گزارش نشست نقد و بررسی «درباره الی» در فرهنگسرای ارسباران

اصغر فرهادي گفت:علاقهمندم تماشاگر جواب سوالي كه پس از تماشاي «درباره الي» در ذهناش به وجود ميآيد، را خودش پيدا کند.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين کارگردان سينماي که شامگاه چهارشنبه ـ 24 تير ماه ـ در فرهنگسراي ارسباران سخن ميگفت با بيان اين که قبل از هر توضيحي دربارهي مضمون فيلم علاقمند است، صحبتهاي تماشاگران را بشنود، اظهار داشت: هرگونه جهتدهي به ذهن فردي که فيلم را ديده است و جهتدادن و محدود كردن آن جفا است و مانند جدولي است که خود تماشاگر آن را حل ميکند. بنابراين دوست ندارم لذت کشف و پر کردن خانههاي اين جدول را از شما بگيرم.
وي در پاسخ به اولين سوال در خصوص اينکه فيلمنامه از ابتدا از زبان داناي کل روايت ميشود و اطلاعات در اختيار تماشاگر قرار ميگيرد، اما چرا غرق شدن الي از تماشاگر پنهان ميماند، تصريح كرد: فيلم با حذف اين واقعه به شكلگيري يك درام ميرسد و درواقع اگر ميگوييم داناي کل در چنين ساختاري معنايش آن نيست که دوربين همهي خلوت اين آدمها را نشان بدهد.
اين کارگردان در خصوص حذف نشان دادن چهرهي «الي» در پايان فيلم و کمک به تعليق بيشتر آن گفت: حذف آن صحنه براي من بسيار راحت بود و پيشنهاد هم شد. اما دوست ندارم تماشاگر وقتي از سالن بيرون ميرود سوالش اين باشد که انتهاي فيلم بالاخره دختر مرد يا نمرد. اين سوال گرهاي از مضمون فيلم باز نميکرد. خواستم آن را نشان دهم تا سوالات بزرگتر و مهمتري را به تماشگر منتقل کنم تا سوالات بزرگتر ومهمتري كه تماشاگر در طول فيلم عايدهاش ميشود كمرنگ نشود.
وي افزود: در کارهاي قبليام هم به ويژه در «چهارشنبه سوري» به همين شکل بود و بعضيها ميگفتند اگر رابطهي شخصيت مرد و زن همسايه را نشان نميدادم،ابهام بيشتري بود ولي من كيفيت اين رابطه برايم اهميت داشت و نه وجود يا عدم وجودش. اين نوع ابهامها مخصوصا در پايان فيلمها كمكم به يك كليشه در فيلمهاي هنري تبديل شده است.
اين کارگردان سينما درخصوص سوالات ديگري دربارهي جزئيات فيلم مجدداً تاکيد کرد: وقتي فيلم تمام شد، هدف اين است تا تماشاگر با يک سري سوالات به خانه برود و فيلم حق انديشيدن به تماشاگرش را بدهد و هر کس هرطور ميخواهد به آن فكر كند. من حتي به بازيگران فيلم توصيه کردم در مصاحبههايشان کاري نکنند که تماشاگر پاسخ سوالاتي که در ذهنش به وجود آمد را از طريق آنان بگيرد.
اصغرفرهادي در پاسخ به سوال ايسنا دربارهي يکدست بودن بازي كودكان، حرفهايها و آماتورها در فيلم گفت: بازي گرفتن از کودکان با بزرگسالان بسيار تفاوت دارد، چون به آنها واقعيت را نميتوان گفت. ما براي بچهها بازيهايي ميساختيم که به آن لحظه واکنش نشان دهند و شگردهاي مختلفي خلق ميشد که خانوادههاي بچهها درطول اين دو ماه بسيار به ما کمک کردند.
