار از این صفحه به حساب نیاید. چرا که غبار
این اطراف بوی گند همین نگفتن ها را می دهد. نگفتن هایی که از ریخت می
اندازندت.
این چند خط شاید فقط صدای چهار تا استخوان است که زیر بار این همه حرفی که نتوانستیم بگوییم و نتوانستیم بشنویم خرد می شوند.
این
چند خط معنی طرفداری و نرخِ وسطِ معرکه و لشکرکشی نمی دهد. این چند خط
افاضاتی در باب تعیین حقوق فیلمساز و هنرمند نیست. این چند خط، حیرت است.
وحشت است. ناباوری است نسبت به فاصله ی باور نکردنی میان حقِ «گفتن» و
منطقِ «نگفتن» . خشم است به نفع هر آن چیزی که قرار است بشود اسم حق -اسم
حرف- رویش گذاشت. همدردی است از طرف هر کسی که ناحق شنیدن را درک کرده، با
کسی که به تازگی ناحق شنیده و من، لا اقل من، خبر دارم که روزی پامال کردن
حق برایش درد بزرگی بود.
یادم نمی رود روزی را که فیلممان پایان نداشت، از ترس این که تمام شود و توی دل آدمهای خیالی اش حرف نگفته ای مانده باشد هنوز.
نه
برای خودم و بقایای بی ارزش یک وبلاگ، و فقط همین یک بار و برای یک دلگرمی
کوچک جمعی درب نظرخواهی را باز می گذارم. پیشنهادم هم فقط نوشتن یک اسم
است، واقعی باشد یا مستعار فرقی نمی کند. این دعوتی برای هواداری از یک
شخص یا یک فیلم نیست، که اصغر فرهادی و سیل بی شمار طرفداران او نیازی به
بالا خواهیِ این وبلاگ ندارند.
این دعوت برای آشنایی با آن هایی
است که می توانند به نظر دیگریِ روبرویشان گوش دهند و به آن فکر کنند، بی
این که الزاماَ با او موافق باشند... هر کس که طرفدار «حرف» است اسمی
بنویسد. فقط برای این که چشممان به نام هم بیفتد و دلگرم شویم و باور
نکنیم این کابوس عجیب و ناعادلانه، این تلخیِ بی پایان را.
نمی
دانم آقای فرهادی، نمی دانم چطور شده که ارزش کار و بارمان، دغدغه های
مان، ادعاهایمان، آرزوهایمان، توی این تورمِ خودی و ناخودی ست که از سکه
می افتد. نمی دانم.
اما جای خالیِ حرف حق درد می کند، آشنای قدیمی سالهای شهر زیبا. می فهمی که.
پی نوشت: این متن صاحب پانزده مرتبه تکرار واژه ی حق است.
واکنش اصغر فرهادی به ماجرای لغو پروانه ساخت «جدایی نادر از سیمین»
تا اينکه نوبت به جايزه کارگرداني رسيد،دوست عزيزم آقاي سيروس الوند که ميخواستند جايزه را بدهند نقل قولي از مرحوم حاتمي کردند و گفتند اگر روزي فيلمي را ديديد که آن فيلم در تو شوق فيلم ساختن ايجاد کرد آن فيلم ،فيلم خوبي است و گفت اين جايزه را به فيلمي ميدهم که وقتي آن را ديدم احساس کردم که دلم ميخواهد فيلم بسازم.
فرهادي يادآور شد:در حين حرفهاي آقاي الوند با خودم اين گفتهي مرحوم حاتمي را مرور ميکردم و اينکه در طول زندگيام کدام فيلمها در من اين احساس را ايجاد کردهاند. ياد فيلم «دونده» امير نادري افتادم،ياد «مسافران» و «باشو غريبه کوچک» و همينطور «نون و گلدون» و فيلمهايي ديگر. بعد فکر کردم که چه عجيب سه نفر از سازندگان اين فيلمها در اين لحظه بيرون از مملکت هستند، با اسامي اين فيلمها در ذهنم رفتم که جايزه را بگيرم در حين رفتن به روي صحنه صحبت از خانم فراهاني شد با آنکه تصميمم همان تشکر از گروهم بود، فکر کردم به عنوان کارگردان فيلم حالا که از بازيگر اين فيلم صحبتي شده به لحاظ حرفهاي و اخلاقي درست نيست از او که معتقدم بازيگر توانايي است ياد نکنم. گرچه لااقل اهالي سينما از مشکلاتي که دو سال گذشته به خاطر حضور او در فيلمم با آن مواجه شدم با خبرند.
اين كارگردان در عين حال گفت: اما خود را موظف ديدم که از او ياد کنم، صحبتم را با آرزوي بازگشت خانم فراهاني شروع کردم و خواستم شرايط به گونهاي شود که ايشان بتواند بازگردد.اسامي فيلمهاي کارگردانهايي که روزگاري آثارشان در من شوق فيلم ساختن ايجاد کرده بود دوباره به ذهنم آمد و با ياد بهرام بيضايي شروع کردم که همان روز شنيده بودم از ايران رفته است.
فرهادي همچنان با اشاره به شب جشن خانه سينما ادامه داد: آرزو کردم اميرنادري برگردد، کسي که وقتي در سفري او را ملاقات کردم هنوز شوق ساختن بهترين فيلمهاي تاريخ سينما را در لحن و حرکت دستهايش موقع گپ زدن با او ميديدم. آرزو کردم جعفرپناهي هم فيلم بسازد به خاطر فيلم شريف «طلاي سرخ»ش،آرزو کردم شرايطي بشود که کارگرداني که روزگاري در اين مملکت،آثار قابل اعتنايي همچون «گبه» و «نون و گلدون» و «باي سيکلران» را ساخته همچنان ميتوانست فيلمهاي اينچنيني بسازد، همين. يعني سر تا ته قضيه از نظر من کاملا سينما بود و بحث فيلم.
فرهادي در پاسخ به اينكه منظورتان ازفراهم شدن شرايط کار اين افراد در کشور چيست؟ اذعان داشت: طبيعي است منظور من از اينکه شرايطي بشود که اين سينماگران برگردند تغيير شرايط مطابق با نگرش سياسي فلان فرد خاص نبود، من آرزو کردم آنهايي که روزگاري نشان دادهاند اهل ذوق و فرهنگ هستند، بازگردند و همانگونه فيلمها را بسازند.
وي درباره اينكه اما با اين وجود از صحبتهايتان بد تعبير شده، هم پاسخ داد: هم بد نقل قول شده، هم بد تعبير شده. از صحبتها متوجه شدم تصميم اتخاذ شده ناشي از يک سوتعبير است. تمام تلاشم هم از همان روز اين بود که به اين ماجرا دامن زده نشود و فيلم قرباني حاشيهها نشود، فکر ميکنم در اين چند سال با کارهايي که ساختهام خودم را از حاشيهسازي بينياز کردهام.
فرهادي در پاسخ به اينكه از بازتاب آوردن اسامي اين سينماگران نگران نبوده است گفت: معلوم است که نبودم، احساس ميکردم در يک محيط صنفي،درباره وجه کاري و سينمايي، اين سينماگران صحبت ميکنم احساسم اين نبود که نام بردن ازيک فيلمسازخارج از ايران معنياش تاييد ديدگاه سياسي و اعتقادي اوست.
جنس فيلمهايي که تاکنون ساختهام نشانگر روحيهام است و هميشه تلاش کردهام قضاوتم را حتي در مورد مسايل اجتماعي به فيلمم و در نتيجه به تماشاگرم تحميل نکنم. وي ادامه داد: اگر قصدم اين بود چرا در جشن خانه سينما اين را بيان کنم. آنهمه فستيوال خارجي آنهمه مصاحبه مطبوعاتي در کشورهاي مختلف، وقتي آنجا که اينگونه ابراز نظرهاي سياسي خريدار بيشتري دارد چنين نميکنم چرا بايد در اينجا در جشن خانه سينما بيايم و تبليغ نظرات کسي را بکنم که شناختم از او به واسطه آثارش در ايران است و نه کنش سياسياش.
فرهادي گفت: بيانصافي است واقعا. چرا اين حرفها اينگونه تعبير شده است. من براي بعضي آثار اين فيلمساز به لحاظ تکنيک سينما احترام قائل هستم، اما هيچگاه به ديدگاه سياسياش چه در گذشته و سالهاي ابتداي انقلاب و چه در حال حاضر نزديک نبودهام.
اين كارگردان در پاسخ به اينكه در مرحله پروانه ساخت «جدايي نادر از سيمين» با مشکلي مواجه نبوده است،پاسخ داد: نه مثل همه فيلمها، فيلمنامه داده شده و خيلي سريع هم پروانه ساخت دريافت کرديم.
فرهادي همچنين دربارهي خلاصه داستان «جدايي نادر از سيمين» و حال و هواي آن هم گفت: فضا و داستان «جدايي نادر از سيمين» را خود اسم فيلم به اندازه کافي ميدهد،فيلم درباره جدايي نادر از سيمين است که خود اين اطلاعات کمي نيست.
اين كارگردان سينما همچنين دربارهي اينكه تا پيش از توقف فيلمبرداري چند درصد از کار فيلمبرداري شده هم پاسخ داد:حدودا 35 درصد.
