دو یادداشت از خبر آنلاین
اکنون که در فضایی پرالتهاب در دوران پساانتخاباتی قرار گرفتهایم و هر کس از ما - با هر رأی و دیدگاه - نگران به محیط پیرامونی جامعه مینگرد، طبعاً گفتمانهای سیاسی و کنشهای اجتماعی غالب بر هر نمود رفتاری و فکری هستند و سایر ابعاد زندگی تا حد زیادی ورای این مباحث قرار گرفتهاند. در این میان شاید سخن گفتن از سینما و مصداقهای معاصر آن، کمی تا قسمتی بیرون از این فضا جلوه نماید و به مثابه امری نامربوط به نظر آید. اما تصور میکنم اتفاقاً در چنین ساحتهایی سینما نقشی بسزا ایفا میکند و به عنوان عنصری روشنفکرانه قادر است تا احساسهای برانگیخته را پالایش یافتهتر جلوه دهد و در مسیری شسته رفتهتر هدایتش کند.
در روزگارانی که فتنه از اطراف و اکناف میبارد، سینما - و در ابعاد کلیاش هنر - به مثابه چتری است تا در پناه آن، حس آشفته خود را سامانی التیامگونه ببخشیم و افکار گسستهمان را به بازخوانیای معطوف به انسجام بگذاریم. بدیهی است که منظور از سینما نه مصداقهای سخیف آن، بلکه جلوههای متعالیاش است؛ جلوههایی که مخاطب را فارغ از شعار و سطحینگری نگه میدارد و او را به سمت لایههای عمیقتر ادراک پیش میبرد. اکنون که از قضا، یکی از نمونههای این نوع سینما روی پرده سینماها به اکران گذاشته شده است، فرصتی پربهره است تا از پس کوران سیاست، درون سالن تاریک نمایش بخزیم و اندکی در باب روابط انسانی خویش که روی پرده جادو انعکاس پیدا کرده است به غور بنشینیم. فیلم درباره الی، مجالی گرانقدر در این اوضاع و احوال است.
در کشاکش موجود، تماشای فیلمی که بیتکلف اما دقیق و ظریف از اساسیترین هستههای وجودی ما آدمیان - و به ویژه اقشار متوسط جامعه که نه چنان گرفتار معیشتند که از اندیشه بازمانند و نه چنان در عیشند که از معنا - سخن میگوید غنیمتی دلنشین است. فرهادی و همکارانش در این فیلم مخاطب را در معمایی فرومیبرند که با باز شدن نخهای گرهاش، کلافی پیچ در پیچ در ذهن و روانش تابیده میشود و او را در ساحتی پیچیده قرار میدهند که مفاهیمی از قبیل قضاوت، راستی و دروغ، عشق، سرنوشت محتوم بشری، مذهب، اخلاق، سوءتفاهمهایی که از دل سادگی و صمیمیت فاجعه میآفرینند و. . . درونش غوغا میکند.
درباره الی ماجرایی ساده را محمل قرار میدهد تا از ورایش به ژرفنای روان نقب بزند و چقدر در این وانفسای بیرونی، این نقب درون، همسنخ با احساسات و افکار برانگیخته کنونی به نظر میآید. طبعاً اشتباهی بزرگ است که اگر درباره الی را طبق تعاریف متداول فنی، سینمایی سیاسی و حتی اجتماعی بینگاریم؛ چه آن که این اثر اساساً فیلمی به شدت انسانی است و البته اگر واحد اصلی سیاست و اجتماع را انسان به حساب آوریم که همین نیز هست، آن گاه میتوان با نگاهی تأویلی و عمیق، درباره الی را هم دور از این حوزهها محسوبش نکرد.
در درباره الی با نگاهی دوباره به مقوله «خود غلط بود آن چه میپنداشتیم» که هم در ساختار روایی فیلمنامه جاری است و هم در زمینههای محتوایی آن، موضعی دیگرگون به موقعیت پیرامونی خویش اتخاذ خواهیم کرد و دوگانههایی از قبیل «خوشبختی / نکبت»، «صدق/کذب»، «حق/باطل»، و... را با در نظر گرفتن فاصلهای نازکتر از نخ، به داوری خواهیم گرفت؛ داوریای که خود البته بنیانش بر آجری است که با وقوع ماجرایی جدید در این پازل هستی، چرخشی نوین به خود میگیرد و افق دید را به سمتی دیگر میگرداند.
