نگاهي به «دايره زنگي» ساخته پريسا بخت‌آور

آپارتماني به وسعت یک شهر

مازيار فكری-«دايره زنگي» يك كمدي آپارتماني طراز اول از سينماي معاصر ايران است، به‌ويژه آنكه نام اصغر فرهادي به‌عنوان نويسنده فيلمنامه (و البته همسر كارگردان) در فهرست عوامل به چشم مي‌خورد.ي ارشاد :


فرهادي به شهادت مجموعه‌هاي تلويزيوني، فيلم‌هاي سينمايي و فيلمنامه‌هاي ديگرش نشان داده كه با ضوابط و قواعد پيچيده زندگي آپارتمان‌نشيني در كلانشهر تهران آشناست. خصوصيت‌هاي اخلاقي و رفتاري طبقه متوسط ايراني را به‌خوبي مي‌شناسد و به همين دليل است كه شخصيت‌هاي پرتعداد فيلم «دايره زنگي» براي تماشاگر ساكن شهر تهران اينقدر آشنا به‌نظر مي‌رسند. بزرگ‌ترين چالش «دايره زنگي»، شخصيت‌پردازي كاراكترهاي پرشمار و پرورش روابط ميان آنهاست كه فيلم و فيلمنامه به‌خوبي از پس اين كار دشوار برآمده‌اند. شخصيت‌هاي متناقض اين فيلم و روابط پيچيده و متزلزل ميان آنها را مي‌شناسيم و باور مي‌كنيم. از اين منظر، آن خنده‌هاي از ته دل كه در سالن‌ها به گوش مي‌رسند را مي‌توان كنشي طبيعي، ناشي از آشناپنداري تماشاگر نسبت به آدم‌ها و وقايع جاري در فيلم دانست.
تقابل سنت و مدرنيته در زندگي آپارتماني شهر تهران، جوهره اصلي «دايره زنگي» است. اساسا شيوه زندگي آپارتماني متعلق به دوران مدرنيته است و انسان ذاتا سنتي ايراني در برخورد با چنين پديده‌اي، به تناقض‌هاي غريب و مضحكي مي‌رسد كه موقعيت‌هاي نمايشي و كميك بيشماري را در اختيار نويسنده و كارگردان مي‌گذارد. اين موقعيت‌ها و شكل زندگي امروزي در شهر تهران در تلويزيون و سينماي ما به كليشه‌هاي ازلي و ابدي تبديل شده است اما هنر «دايره زنگي» در همين‌جاست كه بي‌توجه به آن كليشه‌هاي دروغين، تصويري واقعي اما هجوآلود از اين شيوه زندگي و تقابل دائمي سنت و تجدد در قالب زندگي شهري تهران معاصر ارائه مي‌دهد.
تصاوير و لحظه‌هايي آنقدر واقعي و ملموس كه تماشاگر آشنا با اين لحظه‌ها در برخورد با آنها، جز قهقهه‌اي بلند از ته دل واكنش ديگري نخواهد داشت.
تجهيزات دريافت و نمايش تصاوير ماهواره‌اي به‌رغم محدوديت‌ها، آشناترين وسايل زندگي مدرن امروزند. اتفاقا تقابل و تناقض در همين مورد به اوج خود مي‌رسد.
بافت و نگاه سنتي جامعه ايراني، از سويي كليت تصاوير و برنامه‌هاي ماهواره‌اي را برنمي‌تابد. به همين دليل است كه در يك آپارتمان چند واحدي، گروهي برپاكردن آنتن‌هاي بشقابي در پشت‌بام خانه را، از حقوق خود مي‌شمارند و گروهي ديگر، علم مخالفت با آن را بر مي‌افرازند. در حالي كه در همين خانواده سنتي فرزندان نسل جوان به راه خود مي‌روند و والدين به ظاهر مخالف آن، در خلوت بدشان نمي‌آيد كه نيم‌نگاهي به آن بيندازند. فيلم با هوشمندي نه اين پديده را يكسره محكوم مي‌كند و نه به دفاع صرف از آن مي‌پردازد. بلكه با ظرافت تنها به نمايش موقعيت‌هاي طنزآلود ناشي از حضور اين وسيله تكنولوژيك در بافت سنتي متمايل به تجدد جامعه دست مي‌زند.
از نكات قابل ذكر و تامل «دايره زنگي» بازي‌هاي روان و موفق اغلب بازيگران فيلم است. كنترل و هدايت اين تعداد بازيگر در فضايي محدود و موقعيت‌هايي خطير به لحاظ اجرا و ميزانسن و منطق روايتي، كار دشواري است كه پريسا بخت‌آور در نخستين تجربه سينمايي خود به خوبي از پس آن برآمده است. بازي‌هاي بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا، امين حيايي، بهاره رهنما، صابر ابر، باران كوثري، گوهر خيرانديش و ديگران كاريكاتوري تمام عيار از كاراكترهايي هستند كه يا هر روز با آنها سر و كار داريم و يا حتي خود ما يكي از آنهاييم! اما گل سرسبد بازي‌هاي اين فيلم خوش ساخت بي‌شك به مهران مديري تعلق دارد.
براي اثبات اين مدعا كافي است مجموعه بازي‌هاي تلويزيوني و حتي شخصيت كارآگاه نامتعارف فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» را با شخصيت او در «دايره زنگي» مقايسه كنيم، تا به ميزان موفقيت مديري در پرورش نقشي يكسره متفاوت از كارنامه و پرسوناي بازيگري‌اش پي ببريم. نقشي كه قطعا نقطه اوج كارنامه بازيگري او تا اين لحظه را رقم زده است.
برقراري تعادل ميان شخصيت‌هاي متعدد، در فضا و مجال اندك يك مجتمع آپارتماني و يك فيلم سينمايي از ديگر نكات مثبت فيلم است كه به بازي‌هاي بازيگران نيز جلوه‌اي تازه مي‌بخشد.
اما به نظر مي‌رسد كامل‌ترين و پخته‌ترين شخصيت فيلم، نقشي است كه باران كوثري آن را ايفا مي‌كند. از ابتداي فيلم با شخصيت دختري موقر، پاك و
چهره ای آرام مواجه مي‌شويم و خواه ناخواه با او احساس همذات‌پنداري مي‌كنيم، اما در پايان فيلم متوجه پيچيدگي‌هاي شخصيتي او مي‌شويم و در مي‌يابيم كه ما هم به مانند اغلب شخصيت‌هاي فيلم از او رودست خورده‌ايم. اين نقطه قوت بدون شك از فيلمنامه پرجزئيات و شخصيت‌پردازي دقيق اصغر فرهادي است كه بر جذابيت‌هاي فيلم مي‌افزايد.