فرهادي در بخش ديگري از اين مصاحبه دربارهي اينكه رسما دربارهي لغو مجوز «جدايي نادر از سيمين» چيزي داده شده است،گفت: نه معمولا در اين جور موارد به تهيهکننده اعلام ميشود که وضعيت چگونه است.
اين كارگردان همچنين دربارهي اينكه چرا با وجود رسمي نبودن لغو پروانه ساخت، فيلمبرداري را ادامه نداده است، مطرح كرد: به نظرم اين کار باعث ميشد که گرهاي که باز شدني به نظر ميآمد، کور شود. من اين روزها فقط به نجات فيلم فکر ميکنم، نميخواستم اين تعبير پيش بيايد که در حال پررنگ کردن حاشيهها هستم. فرهادي همچنين در پاسخ به اينكه مكالمهاي با مسئولان در اين چند روزه داشته است،هم گفت:بله چندينبار.
اين كارگردان همچنين دربارهي اينكه نتيجه بخش بوده است هم فقط مطرح كرد: بله.
اصغر فرهادي در بخش پاياني مصاحبه دربارهي اينكه راهحلش به عنوان فيلمساز براي برطرف شدن کامل اين مشکل چيست؟ هم مطرح كرد: فقط يک چيز. تعبيرهايي که من بدان معتقد نيستم از صحبتهايم استخراج نشود.من آرزو کردم شرايطي شود که سينماگر در کشور خودش فيلم بسازد چون شاهديم وقتي از مملکت ميروند،مسير حرفه ايشان چقدر تغيير ميکند.
اين كارگردان در پايان گفت: در حال حاضر براي من فيلم مهمتر از هر چيزي است، اين فيلم من تنها نيست، فيلم همهي کساني است که اين مدت با عشق در ساخته شدن آن شريک بودند.
درباره لغو پروانه ساخت «جدایی نادر از سیمین»

ساعاتی پیش سایت هنرنیوز متعلق به هیئت اسلامی هنرمندان خبری را مبنی بر لغو پروانه ساخت فیلم "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی منتشر کرده است. در این خبر آمده، مجوز این فیلم با دستور مستقیم سیدعلیرضا سجادپور مدیر کل اداره کل نظارت و ارزشیابی سینمای حرفهای لغو شده است.
فیلمبرداری این فیلم با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی، علیاصغر شهبازی، شیرین یزدانبخش، کیمیا حسینی و مریلا زارعی در تهران ادامه دارد و تا کنون 20درصد آن انجام شده است.
مهرزاد دانش منتقد سینما در واکنش به این خبر یادداشتی را در سایتش منتشر کرد:
خبر لغو مجوز ساخت آخرین اثر اصغر فرهادی به خاطر صحبت هایش در جشن خانه سینما چنان حیرت آور بود که با هیچ دلیل و حتی توجیهی قابل درک نیست. اکنون که این سطور را می نویسم تازه چند ساعتی است که خبر را شنیده ام و امیدوارم ( واقعا امید دارم؟) که ماجرا کذب باشد و تکذیب مدیر کل اداره نظارت و ارزشیابی را به همراه آورد. ولی در صورت حقیقت ماجرا، باید گفت که این تازه سرآغاز یک فاجعه سینمایی است. البته موج این فاجعه چندان به خود فرهادی اصابت نخواهد کرد. به رغم علاقه و احترام فراوانی که برای فرهادی و آثارش قائلم، گمان نمی کنم که چنین تصمیمات شتابزده و بچگانه ای برای خود او تأثیر چندانی داشته باشد. فرهادی جدا از بینش و سواد و تجربه بالای هنری خودش، فیلمسازی معتبر در جهان است و اگر این جا جلوی کارش را بگیرند، جاهای فروان دیگری هست که با امکانات و استقلال بسیار بیش تری فعالیت های سینمایی اش را پی بگیرد. اصل ماجرا به کلیت سینمای ایران مربوط می شود. این که اگر قرار باشد هر سینماگری به صرف بیان آرزوهایی کاملا صنفی در محفلی صنفی ، بنا براین که پاره ای از جهات آن آرزوها به مذاق آقایان پشت میزنشین خوش نمی آید، فعالیت سینمایی اش توقیف شود می توانید تصور کنید چه نتیجه ای برای سینمای ایران خواهد داشت؟ دامنه این موضوع می تواند شامل هر سینماگر دیگری با هر حرف دیگری که خوشایند حضرات نیست بشود. آیا سنگ روی سنگ باقی می ماند؟ اصلا چنین لغوی بر مبنای کدام قاعده حقوقی و اداری اخذ شده است؟ فرهادی - که از اخلاق گرا ترین فیلمسازان ایرانی است و شرافت و انسانیت و دغدغه های اخلاقی در آثارش موج می زند - چه تخلفی مرتکب شده که چنین مجازاتی برایش ترسیم کرده اند؟ در کدام متن قانونی آمده است که آوردن نام سینماگران ایرانی مقیم خارج و آرزوی بازگشت شان، ولو این که برخی شان با سیستم موجود مخالفت هایی کرده باشند، جرم است؟ و به فرض محالِ جرم بودن، در کدام آیین نامه دستگاه ارشاد آمده است که لازمه کیفری این جرم، لغو مجوز ساخت فیلم است؟ و آیا مدیری که بدون استناد به قواعد اداری و حقوقی، دست به تصمیمات تنبیهی این چنینی می زند، خود شایسته مجازات و توبیخ نیست؟
ما نویسنده ایم و کارمان نوشتن است و در این باب در بزنگاه های این چنینی کارمان را انجام داده ایم. اما به نظرم الآن نوبت همکاران خود فرهادی است که اگر واکنشی درخور به چنین موضعی نشان ندهند و سکوت های مصلحت جویانه شخصی پیشه سازند، ادعاها و علاقه شان را به سینما زیر سوال برده اند. اجازه ندهیم که با این جور مدیریت های خودمحورانه و عاری از منطق، موج دیگری از مهاجرت فرهیختگان هنری و فرهنگی به آن سوی مرزها صورت پذیرد و آن چه باقی می ماند سقف سلیقه هنری آقایان است با فیلم هایی مثل اخراجی ها و سریال هایی مثل یوسف.
این روزها آقای احمدی نژاد در نیویورک (که آقای شمقدری هم از معیت کنندگان ایشان است)، در مصاحبه های پرشمار خود با رسانه های غربی، تأکیدات مکرر بر آزادی عمل گسترده مخالفان سیاسی و رقبای انتخاباتی و منتقدان سیستم در ایران دارد.انطباق این صحبت ها با وضعیت جاری در ایران کار سیاستمداران است و ما را با این حوزه کاری نیست. اما بد نیست آقای شمقدری بعد از بازگشت به ایران، تصمیم اخیر مدیر منصوب خود را با آن صحبت ها مقایسه کند که چگونه نه مخالفت، بلکه نام بردن از یک مخالف ، باعث تعطیلی کار و فعالیت طرف می شود. لااقل خودمان حرف های خود و رئیس هایمان را شهید نکنیم.
«درباره الی...» و سازندهاش برگزیده اصلی جشن چهاردهم بودند

فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی آغاز شد
پیش بینی گروه برای مدت فیلمبرداری این فیلم که در تهران سپری خواهد شد دو ماه و نیم است. محمود کلاری: مدیر فیلمبرداری، مهرداد میرکیانی: طراح چهره پردازی، کیوان مقدم :طراح صحنه و لباس، محمود سماک باشی: صدابردار، حمیدرضا قربانی: دستیار اول کارگردان و برنامه ریز، مریم نراقی: منشی صحنه، هایده صفی یاری :تدوین، فاطمه ابوالقاسمی: مدیر تولید،حبیب مجیدی :عکاس، شیما غفاری :مشاور رسانهای، کاظم نامنی: مدیر تدارکات و نگار اسکندرفر: مجری طرح , عوامل دیگر این فیلم سینمایی هستند.
بانک پاسارگاد، نگار اسکندرفر و اصغر فرهادی سرمایه گذارای روی فیلم "جدایی نادر از سیمین" را بر عهده دارند. طبق اعلام مشاور رسانهای فیلم "جدایی نادر از سیمین" برای جلوگیری از هرگونه خبر غیرموثق درباره این فیلم، طی روزهای آینده وبلاگ فیلم با انتشار آخرین خبرها و عکسهای آن به روز میشود و هرگونه خبری خارج از خبرهای این وبلاگ مورد تأیید نیست.منبع : مهر
لیلا حاتمی بازیگر نقش اول فیلم تازه اصغر فرهادی شد

لیلا حاتمی و پیمان معادی در فیلم "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی بازی میکنند.پیش از این حضور شهاب حسینی و محمود کلاری نیز در ساخته جدید فرهادی، قطعی شده بود. هم اکنون پیش تولید این فیلم در حال انجام است و تاکنون حضور شهاب حسینی، لیلا حاتمی و پیمان معادی قطعی شده است. انتخاب بازیگران این پروژِه سینمایی همچنان ادامه دارد و مدیریت فیلمبرداری نیز برعهده محمود کلاری است.
فیلم سینمایی داستان یک
زوج است که در آستانه جدایی قرار دارند که نگه داری فرزندشان برای آنها
مشکلات تازهای را به وجود می آورد. "جدایی نادر از سیمین" شباهت های
زیادی به کارهای قبلی این کارگردان سینما دارد.