شاید در فضای کنونی، چندان حوصله فیلم و سینما را نداشته باشید و بیشتر راغب باشید در دنیای اخبار و بیانات و رجال مربوطه سیاحت کنید، اما حضورتان در مقابل فیلمی همچون درباره الی، نه تنها هرگز پشیمانتان نخواهد کرد که برعکس انگارههای ذهنی و روحی تان را در این وضعیت، جهتی انسانیتر، اندیشناکتر و تبلوریافتهتر خواهد بخشید.
جواد طوسی
اسیر تقدیرفیلم «درباره الی. . .» ساخته «اصغر فرهادی» را برای چندمین بار دیدم، ناخودآگاه به این موضوع فکر کردم که چقدر این آدمهای جمع شده در یک ویلای مشرف به دریا اسیر تقدیرند. این در «اسارت تقدیر بودن»، تم مشترک فیلمهای «اصغرفرهادی» از «رقص در غبار» و «شهر زیبا» تا «چهارشنبه سوری» و «درباره الی. . .» است.
مجموعه آدمهایی که او در این فیلمها به تصویر کشیده در دل روابط و مناسبات روزمره خود حضوری منفعلانه ندارند و همواره تلاششان تحمیل خود به شرایط است، اما نهایتاً گریزی از تقدیر ندارند. این اسارت و ترکیب «جبر و اختیار» را «اصغرفرهادی» در دو فیلم اخیرش (چهارشنبه سوری و درباره الی. . .) که به طبقه متوسط جامعه شهری نزدیک شده، به نحو بارزتری نشان میدهد.
او کنتراست موجود در این طبقه را در فیلم آخرش به شکل عیان و- در عین حال - تکاندهنده نشان میدهد. چه زود تق همه آن شادیها و بزن و بکوبهای لحظهای درمیآید و این آدمهای به ظاهر سرخوش نسبت به یک فرد (الی) و واقعه مرتبط با او واکنشهای مختلف نشان میدهند.
میبینیم که رفته رفته این میهمان ناشناخته و واقعه ناگوار متصور شده برای او چقدر در روابط دوستانه و زناشویی بقیه افراد اختلال ایجاد میکند و فضا و موقعیتی به ظاهر تفاهمآمیز را به سوءتفاهم کامل سوق میدهد و ناخودآگاه بستری فراهم میشود تا آدمها نسبت به هم «قضاوت» غیرمنصفانهای داشته باشند. در واقع، یکی از ویژگیهای مثبت و قابل دفاع «درباره الی. . .» همین توجه عمیق «اصغرفرهادی» به «جزئیات» در دل یک سینمای موقعیت و متمرکز شده در روزمرگیهای این طبقه مطرح جامعه است.
در پرداختن به این جزئیات است که آن صحنه عنوانبندی در داخل تونل مشرف به شیار باریکی از روشنایی، آن صحنه پانتومیم بازی کردن بعضی از آدمهای بزرگ و کوچک و توصیف ضمنی اتفاق گریزناپذیر بعدی، آن ریختن خرده شیشهها از لای پنجره شکسته ویلا در برخورد میان «احمد» و «الی»، آن خندههای کودکانه «الی» حین بادبادک هوا کردن که انگار خودش خبر حادثه شومی را به ما میدهد و نوع همراهی دوربین با او، آن حرکات دوربین روی دست در قسمت دوم فیلم که همراه با آدمها به سمت کانون حادثه و فاجعه میرود و همه اضطرابها و دلنگرانیها و هول و هراس آنها را ثبت میکند، آن اتومبیل ب.ام.و آلبالویی رنگ مدل قدیمی که در نمای ماقبل انتهای فیلم توی شنهای کنار ساحل گیر کرده و موقعیت واقعی طبقه متوسط این زمانه را (در تداوم و تکرار زندگی) نشان میدهد و. . . آن مکث کوتاه دوربین در آخرین نمای فیلم روی «سپیده» که تنها و بهتزده و سر در گریبان پشت میزی در یکی از اتاقهای ویلا نشسته، معنا پیدا میکنند و ارزشهای انکارناپذیر این فیلم «اصغر فرهادی» را از جنبههای مختلف مضمونی و ساختاری و زیباییشناسی بصری و کار با مجموعه بازیگرانش نشان میدهد.
امیدوارم «اصغر فرهادی» از بیان این واقعیت که حالا دیگر یکی از مطرحترین و خوشقریحهترین فیلمسازان سینمای ایران به شمار میآید، دچار غرور بیش از حد نشود.
منبع: خبر آنلاین