وي افزود: اما شرايط براي بزرگترها کاملا برعکس بود و هرچقدر ميشد بايد آگاه تر ميشدند تا آن لحظه خلق شود و از ابتدا قرار شد هرکسي سوالي دارد تا قبل از روز فيلمبرداري دربارهي کليات اين شخصيتها بپرسد و دو ماه قبل از فيلمبرداري زمان به صحبت و پيدا کردن گذشته و علت رفتار و گفتار اين شخصيتها سپري شد و وقتي به سر صحنه آمدند ديگر ميدانستند چه کاري بايد بکنند و جزئيات درسر صحنه مشخص ميشد.
فرهادي تاکيد کرد: من اين شانس را داشتم که با گروه بسيار خوب و جدياي که اشتياقشان براي کار خوب گاهي از خود من بيشتر بود، کار کنم.
وي درباره ي نام «الي» هم گفت: فکر ميکنم خودم تقريباً بدانم نام کامل الي چيست، اما آن را به هيچکس نگفتم تا لو نرود و حتي بعضي وقتها به خودم ميگويم شايد آنچه که فکر ميکنم نباشد. اگر اين نام لو برود، رازآميزي آن شخصيت از بين ميرود درحالي که ما ميخواهيم اين شخص را بيشتر بشناسيم و براي همين جلوي نامش سه نقطه گذاشتهايم.
فرهادي در پاسخ به سوال ديگري دربارهي پايانبندي اين فيلم که پرسشگر اين سوال معتقد بود، پايانبندي برخلاف فيلمهاي قبلي فرهادي غافلگيرکننده نيست، اظهار داشت: نظرات متفاوت است و عدهاي هم ميگويند بسيار غافلگير کننده است و انتظار ديدن جنازه را نداشتهاند. هر تماشاگر با يک زاويهي ديد نگاه ميکند، اما اين پايانبندي در شکل منطقي ساختار فيلم اينگونه است و اگر آن را عوض ميکردم در يكپارچكي و يكدستي ساختار سکته ايجاد ميکرد و اين پايانبندي در ادامهي ساختاري است که از ابتداي فيلم تعريف شده است.
او ادامه داد: در فيلمهاي قبليام هم به اين شکل بوده است و تنها غافلگيري صرف نبوده و اگر تماشاگر در طول فيلم به نشانهها توجه کند، در پايان کمتر غافلگير ميشود.
به گزارش ايسنا، احمد مهرانفر، صابر ابر و پيمان معادي از بازيگران اين فيلم بودند که در جلسه حضور داشتند.
پيمان معادي در خصوص حضورش در اين فيلم گفت: روزي که فرهادي از من خواست در اين فيلم بازي کنم، علت انتخابش را پرسيدم و او گفت که نقش به تو نزديک است. اما خيلي جاها من نبودم و تصميماتي در بازيام وجود داشت که براي رسيدن به آن خيلي انرژي صرف ميشد و فرهادي تلاش ميكرد به من بفهماند که من خودم نيستم. البته حتي اگر آدم خودش هم باشد باز لحظاتي بايد بازي کند.
فرهادي در ادامه صحبتهاي معادي گفت:نظرم دربارهي نزديکي نقش، فيزيک، صدا و نوع گويش بود و نه به لحاظ شخصيتي. در طول کار همهي بچهها خودشان نبودند و با نقش فاصله داشتند و تلاش شد اين مميزي بين خودشان و نقش شناخته شود و تک تک آنها در اين جهت تلاش کردند.
معادي تصريح کرد: به فرهادي اعتماد داشتم و ميدانستم بازيهاي خوبي مي گيرد و مدام مي گفت دلهره نداشته باش و آن دورهي دو ماههاي که قبل از فيلمبرداري گذرانديم نيز بسيار خوب بود و حتي بازيگران با سابقه هم از جايي برگشتند و دوباره شروع کردند. ضمن آنکه گروه هم بسيار خوب بود و همه به هم کمک ميکردند و اصلا فکر نميکردم آماتور هستم. و خانم مريلا زارعي که نقش مقابل من را بازي ميکرد بسيار به من کمک کرد و در خيلي از صحنهها به قيمت ديده شدن من، ديده نشد.