این اولین همکاری
لیلا حاتمی با اصغر فرهادی است. البته معادی و حسینی پیش از این در
"درباره الی" فیلم تحسین شده فرهادی حضور داشتند. گفتنی است پیمان معادی
قصد دارد به زودی ساخت فیلم سینمایی "برف روی کاجها" را به عنوان اولین
تجربه کارگردانی خود پی بگیرد.
اصغر فرهادی پروانه ساخت فیلم تازهاش را گرفت
گویا قرار است محمود کلاری مدیریت فیلمبرداری این فیلم را برعهده بگیرد، اما هنوز قرارداد هیچ کدام از عوامل قطعی نشده است. در این فیلم نیز مانند کارهای قبلی فرهادی بازیگران چهره و حرفهای سینمای ایران بازی میکنند.
پیش از این قرار بود فرهادی فیلمی با موضوع مهاجرت با فیلمنامهای از خود و پیمان معادی در خارج از کشور جلوی دوربین ببرد که فعلا با ساخت «جدایی نادر از سیمین» این موضوع منتفی است.
«جدایی نادر از سیمین» پنجمین فیلم فرهادی در مقام کارگردان پس از «رقص در غبار»، «شهر زیبا»، «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» است. صدور این پروانه ساخت در حالی صورت میگیرد که از اکران آخرین فیلم اصغر فرهادی یعنی «درباره الی» نزدیک به یک سال میگذرد.
منبع: سینمای ما
«درباره الی...» بهترین فیلم جشنواره «فونچال» پرتقال شد
فیلم سینمایی «درباره الی...» به كارگردانی اصغر فرهادی بهترین فیلم جشنوارهی «فونچال» پرتقال شد.
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،جشنوارهی فیلم فونچال كه در چند روز اخیر برگزار شد در مراسم پایانیاش نشان بهترین فیلم را به «درباره الی...» اهدا كرد.
بنابراین گزارش، در ادامهی اكران جهانی «درباره الی...» پس از فرانسه، ایتالیا (با دوبله ایتالیایی)، بلژیك كه پیش از این قطعی شده بود؛ نمایش «دربارهالی...» در اسپانیا از 15 می ـ 25 اردیبهشت ماه آغاز میشود و شركتتوزیعكننده آن در اسپانیا “Golem Distribution” است.
بنابراین گزارش، پیش از این اكران «دربارهالی...» در ایتالیا از 17 اردیبهشت ماه قطعی شده بود.
به گزارش ایسنا،از جمله جوایز بینالمللی فیلم «درباره الی...» میتوان به خرس نقرهای بهترین كارگردانی جشنواره برلین به اصغر فرهادی، جایزهی بهترین فیلم بلند جشنواره كرالا هندوستان، «رابرت دنیرو» در جشنوارهی «ترابیكا» جایزهی بهترین فیلم بلند را به فرهادی اهدا كرد وهمچنین جایزهی نتپك (شبكهی توسعه سینمای آسیا) جشنوارهی «بریسبان» استرالیا را دریافت كرد.
«دربارهالی...» در سیوسومین جشنواره فیلم هنگكنگ، هشتمین جشنواره فیلم ترایبكا آمریكا،هفدهمین جشنواره «سینمای باز» بلژیك، بخش سینمای معاصر سیوپنجمین جشنواره سیاتل آمریكا،هشتمین جشنواره ترانسیلوانیا رومانی، چهلوچهارمین جشنوارهی كارلوویواری چك، پنجاهوهشتمین جشنواره ملبورن استرالیا، پنجمین جشنوارهی تراورس سیتی آمریكا، «فئوكوكا» ژاپن، «دورو» پرتقال، «هلسینكی» فنلاند، «تایتانیك»،«سایپروس» قبرس،«هپیسول» در انگلیس و... به نمایش درآمده است.
خبر ساخت فیلم جدید اصغر فرهادی
"درباره الی" در جشنواره سال 2009 برلین خرس نقره ای بهترین کارگردانی را نصیب فرهادی کرد و همچنین در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی جوایز مختلفی به دست آورد. اما از حضور در میان نامزدهای نهایی بخش اسکار بهترین فیلم خارجی زبان باز ماند.
فرهادی که اجرای موفق نمایش "ماشین نشینها" را در کارنامه کارگردانی خود در تئاتر دارد، سال گذشته قرار بود به دعوت اداره کل هنرهای نمایشی و دبیر خانه جشنواره تئاتر فجر نمایشی را در جشنواره تئاتر فجر به صحنه ببرد ولی این امر میسر نشد.
نامه 45 هنرمند برای آزادی فیلمسازان زندانی
به گزارش خبرآنلاین، 45 سینماگر و هنرمند با نگارش نامهای خواهان آزادی محمد نوریزاد، جعفر پناهی و محمد رسولاف، سه فیلمسازی شدند که چندی پیش دستگیر شدند و مدتی است در زندان به سر میبرند.
متن كامل این نامه كه به امضای بیش از 50 نفر از هنرمندان سینما رسیده است؛ به شرح ذیل است:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در طول 30 سال گذشته این فیلمسازان بودهاند كه به عنوان سفیران فرهنگی ایران نام این كشور عزیز را در سراسر جهان پرآوازهتر ساختهاند. اینك دو هفته است كه از بازداشت فیلمسازان نامی كشور جعفر پناهی و محمدرسولاف میگذرد. پاسخ ساخت فیلم، هرچند بدون مجوز، بازداشت و سلول انفرادی نیست. ما امضاكنندگان این نامه مسرانه انتظار داریم كه وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطلاعات و ریاست محترم قوه قضائیه تا پیش از پایان سال و در آستانه عید نوروز موجبات آزادی هنرمندانی را كه تنها گناهشان ساخت فیلم است، فراهم آورند.اسامی امضا کنندگان این نامه به این شرح است: بابک احمدی، مازیار اسلامی، محمدرضا اصلانی، کمال اطهاری، حمید امجد، رخشان بنیاعتماد، بهرام بیضایی، کیومرث پوراحمد، ساسان پیروز، ناصر تقوایی، پیام جهانمانی، محمد چرمشیر، مانی حقیقی، اشکان خطیبی، خشایار دیهیمی، محمد رحمانیان، لیلی رشیدی، محمد رضاییراد، علی رفیعی، هما روستا، مونا زندی، حمید سمندریان، خسرو سینایی، کامران شیردل، محمد عاقبتی، ترانه علیدوستی، بهزاد فراهانی، مراد فرهادپور، اصغر فرهادی، علیرضا کاوه، حسین کیانی، آیدا کیخائی، مسعود کیمیایی، شهلا لاهیجی، فاطمه معتمدآریا، حسن معجونی، خسرو معصومی، فرهاد مهرانفر، مجتبی میرتهماسب، تهمینه میلانی، علیرضا نادری، مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی، محمدامیر یاراحمدی و محمد یعقوبی.
پشت صحنه درباره الی پخش میشود
دوشنبه 17 اسفندماه
سئانس سوم، ساعت 19 تالار بتهووندرباره الي/ كارگردان: حميدرضا قرباني، مريم نراقي/ 80دقيقه (همراه با نشست پرسش و پاسخ با حضور اصغر فرهادي كارگردان، اميد روحاني منتقد و نويسنده سينمايي و جمعي از عوامل فيلم )
برگزيدگان منتقدان سينمايي معرفي شدند

در گردهمايي شب منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران، برگزيدگان بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجربه انتخاب داوران انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران و اولين جشنواره مطبوعات سينمايي کشور معرفي شدند.طناز طباطبايي براي بازي در فيلم «صداها» بهترين بازيگر زن نقش مكمل و صابر ابر براي «درباره الي...» بهترين بازيگر مرد نقش مكمل شدند. همچنين ليلا حاتمي براي «بيپولي» بهترين بازيگر زن نقش اول و محمدرضا فروتن براي «عيار 14» بهترين بازيگر مرد نقش اول شدند. هادي مقدمدوست و حميد نعمتالله براي فيلم «بيپولي» برنده جايزه بهترين فيلمنامه شدند و حسن فتحي براي «پستچي سه بار در نميزند» برنده جايزه بهترين كارگرداني شد. در اين مراسم واروژ كريممسيحي نيز براي فيلم «ترديد» جايزه ويژه هيات داوران را به دست آورد. اصغر فرهادي نيز براي فيلم "درباره الي " جايزه بهترين فيلم را به دست آورد. همچنين شهرام مکري براي فيلم« اشکان،انگشتر متبرک وچند داستان ديگر» جايزه بهترين خلاقيت واستعداد درخشان را کسب نمود.
در ادامهي حضور جهاني در روزها و هفتههاي آينده
اين روزها بهدعوت «اميركاستاريكا» در سومين دورهي جشنواره فيلم «كاستندورف» صربستان به نمايش درآمده است و اصغر فرهادي براي برپايي كارگاه فيلمسازي و نمايش فيلمش در اين جشنواره حضور دارد.
سپس «دربارهالي» در مراسم افتتاحيهي جشنوارهي «سينماي نو خاورميانه» در شهر «فلورانس» ايتاليا روز سوم فوريه (14 بهمن) به نمايش درخواهد آمد و ساختهي پيشين اصغر فرهادي، «چهارشنبهسوري» نيز در اين جشنواره كه تا 7 فوريه ـ (18 بهمن ماه ) برپاست، اكران ميشود.