وي افزود: ما سکانسهايي را تمرين ميکرديم که در فيلمنامه وجود نداشت و در مواقعي هم بازيگران به جاي هم بازي ميکردند تا جاهاي درست را از آن بگيرند و اينها تمرينات بسيار ويژه اي بود که به کار ما بسيار کمک کرد.
اين بازيگر با اشاره به صحنهي دعواي او و زارعي در آشپزخانه آن سکانس را فيالبداهه دانست وگفت: فرهادي با هرکدام از ما جداگانه صحبت کرد و خواست در يک دقيقه نکاتي را که گفته است را في البداهه اجرا کنيم و آنقدر خوب شد که قرار شد در فيلم باشد و بايد بگويم که فرهادي از همهي ما بازيگرتر بود.
صابر ابر با بيان اينکه از ابتداي فيلمبرداري با گروه همراه بوده است، تصريح كرد: دوست داشتم با گروه باشم و اين حضور به طور خاص براي اين فيلم خيلي به من کمک کرد و دوست داشتم روزهايي که جلوي دوربين نبودم در کنار بچهها باشم و با هم جلو رويم.
وي افزود: ما از دو ماه قبل از شروع فيلمبرداري مدام تمرين مي کرديم و انگار همهي لباسهايمان را براي شب مهماني چک کرده بوديم و همه چيز فکر شده بود و فقط کافي بود يک رتوش نهايي صورت بگيرد تا به مرحلهي اجرا برسد. يک سري سکانسهايي هم که در فيلمنامه نيست را تمرين کرديم که اين جذابترين بخش تمرين گروهي ما بود و يکي از آن سکانسها آخرين ديدار عليرضا و الي شب قبل از سفر بود و آن شب شخصيت عليرضا براي من خيلي شناختهتر شد و به آن نزديکتر شدم.
مهرانفر هم دربارهي تفاوت بازيگري در تئاتر و سينما به جملهاي از آل پاچينو اشاره کرد و گفت: بازيگري در تئاتر مثل راه رفتن روي طناب بند است و در سينما مانند طنابي که روي زمين قرار دارد. هرکدامشان در سطح عالي ميتواند يک هنر ناب و خلاقانه باشد.
وي افزود: اين که بازيها اينقدر يکدست شده است به توصيهها و فيلمنامهي فرهادي بر ميگردد. او براي ما جا انداخت که بازيگري يعني بازي نکردن بطوري که در دو فيلمي که بعد از «دربارهي الي» بازي کردم،مشکل داشتم و اميدوارم اين موضوع كه بازيگري، بازي نکردن است در سينماي ما جا بيافتد.
محمود رضوي تهيهکنندهي فيلم درباره فروش الي نيز گفت: شرايط انتخابات و فضاي بعد از آن در روند اکران فيلم تأثير منفي گذاشت و اگر فيلم در همان عيد نوروز که نميدانيم به چه دليل حذف شد، اکران ميشد بسيار بهتربود. ضمن آنکه تبليغات تلويزيوني هم در چند هفتهي اخير از روال معمول خارج شده و اميدواريم به روال قبل برگردد.
در ابتداي اين نشست که با همکاري انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران و موسسه نسل آفتاب با اجراي علي علايي برگزار مي شد، مجيد کريمي مدير اجرايي موسسه نسل آفتاب توضيحاتي را در خصوص اقدامات اين موسسه ارائه کرد و به ياد در گذشتگان هواپيماي مسافربري يک دقيقه سکوت اعلام شد.
کيوان کثيريان که به عنوان منتقد در اين جلسه حاضر بود از ادامه اين جلسات در چهارشنبههاي آخر هر ماه خبر داد.