و از اواخر ژانويه سيوسومين جشنوارهي فيلم «گوتنبرگ» سوئد در بخش غيررقابتي ميزبان فيلم «درباره الي» ميشود، اين جشنواره از 29 ژانويه تا هشتم فوريه (9 تا 19 بهمن ماه )برگزار خواهد شد.
بنابراين گزارش، «دربارهالي» همچنين طي چند روز گذشته، روز هفتم ژانويه (17 دي ماه) در مراسم افتتاحيهي هشتمين جشنواره فيلم «پيون» هند به نمايش درآمد كه اين رويداد سينمايي پنجشنبه 24 دي به كارش پايان داد.
به گزارش ايسنا، علاوه بر جشنوارههاي جهاني آخرين ساخته «اصغر فرهادي» اين روزها در بلژيك، هلند و لوكزامبورگ به نمايش عمومي درآمده است.
«درباره الي» اخيرا جايزهي بهترين فيلم بلند جشنواره كرالا هندوستان را گرفت و سال گذشته براي «درباره الي» خرس نقرهاي بهترين كارگرداني در برلين به اصغر فرهادي اهدا شد و «رابرت دنيرو» در جشنوارهي «ترابيكا» جايزهي بهترين فيلم بلند را به فرهادي اهدا كرد وهمچنين جايزهي نتپك (شبكهي توسعه سينماي آسيا) جشنوارهي «بريسبان» استراليا را دريافت كرد.
«دربارهالي» تاكنون در سيوسومين جشنواره فيلم هنگكنگ، هشتمين جشنواره فيلم ترايبكا آمريكا،هفدهمين جشنواره «سينماي باز» بلژيك، بخش سينماي معاصر سيوپنجمين جشنواره سياتل آمريكا،هشتمين جشنواره ترانسيلوانيا روماني، چهلوچهارمين جشنوارهي كارلوويواري چك، پنجاهوهشتمين جشنواره ملبورن استراليا، پنجمين جشنوارهي تراورس سيتي آمريكا، «فئوكوكا» ژاپن، «دورو» پرتقال، «هلسينكي» فنلاند، و... به نمايش درآمده است.
منبع : ایسنا
با حضور اصغر فرهادي، جاني دپ و فاتح آکين

گفتگوی آرمین میلادی با اصغر فرهادی در حاشیه جشنوارهٔ جوایز فیلم آسیا و اقینوسیه
آقای فرهادی اول از همه راجع به اهمیت این مراسم
میخواهم بپرسم. فیلم شما در چهار رشته بیشترین نامزدی را داشت و در پایان هم دو
جایزه مهم را به خودش اختصاص داد. فکر میکنید که چقدر این جوایز و برگزاری
اینگونه مراسم میتواند اهمیت داشته باشد برای منطقهٔ آسیا و اقینوسیه، برای سینما ایران و
در نهایت برای "دربارهٔ الی" و شخص شما؟
به نظر من جشنوارهها و جایزهها در هویت یک فیلم هیچ تغییری ایجاد نمی کنند. یعنی
اگر یک فیلم همهٔ جایزههای دنیا را هم بگیرد در هویت اصلی خود
فیلم تغییری ایجاد نمیشود و اگر هم نگیرد باز هم آن فیلم همان فیلم است. ولی اتفاقی
که میافتد این است که بیشتر جشنواره ها باعث شنیده شدن بیشتر اسم فیلم میشوند و
پیدا کردن بیشتر مخاطب. از این روی به نظر من فستیوالها مفید هستند برای فیلمها
ولی خوب به همان اندازه میتوانند خطر ناک باشند برای فیلمسازها یعنی یک جور باعث
محدود کردن زاویه دید فیلمسازان و یکسان سازی فیلمهای فیلمسازان مختلف و آثار بعدی
همان فیلمساز میشوند.
یعنی
اگر اینگونه مراسم و جوایز بیش از اندازه جدی گرفته شود از طرف فیلمساز ها، به نظر
می آید که میتواند خطرناک باشد. یعنی ناخود آگاه و به مرور زمان میتواند سلیقهٔ فیلمساز را
رنگ و آب دهد و جهت دهد و به نوعی فیلمساز های مختلف شبیه هم شوند و معنای یک اثر
خوب برایشان یک معنای مشترک شود. این خوب نیست و تنوع آثار را میگیرد. من همیشه
این بخش فستیوالها برایم نگران کننده است و سعی میکنم که از یک اندازهای بیشتر
اهمیت ندهم به جایزهها و فستیوالها.
- آیا با سایر فیلمها که نامزد دریافت جایزه بودند و فیلم سازانی که حضور
داشتند آشنایی داشتید؟ و جایگاه سینمای ایران را در منطقه چطور دیدید؟
بعضی از این فیلمها را دیده بودم و راجع به بقیه شنیده بودم. چون اینها همان
فیلمهایی بودند که در منطقهٔ آسیا و اقینوسیه در سال گذشته مطرح شدند و راجع
بهشان صحبت می شد. و این مراسم فرصتی که شد که راجع بهشان بیشتر بدانم. اینکه
جایگاه سینمای ایران الان کجاست ، خیلی سخت است که بشود تنها با این مراسم در مورد
کل سینمای ایران و آسیا اقینوسیه اظهار نظر کرد ولی نکته ای که به نظرم آمد با
توجه به فیلمهایی که دیدم و اینجا حضور داشتند این بود که سینمای کشورهایی مانند
استرالیا، چین، کره و ژاپن خیلی به لحاظه تکنیک دارد جلو میرود و فیلمهایی تولید
میکنند که پروداکشنهای خیلی بزرگتر و به لحاظه بیانی خیلی فیلمهای قویتری دارند
می شوند و همچنان سینمای ایران به نظر میآید که در این بخش هنوز یک مقدار عقب
است.
- با شما موافقم ولی نکتهای که اینجا میشود به آن اشاره کرد این است که اتفاقا
فیلم "دربارهٔ الی" مشخصه یک فیلم فستیوالی به
آن شکل و سیاقی که ما در سینما ی ایران میشناسیم ، چه از لحاظ فرم روایت و شخصیت
پردازی و چه از لحاظ تکنیک ندارد. خودتان فکر میکنید با اینکه فیلم فاقد آن
مشخصات است ، دلایل موفقیت فیلم در فستیوالهای جهانی از برلین تا اینجا چیست و چرا
مورد توجه مخاطب غیر ایرانی قرار گرفته است؟
من وقتی که فیلم را می ساختم فکر نمی کردم که به دلیل پیچیدگی قصه و میزان زیاد دیالوگها
و مانعای به اسم زبان پارسی در واقع بتواند حتی به اندازهٔ فیلمهای
قبلی خودم در خارج از ایران موفقیت کسب کند. حدس من این بود که یک مقدار کمتر از
چهار شنبه سوری در فستیوالها حضور پیدا میکند. برای خود من هم نکتهٔ عجیبی بود
که فیلم توانست به فستیوالها راه پیدا کند و با تماشاگر خارجی ارتباط برقرار کند.
و این نکته برای من نکتهٔ خوشحال کنندهای است و به تجربهٔ جدیدی دست
پیدا کردم که اتفاقا وقتی که به نیت جهانی شدن فیلم نمیسازی و یک فیلم کاملا
بومی میسازی ولی قواعد بیانی را رعایت میکنی، آن فیلم میتواند با تماشاگر غیر
پارسی زبان ارتباط برقرار کند. خود من حسم بر این اساس است که چند عامل باعث شده
است که فیلم "دربارهٔ الی" با آن همه دیالوگ و قصه ای که به هر
حال قصهٔ تک خطی و ساده نیست ارتباط برقرار کند با یک کسی که زبان ما را
نمی داند و با فرهنگ ما آشنا نیست.
فکر
میکنم که مهمترین عامل کششی است که داستان فیلم و شیوهٔ داستان گویی برای تماشاگر ممکن است
ایجاد کرده باشد. به هر حال آدامها با فرهنگ های مختلف در نقاط مختلف دنیا فکر میکنم
که از روبرو شدن با یک قصه و در گیر شدن با یک درام لذت می برند. که در واقع این ویژگی
یک فرهنگ خاص نیست و در همه جای دنیا این یک خصیصه مشترک است. "دربارهٔ الی"
فکر میکنم که در قدم اول این عامل به آن کمک کرده که با تماشاگران دیگر ارتباط
برقرار کند. نکتهٔ دوم این است که برای تماشاگر خارجی این فیلم
ابزار و وسیله ای نیست که به عنوان یک دایرۀ المعارف در مورد ایران باشد، یعنی
وقتی این فیلم را میبیند نمی گوید که من این فیلم را دیدیم که از طریق این فیلم
کل جامعه ایران را بشناسم. یعنی به عنوان ابزار و واسطه به فیلم نگاه نمیکند،
بلکه خود فیلم را به عنوانه یک اثر مستقل جدای از اینکه این فیلم کجا سخته شده است
نگاه می کند. حالا آن اطلاعاتی که باید پیدا کند راجع به جغرافیا یی مثل ایران شاید
به طور غیر مستقیم پیدا کند.
که
قطعاً هیچ فیلمی نمیتواند مدعی باشد که من تصویری کامل از یک جامعه پیچیده،
گسترده و بزرگ با خرده فرهنگهای بسیار متنوع از کشوری مانند ایران را دارم ارائه
می دهم. در واقع هیچ کس طاقت و توان بدوش کشیدن چنین وظیفه و مسئولیتی رو ندارد.
بنابرین این فیلم به خودی خود یک فیلم است و یک اثر مجزا که تماشاگر به دلیل قصه
گویی فیلم با آن درگیر میشود. نکته سوم که باز مهم است اینست که نشانههایی که
در فیلم وجود دارد مرجع آن برای معنا شدن در خود فیلم است و نه در بیرون فیلم و در
یک جامعهای که تماشاگر خارجی نمیشناسد.
بعضی فیلمها هستند که نشانه ها یی در آنها هست که شما به عنوانه بیننده برای
مفهوم شدن آن نشانهها باید فرهنگ آن جامعه را نیز در کنار فیلم ببینی و آن
سرزمینی را که داستان فیلم در آن میگذرد را بشناسی و در مورد آن کنجکاو باشی تا فیلم
برایت جذاب باشد. بعضی فیلمها هستند که نشانه ها یی که در آنها وجود دارد مرجعش در
درون خود فیلم هست و حتئ اگر آن فرهنگ و آن جامعه را هم نشناسی خیلی فیلم غریبه و
دوری برایت نیست. در "دربارهٔ الی" هم در حقیقت همین نکته
رعایت شده است. نه به این دلیل که با تماشاگر خارجی ارتباط بر قرار کند بلکه به
این دلیل که این شیوه شیوهٔ بیانی من است.
- موافق هستید که در خارج از مرزهای ایران به خصوص در فستیوالها وقتی که اسمی
از سینما ایران به میان میآید بیشتر تعریفی که در ذهن افراد تداعی می شود، نوع
خاصی از سینمای ماست که به سینمای شاعرانه نیز معروف است با سبک ویژهای از قواعد
تکنیکی، داستان گویی ، بازی و شخصیت پردازی. حتئ در سالهای اخیر شاهد بوده ایم که
کشورهای دیگری هم در منطقهٔ ما و یا آمریکای لاتین به تولیداتی
با الهام گرفتن از این سینما روی آورده اند. به عنوان نمونه در همین فستیوال فیلمی
از هند حضور داشت که تهیه کنندهٔ آن به این نکته اشاره می کرد که
فیلمش شبیه سینما ایران است. آیا شما فکر میکنید که با "دربارهٔ
الی" در حال فاصله گرفتن از این سینما هستیم؟ آیا میتوانیم بگوییم که
"دربارهٔ الی" نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران است؟
و اگر در حال فاصله گرفتن هستیم آیا این خوب است یا بد و به چه سمتی در حال گذار هستیم؟
به نظرم که "دربارهٔ الی" حاصل همان تجربیات و در ادامهٔ همان مسیر
است ولی نه عین آنها و تکرار آنها. در واقع اگر آن فیلمها ساخته نمی شدند شاید
"دربارهٔ الی" فیلم دیگری میشد. در واقع میشود گفت که فیلمی مثل
"دربارهٔ الی" روی همان پلهها قدم بر میدارد ولی تکرار آنها نمیشود.
باز هم اشاره میکنم که این نکات و نشانه ها به نیت اینکه فیلم با تماشاگر خارجی
ارتباط برقرار کند در فیلم نیامده. فیلم به دلیل اینکه قصهٔ پیچیده تری
دارد و داستان تک خطی ندارد شاید با بعضی از فیلمها متفاوت باشد ولی به هیچ
عنوان انکار و یا نفی آن فیلمها نیست. من به عنوانه سازندهٔ فیلم نمی
توانم و حق ندارم که بگویم این فیلم یک نقط عطف است. این چیزیست که زمان باید نشان
دهد و این کار تحلیل گران است و نه کار من که این حرف را بزنم.
- بعد از این تجربهٔ موفق و جهانی که با این فیلم داشتید
و بعد از سالها که در ایران و کنار آن مردم کار کردید، آیا به فکر تجربیات متفاوت
و به عبارتی فیلمسازی در خارج از ایران هستید؟ آیا در فکر همکاری با تهیه کنندگان
خارجی و تولید محصول مشترک و یا حتئ بیان قصهٔ مردم کشورهای دیگر هستید؟ و یا فکر
میکنید که نمی توانید از ایران فاصله بگیرید و باید در کنار مردمی که سالها با
آنها زندگی کردهاید و از نزدیک لمسشان کرده اید باشید تا بتوانید شخصیت ها و داستانهای
ماندگار خلق کنید؟
فیلمسازی در خارج از ایران به این معنا که شما تماشاگر گسترده تری داشته باشید و
با فضای جدیدتری در ساخت یک فیلم روبرو شوید جزو وسواسههای هر فیلمسازی میتواند
باشد ولی در کنار این امر اما و اگرهایی بسیار زیادی وجود دارد. وقتی شما میخواهید
اثری را خلق کنید در مکانی یا فرهنگی که شناختی از آن ندارید و یا اگر هم شناختی
دارید شناخت چند لایه و چند بعدی نیست، خیلی این عامل کار را سخت میکند. من فکر
نمی کنم روزی به این سمت بروم که فیلمی بسازم در محیطی که یا شناختی از آن ندارم
و یا دغدغه ایی شخصی در آن محیط برای من نیست. اگر روزی تصمیم بگیرم که در خارج
از ایران فیلم بسازم مطمئناً مرتبط با فضا و فرهنگ آن مملکت و دغدغه شخصی خودم
خواهد بود. ممکن است که یک قصه ای ایجاب کند که در خارج از ایران رخ دهد و لازم
باشد که من با یک تهیه کنندهٔ خارجی و یک گروه خارجی کار کنم، مطمئناً آن
قصه بی ارتباط با دغدغه های شخصی خودم که بر آماده از زندگی در این سالها در ایران
نیست، نخواهد بود و حتما مرتبط با فرهگ ایرانی خواهد بود. در این شکلش من این را
دوست دارم و این تصمیم را هم دارم و قطعاً روزی این کار را میکنم.
ولی اینکه بروم در جایی و کاملا بی ارتباط با داشته های خودم در طی این سالها
که در ایران زندگی میکنم یک قصه ایی را در یک محیطی که کاملا برایم ناشناس است
با شخصیتها یی که نمیشناسم بسازم، فکر نمیکنم که هیچگاه این کار راا انجام دهم. و
وقتی که اینکار را انجام دهم به حالت قهر و یا اعتراض نیست چون من فکر میکنم که
نباید به سراغ قصه ای بروم بخاطر قهر و یا اینکه شرایط چنان ایجاب میکند. آن قصه
باید در درون من متولد شود و شکل بگیرد. تنها در این صورت است که من میتوانم آن
قصه را بسازم.
- آیا شما به عنوان یک فیلمساز تصور میکنید که رسالتی بر عهده شما هست؟ یا
فیلمسازی شما و قصه هایی که بازگو میکنید بیشتر از درون شما می جوشد و به دغدغه
شخصی شما مربوط می شود که تماشاگر انعکاس آنرا بر پردهٔ
سینما شاهد است؟
من هیچ موقع تصور نمی کنم که رسالتی در گفتن حرفی به مردم دارم. این در درون خود
یک خودخواهی به همراه دارد که به نظر می آید من یک حرفی و نکته ای را فراتر از
این جمعیت بزرگی که تماشاگر فیلم من هستند می دانم و میخواهم به آنها تحمیل کنم.
نه اینطور نیست. من در حقیقت در درون خودم دغدغه های شخصی ای دارم و مهمتر از آن
سوالهایی دارم که سعی میکنم آن سوالها را در قالب یک قصه مطرح کنم و آن فیلم
در حقیقت وسیله ای شود برای تقسیم آن سوالها با تماشاگر.
نه اینکه من یک سری پاسخهایی را برای یک سری سوالهای مهم دارم و حالا پاسخها را به
تماشگر ارائه میخواهم بدهم. فکر می کنم تماشاگر امروز در دنیای سینما دیگر
تماشاگری نیست که نیازی به این پاسخها داشته باشد و اساسا دنیای امروز بیش از
اینکه به پاسخ نیاز داشته باشد به سوال نیاز دارد. من همیشه فکر میکنم که اولین
تماشاگر فیلم خودم، خودم هستم و سعی میکنم که فیلمی بسازم که خودم با آن بتوانم
ارتباط برقرار کنم. اگر من در برقراری این ارتباط با فیلم خودم موفق باشم احتمالا
آدمهای دیگری هم در نقاط دیگر دنیا هستند که با فیلم بتوانند ارتباط برقرار کنند.
- آیا برای شما "دربارهٔ الی" همان فیلمی است که همیشه
آرزوی ساختنش را داشته اید؟ یا اینکه در ذهن شما به عنوان یک فیلمساز هیچگاه چنین
سوال و وسوسه ای وجود نداشته است؟
به نظر من اگر فیلمسازی بگوید که ساخته اش همان فیلمی است که همیشه می خواسته و
حالا به خواسته اش رسیده است، یا نا آگاه است به حرفی که میزند یا دارد جعل میکند
و دروغ میگوید. قطعاً هر اثری که ساخته می شود به شکلهای دیگری هم می تواند ساخته
شود و هیچ گاه نمیتوان گفت که اثری کامل است و به آن نقطه ایده آلی که باید برسد
رسیده است. اگر به آن نقطه برسد دیگر آدم فکر میکند که نباید فیلم بسازد. شما
همیشه وقتی که فیلم می سازید میخواهید که فیلمی بهتر از فیلمی که قبلا ساخته اید
بسازید و اگر روزی فیلمی بسازید که بهترین و کاملترین باشد، دیگر باید توقف کنید و
فیلم نسازید. من هیچوقت چنین احساسی ندارم، نه از سر شکسته نفسی بلکه فکر میکنم
که واقع بینانه اش این است که نمیشود گفت وقتی که اثری ساخته می شود یک اثر کامل
است و دقیقا همان چیزی است که من میخواستم. ولی می شود گفت که من نزدیک شده ام به
خواسته ام، به آن چیزی که فکر میکردم ولی تحقق همهٔ خواستهای من ممکن است که نباشد. به
همین دلیل است که آدم باز فیلم میسازد، چرا که فکر میکند که باز می تواند به
جلوتر حرکت کند.
آرمین
میلادی
armin.miladi@gmail.com
سعي دارم سريع از فيلم «درباره الي» جدا شوم
اصغر فرهادي در جمع دانشجويان درباره آينده كاريش گفت: اين پرسشي است كه خود من هم از خود ميپرسم، اما در مجموع سعي كردهام كه خيلي سريع خود را از فيلم قبلي جدا كنم و به سمت فيلم بعدي بروم.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،فيلم سينمايي «درباره الي...»آخرين ساختهي سينمايي اصغر فرهادي بعد ازظهر روز چهارشنبه -18 آذرماه -در دانشكده مديريت دانشگاه علامه به نمايش درآمد و پس از آن با حضور كارگردان، پيمان معادي (بازيگر) و نيما حسنينسب (منتقد سينما) مورد نقد و بررسي قرار گرفت.
در اين جلسه اصغر فرهادي در ارتباط با آينده كاريش عنوان كرد: اتفاقي كه در اين چند ماه در جامعه و در مردم اطراف ما رخ داده اتفاقي ويژه و بزرگي بود. من در اين ماهها با تصويري جديد و عميقتر از پيش از مردم جامعهام مواجه شدم و اكنون اين تصوير جديد براي من چنان بزرگ و ستايشانگيز و قابل تامل است كه منصفانه نميبينم نوشتن دربارهي اين جامعه و اين مردم را با تصوير كهنهي پيشين ادامه بدهم. صحبت دربارهي اين مردم با توجه به اتفاقات چند ماههي اخير بايد با تامل بيشتر و وسواس بيشتر انجام گيرد. به همين دليل سعي ميكنم در كار بعدي به فراخور شناخت جديدي كه از مردم پيدا كردم خودم را با اين تصوير جديد همسو كنم.
او در عينحال گفت: در كنار شناخت ستايشانگيز از مردم كه منجر به شور و شوقي براي خلق يك اثر ميشود، اتفاقات و خبرهاي تلخي كه شاهد آن هستيم و جفايي كه ميشود غمي را بر دل مينشاند كه گاهي انگيزهي نوشتن و كار كردن را از نويسنده و فيلمساز ميگيرد اما بايد هر چه زودتر اين غم را كنار زد و اجازه نداد به نااميدي منجر شود.
فرهادي در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به سوال يكي ديگر از دانشجويان كه پيام فيلم را جويا شده بود توضيح داد: سينماي جدي امروز دنيا، كمكم به سمتي ميرود كه به خود اجازه نميدهد پيامي به مخاطبش تحميل كند. در واقع فيلم جدي و درخور اين روزگار بيشتر از اينكه پاسخ به مخاطب تحويل دهد سوال ايجاد ميكند. فيلم صورت مساله اصلي خود را با مخاطبش به مشورت ميگذارد تا هر دو به كمك هم به سمتوسوي يافتن پاسخ بروند.
در سينماي جدي امروز اين تصور كه فيلمي قرار است مطلبي با عنوان پيام را به مخاطب آموزش دهد تصور سخيف و غلطي محسوب ميشود كه در ذات خود توهين به تماشاگر و دستكم گرفتن شعور و قدرت تحليل او را دارد كه اين توقع و تصور از سينما و مجموعا از هنر در فرهنگ ما نيازمند تصحيح است.
علاوه بر اين من هرچه با خست بيشتري در اينباره صحبت كنم به نفع مخاطب خواهد بود، چراكه بهتر است لذت كشف سئوالات مختلف پنهان در فيلم را از شما نگيرم، زمانيكه سئوالي را كه فيلم براي شما ايجاد كرده پاسخ ميدهم درواقع دايرهي دريافت شما را محدود كردهام.
كارگردان «درباره الي...» در پاسخ به سوال ديگري كه موضوع فيلم را «دروغ» دانسته بود اظهار كرد: وقتي كلمه دروغ را به كار ميبريم در آن نوعي قضاوت و اظهارنظر اخلاقي مستتر است.معمولا موضوع فيلم يكي دو كلمهاي است كه فاقد قضاوت است.علاوه بر اين محدود كردن، موضوع فيلم به تنها يك كلمه به دنبال خود مغفول ماندن موضوعات ديگر و و وجوه ديگر فيلم را در پي دارد.
فرهادي در پاسخ به سوالي كه درباره احتمال موفقيت اين فيلم در مراسم اسكار مطرح شده بود هم توضيح داد: صحبتكردن درباره اين موضوع سخت است. در ايران از سر لطف اميدهاي زيادي براي حضور موفق فيلم در اسكار ايجاد شده اما واقعيت اين است كه مسير اسكار علاوه بر خود فيلم به چگونگي پخش فيلم در آمريكا و تبليغات پيرامون فيلم بستگي زيادي دارد به همين دليل واقعبينانه اين است كه اين اميد را پررنگتر از اين نكنيم.
اين كارگردان در پاسخ به مطلبي دربارهي به تعويق افتادن اكران اين اثر و برخي كارشكنيهايي كه در اكران آن صورت گرفت هم عنوان كرد: اكران نشدن فيلم يا علت اكران نشدن فيلم را بايد از مسئولان آن دوران جويا شد. كه البته آنها هيچگاه مستقيم و شفاف دراينباره پاسخ ندادهاند و به روش هميشگي صورت مساله را به مسايلي غيرمرتبط ارتباط دادهاند. اين حاصل مديريتي است كه از سر ترس و احتياط به جاي كلاه، سر ميآورد. با اينهمه ميتوان گفت كه عداوتهايي كه براي اكران اين فيلم صورت گرفت در نهايت به نفع فيلم تمام شد. شايد اين فيلم اگر در عيد نوروز اكران ميشد تماشاگر بيشتري پيدا ميكرد و به لحاظ مالي اين مساله براي سرمايهگذار بهتر بود اما نكتهاي كه براي من مهم و با ارزش است همزماني اكران فيلم و وقايعي بود كه در خيابانها ميگذشت. اين همزماني يكي از بهترين خاطرات كارنامهي من براي هميشه خواهد بود. مردم بعد از خروج از سينما و تماشاي فيلم آرام آرام بحثهاي حاصل از فيلم را با بحثهاي روز جامعه پيوند ميزدند و اين برايم تجربهاي شيرين بود.
اين كارگردان در بخش ديگري از اين نشست هم به مشاركت خوب اغلب اعضاء گروهش اشاره كرد و گفت: مشاركت اغلب افراد براي اين فيلم فوقالعاده بود. اگر كاري خوب ميشود قطعا آن اثر محصول كار گروهي منسجم است اين به معناي آن نيست كه به هيچ عنوان و مطلقا مشكلاتي نبوده اما قرار نيست كه من به عنوان كارگردان بر سر مخاطب منت بگذارم و از سختيها و مشكلات كار بگويم به هرحال سينما كار سختي است و ما حق نداريم كه لذت تماشاي فيلم را با بيان اين موضوعات از تماشاگر بگيريم. در اين فيلم بيشتر اعضاء گروه با وجود سلايق مختلف در يك نكته مشترك بودند و آن هم اينكه همه ميخواستند بهترين كارشان را انجام داده باشند.
تمرينهاي متعدد گروه قبل از فيلمبرداري و صحبتهايي كه اغلب روزها پس از فيلمبرداري صورت ميگرفت يكي از اتفاقات تاثيرگذاري بود كه در زمان ساخت اين فيلم رخ داد.
به گزارش ايسنا، در بخش ديگري از اين نشست يكي از دانشجويان سوالي درباره زنمحوربودن فيلمنامههاي فرهادي از جمله «درباره الي...»، «دايره زنگي» و «چهارشنبه سوري» مطرح كرد و فرهادي در پاسخ به او عنوان كرد: هنگامي كه شروع به نوشتن يك داستان ميكنم هيچگاه در ذهنم تفكيك جنسيتي انجام نميدهم من شخصيتها را به عنوان يك انسان نگاه ميكنم و بر اين باورم كه تفكيك انسانها به زن و مرد و طبقهبندي آنها نوعي توهين در درون خود نهفته دارد. اما اگر اكنون به نظر شما اين فيلمها تا حدي زنمحور بودهاند شايد دليلش اين باشد كه داستانها مرا ملزم ميكردند. مثلا در «درباره الي...» و «دايره زنگي» نياز به شخصيت ناشناختهاي و كمي رازآلود داشتيم كه اين رازآلودگي شايد در شخصيت زنان بيشتر قابل باور باشد.
در بخش ديگري از اين نشست هم يكي از دانشجويان اظهار كرد، نام اين فيلم «درباره الي...» است، اما نكات مبهم بسياري درباره شخصيت الي وجود دارد كه كارگردان اين فيلم در پاسخ به اين موضوع اظهار كرد: معماي اين فيلم براساس شخصيت ناشناختهاي به نام «الي» شكل گرفته است. اين شخصيت هنگامي كه در دقايق ابتدايي فيلم ديده ميشود تماشاگر احساس ميكند كه او را به طور كامل شناخته اما زماني كه اين شخصيت از قصه بيرون ميرود. مخاطب آرام آرام در مييابد كه شناختش از الي اشتباه بوده هرچه فيلم به پايان نزديكتر ميشود تماشاگر بيشتر به باورهاي نادرست خود پي ميبرد و احساس ميكند كه شخصيت الي را كمتر ميشناخته است. در واقع «درباره ي الي...» برعكس اغلب فيلمها عمل ميكند چراكه در آنها معمولا با گذشت زمان شخصيتها براي مخاطب شناختهتر ميشوند اما در اين فيلم وضعيت كاملا متفاوتي حاكم است. و شخصيت رفته رفته ناشناختهتر و رازآميزتر به نظر ميآيد.
به گزارش ايسنا، پيمان معادي بازيگر اين فيلم و فيلمنامهنويس فيلمهايي مانند «عطش»،«كما»و«كافه ستاره» هم در پاسخ به سوالي كه جوياي نظر و نقش او در فيلمنامه «درباره الي...» شده بود، عنوان كرد: فيلمنامه اين فيلم چنان خوب و محكم است كه براي درك قويبودن آن نياز چنداني به داشتن تخصص در زمينه فيلمنامهنويسي نيست اما هرچه تجربه افراد در نگارش فيلمنامه بيشتر باشد بهتر متوجه ميشوند كه نگارش فيلمنامه اين فيلم چه كار دشواري بوده است. اصغر فرهادي فردي است كه درام را بسيار خوب ميشناسد و در هنگام نوشتن فيلمنامه توجه بسياري به ظرائف دارد.
معادي در پاسخ به اين سوال كه نقشاش در شكلگيري فيلمنامهي اين فيلم چه بوده است، گفت: بايد بگويم كه من تنها اميد دارم كه روزي بتوانم فيلمنامهاي بنويسم كه به اين قوت باشد و قطعا اگر فيلمنامه اين كار را من نوشته بودم هيچيك از اين اتفاقات براي اين فيلم نميافتاد.
نيما حسنينسب هم در اين نشست مهمترين كليدواژهي «درباره الي...» را مسأله قضاوت دانست و گفت: شايد مهمترين خصيصهي «درباره الي...» توجه آن به وضعيت و درام طبقه متوسط ايران باشد چراكه در اكثر آثار امروز سينما و تلويزيون اين طبقه كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و اكثر آثار يا به طبقه ضعيف و يا به طبقه بالا ميپردازد.
درباره الي نامزد بهترين فيلم خارجي جوايز گلدن گلوب شد

فيلمسينمايي «درباره الي» ساختهي «اصغر فرهادي» نامزد اوليه جايزه بهترين فيلم خارجي از جوايز گلدن گلوب آمريكا شد .برگزاركنندگان شصتوهفتمين دوره جوايز فيلم گلدن گلوب روز گذشته فهرست اوليه نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي را اعلام كردند.دراين فهرست 69 فيلم از كشورهاي جهان انتخاب شدهاند كه فيلم «درباره الي» به كارگرداني «اصغر فرهادي» تنها نماينده سينماي ايران است؛ درحاليكه برخي كشورها همچون اسپانيا و فرانسه چند نماينده دارند.
«درباره الي» كه نماينده سينماي ايران در هشتادودومين
دوره جوايز اسكار است، برنده خرس نقرهاي بهترين كارگرداني از جشنواره
برلين، برنده جايزه ويژه هياتداوران و جايزه بهترين فيلمنامه از سومين
دوره جوايز سينمايي آسياپاسيفيك، جايزه بهترين فيلم داستاني از جشنوار
ترايبكا آمريكا، جايزه ويژه هيات داوران و جايزه منتخب تماشاگران از
جشنواره "ايشياتيكا" ايتاليا و... شده است.
در ميان نامزدهاي
اوليه جايزه گلدن گلوب آثار سرشناس و تحسينشده سينماي جهان به چشم
ميخورند كه معروفترين آنها عبارتند از: «ربان سفيد» برنده نخل طلاي كن
از آلمان؛ «سامسون و دليلا» برنده دوربين طلاي كن از استراليا، «لبنان»
برنده شيرطلاي ونيز، «باريا» ساخته جوزپه تورنا توره(ايتاليا)؛ «آغوشهاي
شكسته» ساخته پدرو آلمادوار(اسپانيا)، «يك پيامبر» ساخته ژاك
آئوديار(فرانسه)؛ «شهر مرگ و زندگي»(چين)؛ «مادر»(كره جنوبي)؛ «بدون تو
نميتوانم زندگي كنم» (تايوان)؛ «جان ريب» (آلمان)؛ «پيشخدمت» (شيلي)؛
«پليس، صفت»(روماني)؛ «نامههايي به پدر ژاكوب»(فنلاند)؛ «من مادرم را
كشتم» (كانادا)؛ «راز چشمهايش» (آرژانتين)؛ «بينهايت خوشحال»(دانمارك)؛
«بلوك شماره 6»(روسيه)، «زمستان سالهاي جنگ»(هلند).
به گزارش
اسكرينديلي، پنج نامزد نهايي اين بخش روز 15 دسامبر ـ 24 آذر ماه ـ معرفي
ميشوند و مراسم اعطاي جوايز گلدن گلوب روز 17 ژانويه سال آينده برگزار
خواهد شد.
جوايز گلدن گلوب هرساله يكي از شاخصهاي اصلي درخشش فيلمها در مراسم اسكار است.
موفقیت دیگری برای فیلم اصغر فرهادی

نسخه ویسیدی فیلم سینمای «درباره الی» به کارگرانی اصغر فرهادی در چهار روز یک میلیون نسخه فروش داشته است.
این
فیلم از روز یکشنبه هفته جاری وارد شبکه نمایش خانگی شده و در مدت زمان
کوتاهی به فروش بالایی دست پیدا کرده است. براساس اعلام دفتر موسسه دنیای
تصویر هنر که مسئولیت عرضه این فیلم دارد، از فروش یک میلیون نسخه «درباره
الی» در مدت زمان کوتاه ارائه آن خبر داد.
تیراژ کلی فیلم دو میلیون
نسخه است که در هفته ابتدایی یک میلیون از آن مورد توجه قرار گرفته است.
این فیلم در اکران عمومی به دلیل همزمانی نمایش با اتفاقات بعد از
انتخابات ریاست جمهوری، آنچنان که انتظار می رفت مورد توجه قرار نگرفت،
هرچند که در هفته های پایانی نمایش، فروش فیلم رونق گرفت و در نهایت
«درباره الی» با فروش یک میلیارد و صد میلیونی از پرده پایین آمد.
این
فیلم که به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار هشتاد و دوم معرفی شده
است، در جشنواره هایی همانند برلین، ترابیکا و جشنواره فیلم فجر جوایز
متعددی دریافت کرده است و طی هفته گذشته در مراسم آسیاپاسیفیک هم جایزه
بهترین فیلمنامه را به دست آورد و اصغر فرهادی از این مراسم جایزه ویژه
هیئت داوران را دریافت کرد.
امید می رود با توجه به میزان استقبال
گسترده صورت گرفته از این فیلم در جشنواره های جهانی، فیلم فرهادی بتواند
بار دیگر افتخاری برای سینمای ایران در مراسم اسکار به دست آورد.
ادامه درخشش درباره الی
فرهادی دو جایزه از سومین مراسم اسکرین آسیا پاسیفیک گرفت

اصغر فرهادی با فیلم سینمایی "درباره الی" جایزه بزرگ هیئت داوران و جایزه بهترین فیلمنامهنویس را از سومین دوره مراسم اهدای جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک دریافت کرد.
به
گزارش خبرنگار مهر، مراسم اهدای سومین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک
امروز پنجشنبه 26 نوامبر در استرالیا برگزار شد و جایزه بهترین فیلم به
فیلم سینمایی "سامسون و دلیله" به کارگردانی وارویک تورنتن از استرالیا
رسید که نماینده سینمای این کشور در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان
اسکار هشتاد و دوم نیز هست. فیلم سینمایی "درباره الی" ساخته اصغر فرهادی در بخش بهترین فیلم نامزد
دریافت جایزه بود، جایزه ویژه هیئت داوران را به خاطر کارگردانی دریافت
کرد. "درباره الی" نماینده ایران در اسکار سال 2010 است. دیگر جایزه ویژه
هیئت داوران به الیا سلیمان فیلمساز شهیر فلسطینی برای کارگردانی فیلم
سینمایی "زمان باقیمانده" رسید. فرهادی در بخش فیلمنامه هم توانست جایزه بهترین فیلمنامه مراسم اسکرین
آسیا پاسیفیک را برای "درباره الی" از آن خود کند. جایزه بهترین بازیگر
مرد به ماساهیرو موتوکی برای بازی در فیلم ژاپنی "خروجیها" رسید و کیم
های جا برای بازی در فیلم کرهای "مادر" ـ نماینده کره در اسکار هشتاد و
دوم ـ بهترین بازیگر زن شد. لو چوان فیلمساز چینی برای کارگردانی "شهر زندگی و مرگ" بهترین
کارگردان مراسم اسکرین آسیا پاسیفیک لقب گرفت و جایزه بهترین
فیلمبرداری به همین فیلم اهدا شد. جایزه بهترین فیلم انیمیشن را هم "مری و
مکس" به کارگردانی آدام الیوت از استرالیا دریافت کرد. گزارش کامل این
مراسم به زودی منتشر میشود.
دو جایزه جشنوارهي ايشياتيكای ايتاليا

فيلم «درباره الي» ساختهي «اصغر فرهادي» موفق به دريافت دو جايزه اصلي جشنواره فيلم «ايشياتيكا» در رم ايتاليا شد.دهمين جشنواره فيلم «ايشياتيكا» در رم ايتاليا به كار خود پايان داد و «درباره الي» نمايندهي سينماي ايران در جوايز اسكار 2010 دو جايزهي اصلي اين جشنواره را گرفت.
فيلم «درباره الي» به كارگرداني «اصغر فرهادي» كه در بخش رقابتي «رويارويي با سينماي آسيا» حضور داشت، توانست جايزه ويژه هيات داوران و همچنين جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را به خود اختصاص دهد.در اين بخش فيلمهايي از جمهوري آذربايجان، گرجستان، چين، اندونزي، قزاقستان و تايلند حضور داشتند. به نقل از سايت جشنواره، جايزه شهر رم براي بهترين فيلم جشنواره به «آنسوي رودخانه» از گرجستان ساخته «جورج اوواشويلي» اعطا شد.
يكي از بخشهاي جنبي اين دوره از جشنواره «روزهاي ايران» بود كه در آن شش فيلم مستند ازجمله «ما نيمي از جمعيت ايران هستيم» ساخته «رخشان بنياعتماد» و «گنجينه» ساخته «بهمن كيارستمي» نمايش يافتند.
سال گذشته در نهمين دوره برگزاري جشنواره ايشياتيكا فيلم «بههمين سادگي» ساخته «رضا ميركريمي» جايزه اول را به خود اختصاص داده بود.
منبع : ایسناافتتاح کانون فیلم هشت و نیم
بهمن فرمانآرا، اصغر فرهادی، حامد بهداد، رضا یزدانی، اسدالله امرایی و جمعی از چهرههای سینمایی و فرهنگی در کنار هم جمع شدند تا فروشگاه فرهنگی هشت و نیم در منطقه پاسداران افتتاح شود. کانون فیلم هشت و نیم که توسط جمعی از علاقه<ندان به سینما اداره میشود، توانسته در مدت کوتاهی که از شروع فعالیت آن میگذرد به پاتوق اهالی فرهنگ تبدیل شود.
برنامههای
دراز مدت کانون فیلم هشتونیم به جز آماده سازی مجموعه فیلمهای
کارگردانان بزرگ تاریخ سینما، نمایش فیلم و جلسات نقد و بررسی فیلمها با
حضور منتقدان برجسته سینمایی هم است. کانون فیلم هشت و نیم به آدرس میدان
هروی، خیابان وفامنش، خیابان جوانشیر، رو به روی بانک تجارت، واخدهای
تجاری ساختمان پزشکان فارابی همه روزه از ساعت 11 صبح تا 11 شب پذیرای
علاقهمندان به سینما کتاب و موسیقی است.
منبع: سینمای ما
كارگاه فيلمسازي اصغر فرهادي

اصغر فرهادي،كارگردان سينماي ايران، كارگاه فيلمسازياش را از 18 آبان ماه در مؤسسه فرهنگي هنري كارنامه آغاز ميكند. کارگاه آموزشی فرهادي تحت عنوان «از ايده تا ساخت» از هجدهم آبان ماه در مؤسسه فرهنگي هنري كارنامه آغاز ميشود.
براساس اين گزارش، اصغر فرهادي در اين دوره آموزشي از زيربناي ساخت يك فيلم كه ايده است، تا مرحله ساخت و كارگرداني آن را به دانشجويان آموزش خواهد داد.
منبع : فارس
درباره الی... ركوردار نامزدهای جايزه آسيا پاسفيك 2009

«اصغر فرهادي» با فيلم «درباره الي» نامزد چهار جايزه از جوايز سينمايي آسياپاسيفيك در سال 2009 شد. برگزاركنندگان سومين دوره از جوايز سينمايي آسيا-پاسيفيك امروز (دوشنبه) فهرست نامزدهاي نهايي جوايز سال 2009 را اعلام كردند.برگزاركنندگان جوايز آسيا-پاسيفيك امسال 37 فيلم از 16 كشور شامل استراليا، كامبوج، هند، اندونزي، ايران، ژاپن، فلسطين، نيوزلند، چين، كره، روسيه، سريلانكا، تايلند، تركيه بههمراه رژيمصهيونيستي را بهعنوان نامزدهاي نهايي دريافت جايزه انتخاب كردند.
مراسم اعطاي جوايز روز 26 نوامبر ـ 5 آذر ماه ـ در استراليا برگزار خواهد شد.
«درباره
الي» كه نماينده ايران در اسكار 2010 است، در بخش بهترين فيلم بلند يكي از
آثار برگزيده است. فيلم «سامسون و دليلا» از استراليا، برندهي دوربين
طلاي جشنواره كن، «براي هميشه خوشحال» از چين، «شهر مرگ و زندگي» از چين
و «زماني كه باقي ميماند» محصول مشترك فلسطين/فرانسه/ايتاليا ديگر
نامزدهاي بهترين فيلم بلند هستند.
امسال ژاپن حضور پررنگي در ميان
نامزدهاي اعلام شده دارد و نمايندگان اين كشور نامزد 7 جايزه شدهاند. پس
از آن چين با 6 نامزدي در رتبهي دوم قرار دارد و ايران، هند، روسيه، كره
و چين هريك با پنج نامزدي در رتبه بعدي قرار دارند. فيلم «درباره الي»
اصغر فرهادي به تنهايي در چهار بخش نامزد دريافت جوايز شده است و از اين
لحاظ ركورددار جوايز امسال آسيا-پاسيفيك است.
اين فيلم علاوهبر
نامزدي بهترين فيلم، در بخشهاي بهترين فيلمنامه (اصغر فرهادي)، بهترين
كارگرداني (اصغر فرهادي) و بهترين بازيگر زن (گلشيفته فراهاني) نامزد شده
است.
البته سينماي ايران نماينده ديگري نيز در جوايز آسيا-پاسيفيك
دارد؛ «عليمحمد قاسمي» براي فيلم «چراغي در مه» نامزد بهترين فيلمبرداري
شده است. در اين بخش، دو فيلمبردار از روسيه و فيلمبرداراني از تايلند و
چين نامزد دريافت جايزه هستند.
در بخش بهترين كارگرداني، علاوهبر
«اصغر فرهادي»، «لو چوان» از چين براي فيلم «شهر مرگ و زندگي»، «آنوراگ
كاشياپ» از هند براي «Dev.D» ، «سيون سونو» از ژاپن براي «در معرض عشق» و
«ويموكتي جاياسوندارا» از سريلانكا براي «ميان دو دنيا» نامزد اعلام
شدهاند.
در بخش بهترين فيلمنامه «اصغر فرهادي» براي فيلم «درباره
الي»، «كوندو كوياما» از ژاپن براي فيلم «عزيمت»، «بونگ جون هو» از كره
براي فيلم «مادر»، «يوگش ويناياك» از هند براي فيلم «بمبئي زندگي من»
بههمراه «بائك سونگ بين» از كره براي فيلم «اعضاي مراسم تدفين» چشم به
جايزه آسيا-پاسيفيك دوختهاند.
در بخش بهترين بازيگر زن، «گلشيفته
فراهاني» براي فيلم «درباره الي» يكي از شانسهاي كسب جايزه است.
بازيگراني از سريلانكا، كره، روسيه و چين ديگر نامزدهاي اين بخش هستند.
در بخش بهترين بازيگر مرد نيز هنرپيشههايي از ژاپن، هند، فلسطين، كرهجنوبي و چين چشم به جايزه دوختهاند.
در
بخش بهترين اثر انيميشن بلند، «هوانوردان» از ژاپن، «تيم اول» از روسيه،
«ماري و ماكس» از استراليا، «جنگهاي تابستاني» از ژاپن و «داستان سرباز
فدوت» از روسيه نامزد شدهاند.
در بخش بهترين اثر مستند بلند،
«بدنامي» از رژيمصهيونيستي، «شهروند ژولينگ» از تايلند، «فرزندان گاندي»
از استراليا، «مهمترين چيز زنده ماندن است» از كامبوج و «روحيه» از ژاپن
معرفي شدهاند.
در بخش بهترين فيلم كودك، «بوگي من» از تركيه، «يك
زندگي جديد» از كرهجنوبي، «سه آروز، سه عشق» از اندونزي، «قدرت آب» از
نيوزلند و «طاها؛ پسري با نارنجك» از هند نامزدهاي منتخب هستند.
